«در برکهی دو پرنده» اثر فلن اوبراین در سال ۱۹۳۹ منتشر شد و یکی از نمونههای اولیهی رمانهای فراداستانی به شمار میآید. روایت آن از زبان یک دانشجوی ادبیات در دوبلین بیان میشود؛ او در خانهی عمهاش زندگی میکند و بیشتر وقتش را به جای درس خواندن صرف نوشتن داستانهای خیالی میکند. این دانشجو علاقه دارد چند روایت را همزمان شروع کند و اعتقاد ندارد که یک داستان باید حتما یک آغاز و یک پایان مشخص داشته باشد. یکی از روایتهایی که او مینویسد مربوط به نویسندهای به نام درموت ترلیس است. ترلیس شخصیتهای داستانش را به شکل کاراکترهایی مزدبگیر میبیند و آنها را مجبور میکند نقشی را که برایشان نوشته بازی کنند. اما این شخصیتها به تدریج علیه او دست به شورش میزنند. وقتی ترلیس خواب است، آنها پنهانی طرحهایی برای مقابله با او میریزند و داستان از کنترلش خارج میشود. در بخشهای مختلف کتاب مرز میان دنیای دانشجو، دنیای ترلیس و دنیای شخصیتهای ساختهشده از بین میرود. روایتها در هم تنیده میشوند و موقعیتهایی شکل میگیرد که در آن شخصیتهای داستانی علیه خالق خود اقدام میکنند یا حتی شروع به نوشتن داستانهایی دربارهی او میکنند. این لایههای درونی و بیرونی نشان میدهند که هیچ خط مستقیمی در روایت وجود ندارد و داستان میتواند در چند سطح همزمان پیش برود. در پایان وقتی شخصیتها در آستانهی نابودی ترلیس قرار دارند، نسخههای نوشتههای او در آتش از بین میرود و داستان دوباره به سطح اول، یعنی زندگی راوی دانشجو برمیگردد. رمان با پایانی بدون نتیجهگیری قطعی، خواننده را به دنیای واقعی بازمیگرداند و مرزهای داستان و زندگی روزمره را کنار هم قرار میدهد.
درباره فلن اوبراین
فلن اوبراین، زاده ی 5 اکتبر 1911 و درگذشته ی 1 آپریل 1966، نویسنده ای ایرلندی بود که یکی از برجسته ترین چهره های ادبی ایرلند در قرن بیستم به شمار می آید. نام اصلی او، براین اونولان بود اما رمان های انگلیسی خود را با نام مستعار فلن اوبراین منتشر می کرد. اوبراین خود را تحت تأثیر آثار جیمز جویس می دانست.
سبک رمان کاملا متفاوت از انواع سبکهای رایج و حتی متفاوتتر از آثار دیگهی ابراین هستش و ممکنه مورد پسند همه نباشه پس قبل از خوندن حتما تحقیق کنین . برای من که تجربهی خوب و متفاوتی بود