«تاریخ اجتماعی معماری: فهم دیدگاه و روش از طریق تامل در یک تاریخنامه» به قلم مهدی حسینی است که با هدف جبران خلأ چشمگیر منابع نظری در حوزه تاریخنگاری اجتماعی هنر و فضا در ایران تدوین شده است. در پهنه مطالعات معماری در زبان فارسی، رویکرد غالب همواره بر گونهشناسی کالبدی، توصیفهای فنی عناصر ساختمانی یا ردیابی توالی سبکها و دورههای حکمرانی استوار بوده و از نسبت میان فرم بنا و حیات واقعی انسانها غفلت شده است؛ از این رو نویسنده با طرح پرسشهایی درباره ماهیت تاریخ اجتماعی معماری، مقولات کلیدی و شیوههای پژوهش در آن، میکوشد چارچوبی علمی پیش پای اهل نظر بگذارد. حسینی برای دستیابی به این مقصود، اثر مارک ژیروثار پیرامون سرگذشت خانههای حومهی شهری در انگلستان را به منزله متنی معیار برمیگزیند؛ اثری که در اواخر دهه هفتاد میلادی، همزمان با نضج تاریخ اجتماعی نوین و برپایی نمایشگاه نابودی خانههای حومهی شهری، نگاهی دگرگونکننده به کالبد مسکونی انداخت و اثبات کرد که ابنیه تاریخی پیش از آنکه شاهکارهایی هنری باشند، بازتاب عینی ساختار طبقاتی و تجسد فرهنگ زیسته جامعهاند. کتاب در سه فصل بههمپیوسته سامان یافته است؛ در فصل نخست، مبانی برآمدن تاریخ اجتماعی در سده بیستم و سرگذشت پانصدساله خانههای اشرافی انگلستان از سده پانزدهم به این سو روایت میشود؛ عمارتهایی که در عمل خانه قدرت به شمار میرفتند و طراحی فضایی آنها برای تمشیت امور رعایا، هدایت سیاست ملی و نمایش اقتدار فرادستان صورتبندی شده بود. با افول تدریجی نظام اشراف زمیندار در میانه قرن بیستم، تالارهای ضیافت، کتابخانهها و اتاقهای تشریفات کارکرد خود را از دست دادند و اثاث آنها زیر پوششهای سفید پنهان گشت تا پایان یک زیستجهان تاریخی اعلام شود. در فصل دوم، نویسنده بازتاب مفاهیم نظریه اجتماعی همچون هژمونی، مراتب طبقاتی، ساختار خانوار، تحرک اجتماعی، جنسیت و اوقات فراغت را در کالبد معماری پی میگیرد؛ سازوکارهایی که با پنهانسازی مسیرهای عبور خدمتکاران در دل دیوارها برای نامرئی ماندن فرودستان و تفکیک اتاقهای زنانه و مردانه، نابرابریهای عینی را در چیدمان فیزیکی تثبیت میکردند؛ روندی که گذار تدریجی از تالارهای همگانی سدههای میانه به سوی فضاهای خصوصی و انزوای فزاینده طبقاتی در عصر مدرن را بازتاب میدهد. در فصل سوم، مولف روشهای پژوهش تاریخی ژیروثار نظیر تقطیع زمانمند، تحلیلهای مقایسهای، گردآوری دادههای کمّی و سنجش انتقادی اسناد و متون روزمره را واکاوی میکند تا نشان دهد چگونه نقشههای معماری در کنار خاطرات و سیاهه اموال، به اسنادی گویا از زیست جمعی بدل میشوند. حسینی با تبیین این شیوهها، یادآور میشود که فضا هرگز واقعیتی بیطرف یا ظرفی خنثی برای رخدادها نیست، بلکه در کار ساماندادن به هویت، رفتارهای روزمره و بازتولید روابط انسانی نقشی تعیینکننده دارد؛ کتابی که فراتر از ترجمه یا شرح صرف، ابزار نظری و روششناختی لازم را در اختیار پژوهشگران ایرانی قرار میدهد تا بتوانند تاریخ معماری این سرزمین را به مثابه بستر تجارب تاریخی و حیات اجتماعی مردمان بازخوانی کنند.