کتاب «قدرت تخریب خلاق» نوشتهی فیلیپ آگیون، سلین آنتونین و سایمون بونل، اثری در حوزهی اقتصاد کلان و اقتصاد نوآوری است که به این موضوع پرداخته که چرا بعضی اقتصادها برای دههها رشد میکنند و ثروتمند میشوند، در حالی که بعضی دیگر در سطحی میانه متوقف میمانند؟ نویسندگان حاصل پژوهشهای چند دههی خود دربارهی رشد اقتصادی مبتنی بر نوآوری را کنار هم گذاشته و پایهی نظری اثر ایدهی «تخریب خلاق» است که از یوزف شومپیتر وام گرفته شده و آگیون و پیتر هاویت آن را در قالب نظریهی رشد شومپیتری گسترش دادهاند. هستهی استدلال این است که نوآوری هم میسازد و هم برمیاندازد. فناوری تازه بهرهوری را بالا میبرد و رشد اقتصادی میآفریند، اما در همان حال بخشی از روشها، شرکتها و مشاغل پیشین را از رده خارج میکند. نمونههایی مثل جایگرفتن خودرو بهجای کالسکه، دوربین دیجیتال بهجای فیلم عکاسی یا پخش آنلاین بهجای فروش فیزیکی موسیقی، این منطق را روشن میکنند. نویسندگان تخریب خلاق را صرفا ورشکستگی بنگاههای قدیمی نمیدانند و آن را موتور پویای رشد میدانند؛ موتوری که هر نوآوری در آن بر دانش پیشین سوار میشود و سپس فناوریهای قدیمیتر را به چالش میکشد. از همین جا کتاب به نقش رقابت میرسد. اگر شرکتی سالها بدون رقیب در بازار بماند، انگیزهاش برای نوآوری کم میشود؛ ورود شرکتهای تازه فشاری ایجاد میکند که نوآوری را زنده نگه میدارد. به همین دلیل، نویسندگان میان حمایت از نوآوران و جلوگیری از تبدیل نوآوران موفق به مانعی در برابر نوآوری نسل بعد تعادل برقرار میکنند. دامنهی موضوعات کتاب از همین چارچوب فراتر میرود و بحث دربارهی ریشههای شتابگرفتن رشد اقتصادی مدرن، تلهی درآمد متوسط، اثر جهانیسازی بر نوآوری و اشتغال، نابرابری و تحرک اجتماعی، رکود بهرهوری، تغییرات اقلیمی و رشد سبز و نیز بازیابی اقتصاد پس از شوکهایی مانند همهگیری کرونا، همگی در پرتو همین ایده پیگیری میشوند. اثر بر دادهها و پژوهشهای تجربی تکیه دارد و نتیجهی آن شعار «بازار آزاد» یا «دولت بزرگ» نیست. نویسندگان توضیح میدهند که نوآوری برنده و بازنده دارد و پرسش اصلی این است که جامعه چگونه میتواند از مزایای آن بهره ببرد و هزینههای جابهجایی و اختلال را هم مدیریت کند. به باور آنها دولت باید شرایط نوآوری و رقابت را حفظ کند، به آسیبدیدگان تخریب خلاق کمک برساند و مانع از آن شود که بنگاههای مسلط امروز راه را بر نوآوران فردا ببندند. در این نگاه، بازار، دولت و جامعهی مدنی هر سه سهمی در سرمایهداریای دارند که هم رشدآورتر باشد، هم فراگیرتر و هم سبزتر.