کتاب جایی برای پیرمردها نیست

No country for old men
کد کتاب : 16942
مترجم :
شابک : 978-9643626006
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 286
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 2005
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 5
زودترین زمان ارسال : ---

معرفی کتاب جایی برای پیرمردها نیست اثر کورمک مک کارتی

"جایی برای پیرمردها نیست" به قلم "کورمک مک کارتی" داستانی است که در زمان خودمان در مرزهای خونین بین تگزاس و مکزیک اتفاق می افتد.
"لوئلین ماس" که در نزدیکی ریو گراند در حال شکار است ، با جسد مردانی رو به رو می شود که به ضرب گلوله کشته شده اند و به همراه آن ها یک بار هروئین و بیش از 2 میلیون دلار پول نقد پیدا می کند. او می داند که این مقدار پول همه چیز را تغییر خواهد داد. اما تنها پس از کشته شدن دو مرد دیگر ، اتومبیل سوخته ی یک قربانی است که "کلانتر بل" را به قتل عام در صحرا سوق می دهد و او به زودی متوجه می شود که "ماس" و همسر جوانش تا چه اندازه به محافظت نیاز دارند.
یک طرف در معامله ای ناموفق، یک افسر سابق نیروهای ویژه را برای دفاع از منافع خود در برابر یک فریلنسر مسحورکننده استخدام می کند ، در حالی که در هر دو طرف مردانی به خشونت و ضرب ورشتم های چشمگیر عادت دارند. این تعقیب به بالا و پایین و آن طرف مرز کشیده می شود؛ به نظر می رسد هر سمت قضیه مصمم است که به آنچه یکی از دیگری می پرسد پاسخ دهد: چگونه یک مرد تصمیم می گیرد که به چه ترتیب زندگی خود را رها کند؟
یک داستان دلخراش از جنگی که جامعه با خودش به راه می اندازد و مراقبه ای پایدار در مورد روابط عشقی و خون و وظیفه ای که زندگی ها را سرشار می کند و سرنوشت ها را شکل می دهد؛ "جایی برای پیرمردها نیست" به قلم "کورمک مک کارتی" رمانی با طنین و قدرت فوق العاده است.

کتاب جایی برای پیرمردها نیست

کورمک مک کارتی
کورمک مک کارتی (به انگلیسی: Cormac McCarthy) که با نام چارلز مک کارتی (به انگلیسی: Charles McCarthy) زاده شد، رمان نویس و نمایش نامه نویس آمریکایی است.در تاریخ ۲۰ ژوئیه سال ۱۹۳۳ در شهر پراویدنس ایالت رودآیلند به دنیا آمد. او در یک خانه ی بزرگ در شهر ناکسویل ایالت تنسی بزرگ شد. پدرش در این شهر، وکیلی موفق بود.با این که در چند سال اخیر تعریف و تمجیدهای زیادی نصیب مک کارتی شده است، او در بیشتر سال های عمر حرفه ای اش به جز برای تعداد محدودی از علاقه مندان و منتقدان، شناخته شده نبود. آثار اولیه ی ...
نکوداشت های کتاب جایی برای پیرمردها نیست
Profoundly disturbing and gorgeously renderedÉ. The most accessible of all his works.
عمیقا دلهره آور و بسیار زیبا ارائه شده است. در میان کارهای او از همه در دسترس تر است.
Washington Post Washington Post

A narrative that rips along like hell on wheels [in a] race with the devil [on] a stage as big as Texas.
روایتی که همچون جهنمی پشت فرمان درمسابقه با شیطان روی صحنه ای به بزرگی تگزاس اتفاق می افتد.
New York Times Book Review New York Times Book Review

Expertly staged and pitilessly lightedÉ. It feels like a genuine diagnosis of the postmillennial malady, a scary illumination of the oncoming darkness.
صحنه ها ماهرانه چیده شده و بی رحمانه واضح است. همچون تشخیص درستی از ناخوشی های پس از هزاره ای است، روشنایی ترسناکی از تاریکی پیش رو.
Time Time

قسمت هایی از کتاب جایی برای پیرمردها نیست (لذت متن)
من یه پسر رو تو هانتسویل به اتاق گاز فرستادم. فقط یکی، نه بیشتر. خودم دستگیرش کردم و شهادت دادم. دو سه باری اون جا رفتم و باش ملاقات کردم. سه بار. بار آخر روز اعدامش بود. مجبور نبودم برم ولی رفتم. معلومه که نمی خواستم. دختر چهارده ساله ای رو کشته بود، و همین الان بهتون بگم که من هیچ وقت هیچ علاقه ای به ملاقات پسر نداشتم، چه برسه به دیدن اعدامش، اما این کار رو کردم. روزنامه ها نوشتند این جنایت از سر اشتیاق بود و خودش به من گفت هیچ اشتیاقی در کار نبود. با اون دختره قرار می گذاشت هر چند که خیلی ...

من هر روز صبح روزنامه ها رو می خونم. بیشتر می خوام بدونم اطراف خودمون چه اتفاق هایی افتاده. هیچ وقت هم نگفتم که کارم رو خوب انجام دادم. کار ما روز به روز سخت تر می شه. همین چند وقت پیش دو تا پسر با هم رفیق شدند. یکی شون از کالیفرنیا بود یکی از فلوریدا. جایی اون وسطای راه باید آشنا شده باشند. بعد شروع کردند به سفر با همدیگه و کشتن مردم. یادم نیست چند نفر رو کشتند. فکر کن چقدر احتمال داشت این دو تا به هم برسند. تا قبل از این ماجرا چشم شون به هم نیفتاده بود. مگه چند نفر آدم اینجوری تو این مملکت هست. فکر نکنم زیاد باشند. خب ما که نمی دونیم. یه روز دیگه یه زنی رو گرفتند که بچه ش رو انداخته بود تو سطل آشغال. چجور آدمی ممکنه همچین کاری به ذهنش برسه؟ زن من دیگه روزنامه نمی خونه. شاید حق با اون باشه. معمولا حق با اونه.