کتاب «مارکس و پیآمدها» اثر کریستوف هنینگ، سفری است هوشمندانه به درون جهان فکری کارل مارکس، با این پرسش که اندیشههای او پس از صد و پنجاه سال، چه حرفی برای امروز ما دارند. هنینگ که سالها در دانشگاههای سنتگالن و ارفورت تدریس کرده و از شارحان برجسته فلسفه سیاسی و نظریه انتقادی به شمار میرود، در این کتاب نوعی «بازخوانی فعالانه» از زندگی و آثار مارکس به دست میدهد. کتاب دو لایه اصلی دارد. لایه نخست، روایتی فشرده و منسجم از اندیشههای مارکس است. هنینگ نشان میدهد که مارکس جوان و مارکس پیر «سرمایه» آنقدرها هم از هم جدا نیستند. او با ظرافت، از نقد آزادی مطبوعات در بیستوسهسالگی تا نقد حقوق بشر بورژوایی و سپس نظریهی ازخودبیگانگی و در نهایت نقد اقتصاد سیاسی را در یک خط سیر به هم پیوند میزند. هنینگ سه محور اصلی را در کار مارکس برجسته میکند: نخست، نقش کار در فهم هستی انسانی و نقد ازخودبیگانگی؛ دوم، نظریه جامعه شامل ماتریالیسم تاریخی و نظریه طبقات؛ و سوم، اقتصاد سیاسی بهمعنای خاص آن، یعنی نظریه بحران و نظریه بهرهکشی. او نشان میدهد که نظریه بحران مارکس، با فرمول مشهور «حد واقعی تولید سرمایهداری، خود سرمایه است»، حتی برای فهم بحرانهای مالی ۲۰۰۸ و ۲۰۱۱ هم هنوز کلیدهای تفسیری تازهای به دست میدهد. لایه دوم کتاب، «پیامدها»ی مارکس است؛ هم در سیاست و هم در فرهنگ. هنینگ معتقد است نومعتزلیان و چپهای پستمدرن از فوکو تا دریدا، در دهههای پایانی قرن بیستم نوعی عقبنشینی نسبیگرایانه از میراث مارکس را رقم زدند. اما امروز، موجهای تازهای از فمینیسم متأثر از مارکس، بومشناسی رادیکال و نظریه پسااستعماری در حال بازگشت به او هستند و این بازگشت نیز از سر ناچاری است: وقتی سیاستهای سبز سهدهه اخیر نتوانستهاند جلوی تخریب محیطزیست را بگیرند و شکاف ثروت و فقر به بالاترین حد تاریخی خود رسیده، مارکس همچنان ناخوانده به اتاق گفتوگوی ما پا میگذارد .این کتاب برای کسانی ست که میخواهند بفهمند چرا پس از فروپاشی دیوار برلین و اعلام پایان تاریخ، هنوز باید با پرسشهای مارکس کلنجار بروند. هنینگ به ما نشان میدهد که مارکس نه پیامبر آیندهای موعود، که فرزند راستین بحرانهای حال ماست.
درباره کریستوف هنینگ
کریستوف هنینگ، دارای مدرک دکترا (۲۰۰۳)، استاد دانشگاه سنت گالن سوئیس است. او آثار زیادی در زمینه فلسفه اقتصادی، مارکسیسم و نظریه انتقادی منتشر کرده