کتاب «غریق» نوشتهی جان بنویل، رمانی جنایی-معمایی است که ماجرای آن در ایرلند دههی ۱۹۵۰ اتفاق میافتد. داستان با صحنهای آغاز میشود که در آن یک خودرو مرسدس در حاشیهی ساحل پیدا شده در حالی که موتور روشن است، درها باز هستند، و چراغها هنوز میسوزند، اما از راننده خبری نیست. مردی به نام رانی ادعا میکند که همسرش، دیردرا، در حالی که در ماشین بوده، ناگهان پیاده شده و به سوی دریا رفته است. از نظر او این خودکشی است، اما شواهد و جزئیات صحنه با این روایت همخوانی ندارد و همین تناقض نقطهی شروع پروندهی پلیس میشود. بازرس استرفرد از دوبلین مسئول تحقیق در این ماجراست. او باید میان اظهارنظرهای متناقض شاهدان و نشانههای پراکنده، حقیقت را پیدا کند. در روند تحقیق، دکتر کویرک - متخصص کالبدشکافی و دوست قدیمی او - وارد ماجرا میشود. همکاری میان این دو شخصیت، که رابطهای پر از تنش و اختلاف دارند، بخش مهمی از روایت را شکل میدهد. استرفرد از مسیر منطقی و قانونی به سراغ حقیقت میرود، در حالی که کویرک بیشتر با شهود، حافظه و زخمهای شخصیاش پیش میرود. در کنار خط اصلی معما، زندگی شخصی هر دو شخصیت نیز به موازات پرونده پیش میرود. استرفرد درگیر طلاق و بحران خانوادگی است و در عین حال با فیبی، دختر کویرک، رابطهای دارد که وضعیت او را پیچیدهتر میکند. کویرک هم درگیر خاطرات همسر از دسترفتهاش است و گذشتهی سنگینی بر دوش دارد. این لایههای شخصی به تدریج با مسیر تحقیق در هم میآمیزند و نشان میدهند که حقیقت فقط در مدار قانون و شواهد خلاصه نمیشود، بلکه درون ذهن و تجربهی انسانها هم پنهان است. با جمع شدن سرنخها، واقعیت مرگ دیردرا روشنتر میشود و رازهایی از گذشتهی او و اطرافیانش فاش میشود. داستان نشان میدهد که این غیبت ساده، نتیجهی مجموعهای از دروغها، خیانتها و تصمیمهای نادرست است که در طول سالها شکل گرفتهاند. بنویل در این اثر علاوه بر پرداختن به معمای جنایی، فضای خاکستری اخلاق، فشارهای اجتماعی و درونی انسانها را در جامعهی بستهی ایرلند آن دوران به تصویر میکشد.
درباره جان بنویل
ویلیام جان بنویل در سال ۱۹۴۵ در وسکفورد ایرلند به دنیا آمد. او سیزده رمان منتشر کرده است. بنویل ساکن دوبلین است. او با نوشتن رمان دریا در سال ۲۰۰۵ جایزه ی ادبی من بوکر را از آن خود کرد.