کتاب فرزند پنجم The Fifth Child


  • قیمت : ۱۳,۵۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود

مروری بر فرزند پنجم
محمدعلی فائزی محمدعلی فائزی

کتاب فرزند پنجم، اثر دوریس لسینگ[که تولد کودکی عجیب و غیرانسانی را در کانون توجه خود دارد]به کاوش در عدم تمایل جامعه به درک بی رحمی موجود در میان انسان ها می پردازد. هرت و دیوید لووات، صاحب چهار فرزند بوده و توانسته اند بر خلاف جریان های اجتماعی انگلستان در دهه ی 1960، محیط آرام و شرایط خوبی را در خانه و خانواده ی خود ایجاد کنند. با این که جرم و آشوب بسیاری در پیرامون محیط زندگی لووات ها به چشم می خورد، آن ها اطمینان دارند که شیوه ی زندگی سنتی شان، از این خانواده در برابر خطرات دنیای بیرون محافظت خواهد کرد،تا این که فرزند پنجم آن ها به دنیا می آید. بن، ظاهری شبیه به هیولایی کوچک دارد، همیشه گرسنه و به شکل غیر معمولی قوی و وحشی است و خصوصیت های کودکانه مانند معصومیت و بی گناهی به هیچ وجه در او دیده نمی شود. با بزرگ تر و ترسناک تر شدن بن، هریت درمی یابد که عشقی به او ندارد، دیوید نمی تواند او را لمس کند و چهار فرزند دیگرشان، بسیار از او می ترسند. هریت و دیوید که فهمیده اند این کودک در هیچ جامعه ای جایی ندارد، درگیر غرایز و احساسات متناقضی می شوند و وجود فرزند وحشی و عجیب شان، ایمان آن ها به دنیایی آرام و بی خطر را در هم می شکند.

خرید و معرفی کتاب خواندنی فرزند پنجم



انتشارات: نشر ثالثنشر ثالث
نویسنده: دوریس لسینگ دوریس لسینگ
مشخصات فرزند پنجم
قطع :رقعی
شابک :978-964-380-501-2
وزن :200
تعداد صفحه :167
سال انتشار شمسی :1395
سال انتشار میلادی :1988
سری چاپ :7

ویژگی ها

نویسنده برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات سال 2007

نکوداشت
Terse and chilling.
موجز و نفس گیر.
New York Review of Books New York Review of Books

Stark, relentless, and memorably harrowing.
بی نقص، طوفانی و به شکلی به یاد ماندنی ترسناک.
Kirkus Reviews Kirkus Reviews

Full of twists and shocks.
سرشار از گره و غافل گیری.
Time Time

لذت متن
مسئله ی زن شاغل بودن و نبودن هرگز دغدغه اش نبود، هر چند در این مورد برای بحث حاضر یراق بود. دلش نمی خواست عجیب تر از آن که بود، بنماید.

روبه روی هم نشستند تا هر چه دلشان بخواهد یکدیگر را برانداز کنند و افتادند به حرف زدن. هی حرف زدند و زدند، انگار که تا حالا نگذاشته بودند حرف بزنند… همان طور کنار هم نشستند و گفتند و شنیدند، تا غوغای جمع در اتاق های آن طرف راهرو کم شد.

ما مسئولیت آنچه را که بهش عقیده داشتیم به گردن گرفتیم و به آن عمل کردیم. بعد .... بدبیاری.