1. خانه
  2. /
  3. کتاب آقای استندیش، خدا و چند ماهی

کتاب آقای استندیش، خدا و چند ماهی

2.35 از 2 رأی

کتاب آقای استندیش، خدا و چند ماهی

Gentleman Overboard
٪15
200000
170000
معرفی کتاب آقای استندیش، خدا و چند ماهی
نوولای «آقای استندیش، خدا و چند ماهی» نوشته‌ی هربرت کلاید لوئیس" اثری موجز اما عمیق در سنت ادبیات اگزیستانسیال قرن بیستم است که با موقعیتی ساده و به‌ظاهر پیش‌پاافتاده، پرسش‌هایی بنیادین درباره‌ی هویت، معنا و شکنندگی نظم اجتماعی طرح می‌کند. داستان زندگی هنری پرستون استندیش را روایت می‌کند؛ مردی سی‌وپنج‌ساله، کارگزار موفق بورس در نیویورک، تحصیل‌کرده، متأهل و کاملا منطبق با معیارهای «جنتلمن» آمریکایی. زندگی او منظم، امن و اجتماعی‌پسند است، اما زیر این سطح صیقلی، نوعی ملال و ناآرامی خاموش جریان دارد که او را به سفری دریایی می‌کشاند؛ سفری که قرار است تنفسی کوتاه از روزمرگی باشد، نه گسستی وجودی. این گسست ناگهان و بی‌هیچ پیش‌زمینه‌ای رخ می‌دهد. استندیش هنگام قدم‌زدن بر عرشه‌ی کشتی، روی لکه‌ای از گریس لیز می‌خورد و به اقیانوس آرام سقوط می‌کند. کشتی، بی‌آنکه متوقف شود، مسیر خود را ادامه می‌دهد و ساعت‌ها می‌گذرد بدون آنکه کسی متوجه غیبت او شود. همین بی‌اعتنایی آرام و روزمره، هسته‌ی تراژیک اثر را می‌سازد: انسانی که تا لحظه‌ای پیش در شبکه‌ای از نقش‌ها، آداب و مناسبات اجتماعی معنا داشت، اکنون در پهنه‌ای بی‌کران تنها مانده و حذف او هیچ اختلالی در نظم پیرامون ایجاد نمی‌کند. لوئیس روایت را بر تجربه‌ی درونی استندیش متمرکز می‌کند؛ بر نوسان‌های ذهنی او میان امید و یأس، بر تأمل درباره‌ی گذشته‌ای که زمانی بدیهی می‌نمود، و بر مواجهه با بدن و غرایزی که در زندگی متمدنانه مهار شده بودند. در این وضعیت، آداب، حیثیت و تصویر اجتماعی «جنتلمن بودن» به‌تدریج فرسایش می‌یابد و آنچه باقی می‌ماند، انسانی عریان در برابر بقا و مرگ است. نوولا نشان می‌دهد که هویت اجتماعی تا چه اندازه وابسته به نگاه دیگران و استمرار نقش‌هاست و با حذف این زمینه‌ها، خودپنداره چگونه فرو می‌ریزد. بااین‌حال، اثر صرفا تراژدی بقا نیست. نثر خونسرد و دقیق لوئیس، همراه با موقعیت‌های متناقض‌نما، نوعی طنز تلخ و تراژیکمدی ظریف می‌آفریند. تضاد میان ذهن منظم، اخلاق‌مدار و حسابگر استندیش با واقعیت خشن و بی‌تفاوت دریا، فاصله‌ای انتقادی ایجاد می‌کند که خواننده را هم‌زمان به همدلی و تأمل وامی‌دارد. حتی شرم-احساسی که پیش از ترس در استندیش بروز می‌کند-نشان می‌دهد که قواعد اجتماعی تا چه اندازه در ژرفای روان ریشه دوانده‌اند. یکی از لایه‌های مهم اثر، نقد نرم اما موثر بی‌اعتنایی ساختاری است. کشتی، با روال‌های روزمره و وظایف ازپیش‌تعریف‌شده، انسانی را که از آن افتاده نمی‌بیند. این غفلت نه از شرارت، بلکه از عادت و بوروکراسی برمی‌خیزد؛ کنایه‌ای به جهان مدرن که در آن رنج فردی می‌تواند به‌سادگی در میان نظم‌ها و برنامه‌ها ناپدید شود. پایان‌بندی گشوده‌ی نوولا، آگاهانه از قطعیت می‌گریزد و تجربه‌ی وجودی را بر نتیجه‌ی روایی مقدم می‌دارد. همین ابهام، اثر را از داستان‌های متعارف بقا متمایز می‌کند و آن را به تأملی فلسفی بدل می‌سازد. «آقای استندیش، خدا و چند ماهی» با کمترین عناصر داستانی، بیشترین فشار مفهومی را وارد می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه فروپاشی ناگهانی قطعیت‌ها می‌تواند پرسش از معنای زندگی را به شکلی عریان پیش بکشد. بازکشف این اثر در سال‌های اخیر بی‌دلیل نیست؛ نوولا همچنان با جهان معاصر سخن می‌گوید، جهانی که در آن نظم، موفقیت و هویت اجتماعی بیش از هر زمان دیگر شکننده‌اند.
درباره هربرت کلایدلوئیس
درباره هربرت کلایدلوئیس

هربرت کلایدلوئیس نویسنده و رمان‌نویس آمریکایی بود.

دسته بندی های کتاب آقای استندیش، خدا و چند ماهی
اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب آقای استندیش، خدا و چند ماهی" ثبت می‌کند