1. خانه
  2. /
  3. کتاب فلسفه عطار نیشابوری

کتاب فلسفه عطار نیشابوری

3.9 از 1 رأی

کتاب فلسفه عطار نیشابوری

هستی‌شناسی، انسان‌شناسی، معرفت‌شناسی
Philosophy of Attar Neyshaburi
انتشارات: نقد فرهنگ
٪15
560000
476000
معرفی کتاب فلسفه عطار نیشابوری
«فلسفه عطار نیشابوری: هستی‌شناسی، انسان‌شناسی، معرفت‌شناسی» نوشتهٔ طاهره بهرامی از یک اختلاف تفسیری جدی آغاز می‌شود: آیا عطار را باید اساسا شاعر و عارفی دانست که تجربه‌های دینی و سلوکی خود را در قالب شعر و تمثیل بیان کرده، یا می‌توان پشت این زبان روایی دستگاهی منسجم از اندیشهٔ فلسفی یافت؟ بهرامی راه دوم را انتخاب می‌کند. تز اصلی کتاب این است که مفاهیم پراکنده در آثار عطار، اگر در نسبت با یکدیگر خوانده شوند، سه قلمرو به‌هم‌پیوستهٔ هستی، انسان و معرفت را می‌سازند و می‌توان از آنها چیزی نزدیک به یک «نظام فکری» بازسازی کرد. نویسنده برای رسیدن به این نتیجه، آثار عطار را جدا از یکدیگر نمی‌خواند. در تفسیر او، «تذکره‌یالاولیاء» بخشی از زمینهٔ فکری عطار را فراهم می‌کند و آثار منظوم بعدی صورت‌های مختلف بسط همان مسائل‌اند. جایگاه ویژه اما به «اسرارنامه» تعلق دارد. بهرامی این اثر را نوعی شناسنامهٔ فلسفی عطار می‌داند، زیرا موضوعاتی که در «منطق‌الطیر»، «مصیبت‌نامه» و «الهی‌نامه» در پوشش حکایت، سفر و تمثیل ظاهر می‌شوند، در «اسرارنامه» مستقیم‌تر طرح شده‌اند. بنابراین فرم ادبی برای او پوسته‌ای تزئینی نیست؛ راهی است که اندیشه در آن صورت می‌گیرد و گاه باید ساختار مفهومی زیر آن را بازسازی کرد. سه عنوان فرعی کتاب نیز سه فصل کاملا منفصل نمی‌سازند. هستی‌شناسی عطار در خوانش بهرامی بر جهان در حال شدن استوار است؛ موجودات در مراتبی از حرکت و کمال قرار دارند و عشق در این دستگاه صرفا حالت روانی یا روش شناخت نیست، بلکه با خود ساختار هستی پیوند دارد. همین تصور از مراتب وجود مستقیما به انسان‌شناسی راه می‌برد. انسان موجودی پایان‌یافته نیست؛ ظرفیت گذر از مراتب و دگرگونی دارد و سلوک عرفانی باید در نسبت با همین امکان شدن فهمیده شود. معرفت نیز از هستی جدا نمی‌ماند: شیوهٔ شناخت انسان با مرتبه‌ای که در آن قرار گرفته و حدود عقل، حس و تجربهٔ عرفانی مرتبط است. یکی از نتایج مهم این خوانش، بازنگری در تقابل مشهور عقل و عشق است. بهرامی معتقد است عطار را نمی‌توان با فرمول سادهٔ «عرفان در برابر عقل فلسفی» توضیح داد. عقل در محدودهٔ خود اعتبار دارد؛ مشکل زمانی آغاز می‌شود که مدعی شناخت چیزی شود که از حدود توانش بیرون است. عشق نیز جانشین عقل نیست. نویسنده از اینجا می‌کوشد عطار را در گفت‌وگویی گسترده‌تر با فلسفهٔ اسلامی، عرفان نظری و حتی برخی مسائل معرفت‌شناسی قرار دهد. جسورانه‌ترین بخش کتاب همین‌جاست. بهرامی عطار را حلقه‌ای در آنچه «فلسفهٔ ایرانی» می‌نامد می‌بیند و برای توضیح بعضی عناصر اندیشهٔ او از مقایسه با سهروردی، ابن‌عربی و به‌ویژه ملاصدرا استفاده می‌کند. پژوهش‌های دیگر خود او نیز به موضوعاتی چون معرفت‌شناسی عطار، ادراک حسی و نسبت مفهوم صیرورت در عطار با فلسفهٔ ملاصدرا پرداخته‌اند. این امتداد پژوهشی نشان می‌دهد کتاب حاصل علاقه‌ای مقطعی به عطار نیست، بلکه بخشی از پروژه‌ای مشخص برای بازخوانی فلسفی ادبیات عرفانی فارسی است. همین نقطه، مهم‌ترین محل بحث دربارهٔ کتاب نیز هست. یافتن پرسش‌های فلسفی در آثار عطار یک چیز است و بازسازی «نظام فلسفی» به معنای دقیق کلمه چیز دیگر. به‌ویژه مقایسهٔ مفاهیم عطار با حکمت متعالیه‌ای که چند قرن بعد صورت‌بندی شده، خطر خواندن متن قدیم از پشت عینک مفاهیم متأخر را به همراه دارد. ادعای وجود یک جریان واحد فلسفهٔ ایرانی از فردوسی تا عطار و ملاصدرا نیز فرضیه‌ای تفسیری است، نه نتیجه‌ای تثبیت‌شده در پژوهش عطارشناسی. ارزش کتاب را باید در قدرت استدلالش برای دفاع از این خوانش سنجید، نه صرفا در تازگی آن. «فلسفه عطار نیشابوری» خواننده را وادار می‌کند هنگام بازگشت به پرندگان «منطق‌الطیر»، حکایت‌های «الهی‌نامه» یا سخنان «اسرارنامه» پرسشی دیگر نیز همراه داشته باشد: شاید داستان تمام چیزی نباشد که عطار نوشته است؛ اما آیا آنچه پشت داستان می‌یابیم واقعا یک فلسفه است، یا صورت دیگری از اندیشیدن عرفانی که نباید بیش از حد به زبان فلسفه ترجمه‌اش کرد؟
اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب فلسفه عطار نیشابوری" ثبت می‌کند