کتاب شکلات تلخ (دوجلدی)

Dark Chocolate
(2 جلدی)
کد کتاب : 16189
شابک : 978-9643729394
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 860
سال انتشار شمسی : 1399
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 9
تعداد جلد : 2

معرفی کتاب شکلات تلخ (دوجلدی) اثر هما پوراصفهانی

کتاب شکلات تلخ (دو جلدی) نوشته ی هما پوراصفهانی می باشد این کتاب توسط انتشارات سخن چاپ و در 860 صفحه به بازار عرضه شده است.آخرین چاپ آن مربوط به سال 1398 بوده و می توان به لحاظ موضوع بندی آن را در بخش داستان ایران قرار داد.

کتاب شکلات تلخ داستانی است نوشته هما پور اصفهانی که توسط انتشارات سخن به چاپ رسیده است.این داستان 860 صفحه ای در ادامه داستان سیگار شکلاتی روایت میشود.جایی که اردلان فانی کشته شد.در رمان شکلات تلخ کاشف به عمل می آید که اردلان فانی زنده است و با هویتی جعلی در باند خلافکار دیگری رخنه کرده است و تلاش میکند آن باند را منهدم کند.در میان کش و قوس های همین بین هویت اصلی او برای دختری به نام فریال هویدا میشود و او مجبور میشود فریال را بکشد اما با رخ دادن ماجراهایی به جای قتل فریال تصمیم دیگری میگیرد...
در پشت جلد این رمان می خوانیم: «همه چیز با یک اس ام اس شروع شد: سیگار شکلاتی، سیگار رو ترک کن، من هم شکلات رو کنار می ذارم.
سیگار و شکلات و تلخی را در هم پیچید و درست لحظه ای که فکر می کرد روی قله پیروزی ایستاده زندگی اش درگیر گل رزی شد که در یک شیشه اسیر بود و روز به روز گلبرگ هایش کم تر و کم تر می شد. در فکرش هم نمی گنجید که شیرینی زندگی اش بین دستان دلبری باشد که با آمدنش طلسم تلخی و دیو بودنش را در هم بشکند.»

همچنین در آغاز کتاب میخوانیم:

سعی کن حتی اگر تلخی، تلخیات مانند شکلات بر جانها خوش بنشنید و همه اطرافیانت طرفدار تلخی ات باشند. تلخیات بشود آرام جانها. شیرینی ات را در پشت تلخیات پنهان کن. مهربانی و عشق نقطه ضعف است. همیشه حواست را به نقطه ضعف هایت جمع کن. دشمن در کمین تو است.

هما پور اصفهانی نویسنده جوان تا کنون بیش از ده رمان نوشته است و از دیگر آثار او میتوان به رمان های آسمان نگاهت، قرار نبود،توسکا، رمان شکلات تلخ – رمان سیگار شکلاتی و...اشاره کرد.

کتاب شکلات تلخ (دوجلدی)

هما پوراصفهانی
هما پور اصفهانی از رُمان نویسان با سابقه ی کشورمان است که در دوازدهم اسفند ماه سال ۱۳۶۹ در شهر اصفهان متولد شده است. وی دارای مدرک کارشناسی ارشد روانشناسی می باشد.هما پور اصفهانی تقریباً از ۱۰ سالگی نوشتن را شروع کردند اما هیچ گاه فکر نمی کردند که استعداد منحصربفردی در نوشتن داشته باشند.خود ِ ایشان در این زمینه می گویند: فکر می کردم همه می توانند بنویسند، اما رفته رفته متوجه شدم که خیلی از افراد حتی از پس نوشتن یک انشای ساده هم بر نمی آیند.
قسمت هایی از کتاب شکلات تلخ (دوجلدی) (لذت متن)
در سکوت کامل کنارش نشسته و به روبه رویم زل زده بودم. ماشین آرام به جلو پیش می رفت و سعید هم قصد نداشت حرفی بزند و سکوت بینمان را بشکند. داشتم به این فکر می کردم که چرا نمیتوانم او را دوست داشته باشم؟ او پسر یکی از بزرگترین بساز بفروش های شهر بود. در خانه بسیار لوکسی که پدرش برایش ساخته بود زندگی می کرد و از نظر مالی هیچ چیزی کم نداشت، ولی من هیچ وقت در کنار او احساس راحتی نمی کردم. همیشه معذب بودم. با این که سعید به شدت بی تکلف و مهربان بود

راهنما زدم و با همان سرعتی که داشتم از اتوبان خارج شدم. همه خستگی هایم را همیشه فقط یک جا می توانستم رفع کنم وارد خیابان فرعی شدم و در اولین جای پارکی که دیدم با دو فرمان ماشین را جا کردم. پنل ضبط را در آوردم و داخل داشبورد پرتاب کردم. در داشبورد را بستم و بعد از برداشتن کیفم از ماشین پیاده شدم و با دزدگیر درها را قفل کردم و راه افتادم سمت ساختمان سیصد و سیزده. طبقه دوم این ساختمان همیشه و همیشه مأمن همه دردهایم بود. باز صدای گوشی ام بلند شد. وارد ساختمان شدم و گوشی را از کیفم در آوردم. برعکس تصورم که فکر می کردم مامان باشد چهره سعید بود که روی صفحه به من دهن کجی می کرد.

خودم را تقویت می کردم ولی چه کسی میتوانست چند ماه بی مژه سر کند؟ من؟! عمرا؟ سرم را روی صندلی گذاشتم و اجازه دادم رامیلا به صورتم برسد. توی این سالن هر کس مسئول یک کاری بود. بند و ابرو و میک آپ حرفه ای کار هیوا بود. انواع و اقسام مسائل مربوط به مو، از رنگ گرفته تا اکستنشن و شینیون هم کار رامیلا بود. سوری که الان نبود مسئول اپیلاسیون بود و من هم ناخن و مژه کار سالن بودم. چند نفر دیگر هم بودند که می آمدند و می رفتند، ساکن نبودند. نفس عمیقی کشیدم و بوی لوازم آرایش را بلعیدم. عاشق بوی کرم پودر و رژلب و کلا لوازم آرایش بودم. دست خودم نبودم.