مطالعه ی فلسفه به منظور درک چگونگی تکامل ذهن و اندیشه ی بشر در طول زمان، اهمیت بسیاری دارد
اگر تصور میکنید «رسالۀ دوم دربارۀ دولت» جان لاک، صرفاً بیانیهای شورانگیز در ستایش آزادیهای فردی و حق مقاومت در برابر ستمگران است، باید گفت تنها نیمی از حقیقت را در دست دارید. این کتاب، بیگمان یکی از تأثیرگذارترین متون سیاسی تاریخ غرب است؛ اما شاید مهمترین دلیل ماندگاری آن، نه وعدههای آتشینش دربارۀ آزادی، بلکه نبوغ خاموشش در توجیه «نابرابری» و «مالکیت نامحدود» باشد. لاک در این رساله، کاری کرد که هیچ فیلسوفی پیش از او نکرده بود: او با تکیه بر مفاهیمی به ظاهر الهیاتی و اخلاقی، بنای نظریهای را پی ریخت که سه قرن بعد، سرمایهداری بیچون و چرای غرب بر آن استوار شد. لاک، انقلاب را با بورژوازی آشتی داد. کتاب با ردّ صریح نظریۀ «حق الهی پادشاهان» و «قدرت پدرسالارانه» آغاز میشود. فیلمر و پیروانش معتقد بودند شاهان وارثان مستقیم حضرت آدماند و قدرتشان ریشه در فرمان خدا دارد. لاک به سادگی نشان میدهد که «تبارشناسی نوادگانِ حضرت آدم به علت گذشتِ زمان، کاری بس دشوار است» و «هیچ خانوادهای در جهان وجود ندارد که بتواند ادعا کند کهنترین خانوادۀ جهان است». در نگاه اول، این نقدی انقلابی و برابریخواهانه به نظر میرسد. اما کمتر کسی به این نکته توجه میکند که لاک با کنار زدن «حق الهی شاهان»، در واقع زمین را برای جایگزینی «حق الهی مالکان» هموار میکند. اگر پیش از این، شاه از جانب خدا بر مردم سلطنت میکرد، از این پس «مالک» (که لاک در جای جای کتاب، ویژگیهای او را همانند حاکم خردمند و کاریزماتیک توصیف میکند) بر اموال و به تبع آن، بر کسانی که فاقد آن اموالاند، سلطۀ طبیعی مییابد. لاک با ظرافتِ یک دیپلمات، یک نظام اشرافیِ موروثی (سلطنت) را برمیچیند تا نظام اشرافیِ دیگری (مالکیت سرمایهدارانه) را برنشاند.
طبیعتا ترجمه نشر نی فوق العادهست ولی رساله اول رو از کجا گیر بیاریم؟ با عنوان دیگهای ترجمه شده؟
لطفا فهرست مطالب کتابها را ارایه کنید
این کتاب فوق العاده بی نظیره در مورد نقد استبداد و ظلم و حمایت از دموکراسی، واقعا بی نظیره👌🏻📚😍
جان لاک یکی از منتقدان حکومت اکثریت بر اقلیت (دموکراسی به معنای خام) بود و میگفت: "تنها وظیفه دولت، محافظت از مالکیت خصوصی و تامین امنیت هست و حکومت تا زمانی مشروعیت دارد که این حقوق را به رسمیت شناخته و از آن محافظت کند." دموکراسی به تنهایی به معنای آزادی نیست و فیالنفسه دموکراسی و لیبرالیسم یکسان نیست، هر چند که نمودهای مشابهای دارند و این باور غلط را در جامعه رواج میدهند که ذات دموکراسی از لیبرالیسم برگرفته شده است، در صورتی که اکثریت محوری دموکراسی، خود میتواند عاملای برای نابودی یا محدودیت مالکیت فردی بر تفکر و ابزار باشد. موفق باشید
جواب به کوروش بله ولی جان لاک به هیچشکل از محافظه کاری چه از شکل پادشاهی چه به شکل اقتدارگرایانه مثل جمهوری باج نمیدهد حق مالکیت یکی از سه حق هست حق حیات و آزادی هم جز اون هست جان لاک در نهایت هیچ خیر فضیلتی را بهانه نمیکنه برای نقص مالکیت از ترویج اندیشه ملی گرایی گرفته تا عدالت برابری اقتصادی بین انسانها دلیل خوبی برای نقص مالکیت نیست
دو رساله با هم هستند؟
فقط رساله دوم