کتاب رنجر تگزاس

Texas Ranger
مجموعه ادبیات داستانی جهان 19

مشخصات کتاب رنجر تگزاس
مترجم :
شابک : 978-9645478030
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 272
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 2018
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 24 فروردین

معرفی کتاب رنجر تگزاس اثر جیمز پترسون

در رنجر تگزاس پرفروش ترین تریلر نیویورک تایمز جیمز پیترسون ، یک تگزاس رنجر برای تحقیق در مورد قتل همسر سابقش، برای زندگی ، برای آزادی و زندگی در شهری که دوست دارد ، می جنگد.
در سراسر مزارع و شهرهای ایالت محل زندگی وی ، نظم و انضباط و مهارت های او در اجرای قانون باعث شده تا یتس راه زیادی را طی کند: از پلیس گشتی بزرگراه محلی تا مرتبه تگزاس رنجر. البته این ترفیع هزینه ی زیادی برای او داشته است: ازدواج او. هنگامی که او تماسی مشکوک از همسر سابقش دریافت می کند یتس سمت دیارش می شتابد. وی برای یافتن صحنه ی جنایتی هولناک و یک اتهام وحشتناک وارد زادگاه خود می شود: او به عنوان مظنون به قتل همسر سابقش آن شناخته می شود. معلم فداکاری که تنها عمل جنجالی اش در طول زندگی پایان دادن به ازدواجش با یک رنجر بود.
یتس در جستجوی قاتل ، به دوزخ پیچیده ترین و خشن ترین ذهن هایی که تاکنون با آن روبرو بوده است می رود ، وعده می دهد که هرگز تسلیم نمی شود. این تنها چیزی است که ممکن است او را زنده نگه دارد...

کتاب رنجر تگزاس

جیمز پترسون
جیمز برندن پاترسون، زاده ی 22 مارس 1947، نویسنده ی آمریکایی است.پاترسون در نیویورک به دنیا آمد و بزرگ شد. او پس از سپری کردن دوران مدرسه، مدرک کارشناسی را در رشته ی زبان انگلیسی از کالج منهتن گرفت و کارشناسی ارشد همین رشته را با نمره ی ممتاز در دانشگاه وندربیلت گذراند. او سپس به کار بازاریابی و تبلیغات مشغول شد و پس از کناره گیری از این شغل در سال 1996، تمامی زمانش را به نوشتن اختصاص داد. جیمز پاترسون به همراه همسرش، سوزان، در پام بیچ فلوریدا زندگی می کنند. این زوج، صاحب پسری به نام جک هستند.
نکوداشت های کتاب رنجر تگزاس
An effective mystery . . .the story is picking up speed like a semi barreling down the Interstate.
یک داستان معمایی تاثیرگذاز.... داستان با سرعت زیادی رو به جلو حرکت می کند.
Houston Chronicle

قسمت هایی از کتاب رنجر تگزاس (لذت متن)
به سارا بث توضیح می دهم که سال ها بابت خیانت آنی عصبانی بودم، ولی اخیرا متوجه شده ام که بیشتر آن ماجرا تقصیر خودم بوده. ساعت ها و روزهای زیادی که من مشغول کار در واحد رنجرهای تگزاس بودم، همسرم توی خانه منتظرم نشسته و امیدوار بود زندگی خوبی با من داشته باشد. من شب ها دیر به خانه می رفتم… حتی گاهی روزها می شد که به خانه نمی رفتم. همیشه در حال شکار خلاف کارها و مجرمین مختلف بودم. وقتی هم که به خانه می رفتم، کج خلق و پریشان و عصبانی بودم. «چه طور می تونی برای انتخاب پرده به فروشگاه بری، درحالی که مدام توی فکر یه قاتل زنجیره ای هستی که سعی داری گیرش بندازی؟ آنی همسرم بود، ولی اگه راستش رو بخواهی من با شغلم ازدواج کرده بودم. این من بودم که اون رو وادار کرده بودم جای دیگه ای دنبال یه رابطه ی عاشقانه باشه.»

بعد از گفتن این حرف ساکت می شود. من هم چیزی نمی گویم. هر دو میدانیم چیزی که گفت حقیقت دارد بعد سارا بث میگوید: لون گیتار رو اون جا میبینی؟» و با دست به گیتار شش سیمی که به عنوان دکور گوشه ی اتاق گذاشته اشاره می کند.« من اون گیتار رو وقتی که هنوز باهم بودیم گرفته بودم می خواستم اون رو به عنوان هدیه ی فارغ التحصیلی بهت بدم. ولی درست همون موقع بود که تو من رو پیچوندی و دیگه نتونستم این رو بهت بدم»