زارا امیدی با نوشتن این رمان، جدای از محتوا و موضوعش بار دیگه به ما نشون داده که زبان فارسی هنوز زندهس. اینکه میشه شاهکارهای ادبی فارسیرو در نسل جدید نویسندهها پیدا کرد. نوع روایتگری، بیان گذشته و حال و حتی نوع بیان تروما و رنجی که شخصیتها به دوش میکشند... این کتاب از دل خاکسترهای ادب فارسی، ققنوسوار بیرون اومده
عجب کتابی.فوق العادس
بین کتابهای ایرانی واقعا عالی بود این یکی. مرسی که این کتاب رو نوشتین خانم امیدی. آدم منقلب میشه با خوندنش. نثر خوب، فضاسازی خوب. فوق العاده بود.
اولا شارو مرد است. دوما روابط خانوادگی چیه؟ این رمان قصۀ یک مرد بازمانده از نسل کشی کردهاست و موضوع نسل کشی رو عنوان کرده. چرا توضیحات اشتباه مینویسید و مخاطب رو به اشتباه میاندازید؟ یه سرچ هم نمیتونید بکنید؟
این اثر درباره مردی به نام شارو است؛ نقاشی منزوی که از فاجعه نسلکشی کردها جان سالم به در برده و اکنون در سوئد زندگی میکند. او با سیاهقلمهایش گذشته را بازسازی میکند. روزی دختری به نام آسکی با او روبهرو میشود و از او میپرسد چرا تصویر پدرش در آثار او دیده میشود. این مواجهه، آغاز سفری پیچیده در دل خاطرات و جستجوی هویت است. روایت رمان در دو مسیر موازی پیش میرود: یکی در ذهن شارو و دیگری در کنجکاوی آسکی. در پایان، مخاطب با حقایقی روبهرو میشود که مفاهیمی چون عدالت، گناه و انتقام را به چالش میکشد.