کتاب خطاب به عشق

Correspondance
نامه های عاشقانه آلبر کامو و ماریا کاسارس
کد کتاب : 17334
مترجم :
شابک : 978-6004900522
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 263
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 2007
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 4
زودترین زمان ارسال : ---

معرفی کتاب خطاب به عشق اثر آلبر کامو

خطاب به عشق مجموعه ای از نامه های عاشقانه ی آلبر کامو و معشوقش ماریا کاسارس است.
در 19 مارس 1944 ، آلبرت کامو و ماریا کاسارس در خانه میشل لیریس ملاقات کردند. دانشجوی سابق هنرستان ، اصالتا اهل کرونیا و دختر یک جمهوری خواه اسپانیایی در تبعید ، در آن زمان تنها تنها بیست و یک سال داشت. او کار خود را در سال 1942 در Thétre des Mathurins شروع کرد. در آن زمان کامو داشت بیگانه را منتشر می کرد. سپس این نویسنده مدتی را در پاریس به تنهایی زندگی کرد ، جنگ او را از همسرش فرانسین ، که در اوران معلم بود دور نگه داشت. آلبر کامو که نسبت به استعداد این بازیگر حساس شده بود ، نقش مارتا را در نمایش سوء تفاهم در ژوئن سال 1944 به ماریا واگذار کرد. و در طول شب های اجرا ، آلبر کامو و ماریا کاسارش عاشق هم شدند. این هنوز تنها مقدمه ای برای یک داستان عاشقانه ی بزرگ است ، که آغاز واقعی آن تا سال 1948 به وقوع نمی انجامد. تا زمان مرگ تصادفی نویسنده در ژانویه 1960 ، آلبرت و ماریا هرگز نوشتن برای همدیگر را متوقف نکردند ، به خصوص در طول هفته های طولانی جدایی شان به دلیل تعهد هنری و فکری ، اقامت در فضای باز یا تعهدات خانوادگی. در پس زمینه زندگی عمومی و فعالیت خلاقانه (کتاب و سخنرانی ، برای نویسنده ؛ کمدی فرانسه ، تورها و NPT برای بازیگر) ، مکاتبات متقابل آنها شدت روابط آنها را نشان می دهد. صمیمی ، تجربه کردن در کمبود و غیبت به اندازه ی تجربه کردن در رضایت متقابل ، اشتیاقی سوزنده ، لذت بردن از روزهای مشترک ، کار مشترک و تلاش برای عشق واقعی ، تدوین کامل آن و تحقق آن. تمام این ها چیزهایی است که جای جای این نامه نگاری ها به چشم می خورد. می دانیم که کار آلبر کامو با تفکر و تجربه عشقش تلاقی می کند. انتشار این مکاتبات بیکران ، گوشه ای از این نگرانی ثابت را نشان می دهد. ماریا کاسارس مدتها پس از درگذشت آلبر کامو گفت: "وقتی شما کسی را دوست دارید ، همیشه او را دوست دارید." "روزی روزگاری ، ما هرگز تنها نبودیم و هرگز تنها نبودیم.".

کتاب خطاب به عشق

آلبر کامو
آلبر کامو، زاده ی ۷ نوامبر ۱۹۱۳ و درگذشته ی ۴ ژانویه ۱۹۶۰، نویسنده، فیلسوف و روزنامه نگار فرانسوی بود. او یکی از نویسندگان بزرگ قرن بیستم و خالق کتاب مشهور بیگانه است.پدرش «لوسین کامو» فرانسوی فقیری بود که در الجزیره برزگری می کرد و در آنجا با زن خدمتکاری که اهل اسپانیا بود ازدواج کرد و صاحب دو فرزند به نام های لوسین (هم نام پدر) و آلبر شد. کودکی کامو در یک زندگی فقیرانه ی طبقه ی کارگری سپری شد. او در تعطیلات تابستانی در برابر دریافت دستمزدی اندک در مغازه ها کار می کرد؛ سپس به آموختن انگلیسی ...
قسمت هایی از کتاب خطاب به عشق (لذت متن)
چنین روشن که ماییم، چنین آگاه، به درک همه چیز توانا و در نتیجه قادر به استیلا بر همه چیز، چنان قوی که بی فریب زندگی کنیم، چنین وابسته به هم با پیوندهای زمینی، ذهنی، قلبی، جسمی، به یقین هیچ چیز غافلگیرمان نمی کند و هیچ چیز ما را از هم جدا نمی کند.

ماریا عزیزکم، تلفن که میزدم به خانه ات، امیدوار بودم ببینمت. اما دیگر فرصتش را ندارم. این نامه را بین دو قرار برایت می فرستم. البته منظور خاصی ندارم، اما حدس می زنم امشب که برمی گردی پیدایش می کنی و آن وقت به من فکر می کنی. من خسته ام، به تو احتیاج دارم. اما با اینکه قبول دارم که نمی توانیم به همدیگر از این حرف ها بزنیم؛ باید کنار من می بودی .شب بخیر عزیزم. زیاد بخواب. خیلی زیاد به من فکر کن. تا فردا می بوسمت.

من این نگاه روشنی را که به آن تظاهر می کردی دوست ندارم. آدم که حساس باشد تمایل دارد آنچه را که مأیوسش می کند بینش بنامد و آنچه را که به دردش نمی خورد واقعیت. این بینش اما به اندازه سایر چیزها کور است. فقط یک روشن بینی وجود دارد: پی خوشبختی رفتن. میدانم که هر چقدر هم گذرا باشد هر چقدر هم مخاطره آمیز یا شکننده خوشبختی برای ما دوتا مهیاست اگر دستمان را سمتش دراز کنیم. حتما اما باید دستمان را دراز کنیم.