کتاب شش کلاه تفکر

Six Thinking Hats
کد کتاب : 16912
مترجم : منصور فلاحتی نوین
شابک : 978-6001198748
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 230
سال انتشار شمسی : 1399
سال انتشار میلادی : 1981
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 12
زودترین زمان ارسال : 16 مرداد

معرفی کتاب شش کلاه تفکر اثر ادوارد دوبونو

کتاب"شش کلاه تفکر"، یکی از پرفروش ترین کتابها در حوزه تفکر در سراسر جهان با فروش میلیونی، نوشته ادوارد دو بونو است که کتابهای پر اقبالی چون"تفکر جانبی"و "من درست میگویم، تو غلط" را در کارنامه خود دارد. این کتاب به شما آموزش میدهد که چگونه جلسات تفکر بهتری برگزار کنید و تصمیمات بهتری بگیرید. جلسات اداری، جزئی جدانشدنی و حیاتی از مشاغل ما هستند اما بسیاری از مواقع ثمربخش نیستند و زمان با ارزش ما را هدر میدهند. ادوارد دو بونو در روش شش کلاه تفکر،نشان میدهد که چگونه جلسات میتوانند به نتایجی سریع و قاطع برسند. روش شش کلاه تفکر، تکنیکی ساده بر اساس حالات مختلف تفکر مغز است. در این روش، هوش، تجربه و اطلاعات تک تک افراد به سمت نتایج درست هدایت میشوند. این اصول، روش کار کردن و تعامل شما را از اساس تغییر میدهند. تجارت ها و دول بسیاری در سراسر جهان این روش را در جهت از بین بردن تناقض آرا و سردرگمی و درنتیجه رسیدن به یکپارچگی نظرات و نتایج بهتر، بکار گرفته اند. ادوارد دو بونو، مردی الهام بخش با نظریاتی ناب درباره تفکر، همواره جهان را شگفت زده کرده است. دکتر دو بونو تا به حال بیش از 60 کتاب تالیف کرده که به 40 زبان ترجمه شده است و همین امر باعث شده که روش او در دانشگاههای تمام دنیا تدریس شود. این روش توسط بسیاری از مدیران تجاری، دانشجویان و رهبران دول در سراسر جهان مورد تحسین قرار گرفته شده. روش شش کلاه تفکر، دستورالعملی کاربردی و منحصرا مثبتی را به شما ارائه میدهد که به تصمیمات بهتر و کشف ایده های جدید می انجامد. دوبونو میگوید:" ما همواره تلاش میکنیم در لحظه، بیش از حد از مغزمان در زمینه های مختلف کار بکشیم؛ احساسات، اطلاعات، منطق، امید و خلاقیت، همه و همه در آن واحد در مغز ما روی هم میریزند. مانند آن است که بخواهیم یه جای سه توپ، با تعداد بسیار زیادی توپ، تردستی راه بیندازیم." میپرسید راه حل چیست؟ به شما میگویم:

در این روش 6 کلاه به رنگ های سفید، آبی، قرمز، زرد، سیاه و سبز وجود دارد که هریک نماینده مفاهیم مشخصی هستند. مثلا دارنده کلاه آبی باید به تفکر کردن جمع، جهت دهد و برنامه ای مشخص را به سرانجام برساند. کلاه سفید فقط به اطلاعات ارائه می پردازد. افراد با کلاه قرمز احساسات و عواطف خود را بروز می دهند. کسی که کلاه سیاه به سر دارد، انتقادهایش را به شکل منطقی بیان می کند. استفاده از کلاه زرد به معنای توجه به جنبه های مثبت موضوع مورد بحث است و کلاه سبز نماینده خلاقیت و فکرهای نو است.

کتاب با استفاده از این روش و بکار بردن آن در مثال های عینی زندگی واقعی، نشان میدهد که چطور میتوان این روش را در تصمیمات تجاری و جلسات خلاقیت و یا استارت آپ های مبتکر بکار گرفت و نتایجی متفاوت تر از همیشه حاصل کرد.

کتاب شش کلاه تفکر

ادوارد دوبونو
ادوارد دوبونو (Edward Charles Francis Publius de Bono)، نویسنده و متفکر اهل مالت است.ادوارد دوبونو (Edward de Bono) در سال ۱۹۳۳ در مالت به دنیا آمد. او در زمان جنگ جهانی دوم در دانشگاه مالت در رشتهٔ پزشکی تحصیل کرد. سپس با کمک‌هزینه تحصیلی رودس، به دانشگاه آکسفورد رفت و با دریافت مدرک افتخاری در رشته‌های روانشناسی و علوم طبیعی و مدرک دکترای فلسفه از آن دانشگاه فارغ‌التحصیل شد. او همچنین دارای مدرک پی‌اچ‌دی از دانشگاه کمبریج و کارشناسی ارشد از دانشگاه مالت است.
قسمت هایی از کتاب شش کلاه تفکر (لذت متن)
لزومی ندارد احساسها به گونه ای محکم و استوار یا منطقی باشد. می توان احساس ها را با زبان گفتاری خود تنظیم و هماهنگ کرد. سعی نکنید احساس های خود را توجیه کنید. وقتی کلاه قرمز را بر سر می گذاریم. مشکل ترین کار این است که درمقابل وسوسه ی توجیه احساس های خود مقاومت کنیم. چنین توجیهی ممکن است درست یا نادرست باشد؛ ولی به هنگام تفکر با کلاه قرمز, هردوی آن ها غیرضروری است. ... مهم نیست چرا به او بی اعتماد شده ای. به هرحال، دیگر به او اعتماد نداری. ... تو با ایده ی تاسیس یک دفتر در نیویورک موافق هستی. نیازی نیست وارد جزییات شوی و دلیل این تمایل خود را بگویی. این چیزها را می‎توانی بعد که به تصمیم گیری درباره ی این موضوع نزدیک شدیم، بیان کنی. گاهی برای همه ی ما پیش آمده است که از نشان دادن احساس های خود عذرخواهی کرده ایم؛ چرا که آن را مطابق با تفکر منطقی ندانسته ایم. درحقیقت ما احساس ها را نیز درحیطه ی منطق می دانیم. اگر از کسی نفرت داریم. باید دلیل خوبی برای آن داشته باشیم. اگر از طرحی خوشمان می آید، باید برایش دلیل منطقی بیاوریم؛ اما تفکر با کلاه قرمز ما را از چنین بایدهایی رها می کند. آیا این بدان معنی است که ما آزادیم و می توانیم هر نوع پیشداوری ای که مایلیم داشته باشیم؟ آیا هیچ خطری در این مورد وجود ندارد؟ چرا، وجود دارد؛ اما درپیشداوری هایی که آشکارا در حیطه ی منطق صورت می گیرد. به مراتب خطرهای بیشتری وجود دارد. من مخالف کالبدشکافی احساس ها و یافتن منشا و سرچشمه ی آن ها نیستم؛ اما این وظیفه ی کلاه قرمز نیست. احساس های آدمی متغیر و بی ثبات است و بیشتر وقت ها آشفته و متناقض هستند. برای نمونه، در یک پرسشنامه از امریکاییان خواسته شد تا نظر خود را درخصوص رابطه با امریکای مرکزی بنویسند.. بیشتر آن ها نظر مثبت دادند؛ اما در عمل بیشتر آن ها با هر نوع پیشنهادی برای ایجاد رابطه ی سیاسی مخالفت کردند. پس این امکان وجود دارد که در حرف و درحالت انتزاعی با ایجاد رابطه موافق باشیم؛ ولی وقتی راه های عملی مطرح می شود با آن مخالفت ورزیم. از دیدگاه منطق این تضاد رفتار معنایی ندارد؛ اما در دنیای احساس ها توجیه پذیر و شدنی است. کلاه قرمز تریبونی برای بیان برخی احساس ها نیست؛ اگرچه بعضی افراد وسوسه می شوند تا آن را در دنیای احساس ها توجیه پذیر و شدنی است.