رمان «جنگل را به درونت راه نده» اثر سی. جی. دروز، که در سال ۲۰۲۴ توسط انتشارات فایول و دوستان منتشر شد، داستانی ترسناک و فانتزی تاریک برای نوجوانان است که خشونت، وحشت روانی، هویت، دوستی و شکنندگی تجربهی نوجوانی را در بستری از خیال روانپریشانه در هم میتند. این کتاب از همان صفحات آغازین روشن میکند که با روایتی ساده یا خطی روبهرو نیستیم؛ بلکه با جهانی مواجهیم که مرز میان خیال و واقعیت در آن پیوسته نشت میکند و ذهن را در سطحی حسی و عاطفی درگیر میسازد. محور رمان بر رابطهی دو دانشآموز دبیرستانی است: اندرو، نوجوانی که در نوشتن داستانهای پریان تاریک و روایتهای وهمآلود مهارت دارد، و توماس، دوست هنرمندش که با نقاشیهای تیره و پرجزئیاتش به جهان خیالی اندرو بعدی عینی میبخشد. دوستی آنها، که هم عاطفی است و هم هنری، از همان ابتدا حامل نوعی شدت و وابستگی است؛ پیوندی که نهتنها از آن نوجوانی بلکه از دل تنهایی، آسیبپذیری، ترس و اشتیاق به دیدهشدن و فهمیدهشدن زاده شده است. رمان، بدون افشای مسیر اتفاقات، نشان میدهد که با آغاز سال تحصیلی جدید، دگرگونیای در توماس شکل میگیرد؛ تغییری که هم اندرو و هم خواننده را در وضعیتی ناآرام قرار میدهد. رفتارهای غیرمنتظره، دوری و خاموشی، و نشانههایی از آشفتگی عمیق درونی، اندرو را به مرکز تجربهای میکشاند که در آن خیال و کابوس بهتدریج همپوشان میشوند. جنگل نزدیک مدرسه-با حالوهوای ممنوعه، پرهیبهای سایهوار، و سکوتی که گویی چیزی را پنهان میکند-در این میان همچون استعارهای زنده برای ذهن نوجوان، برای ترومای سرکوبشده، درد ناگفته و میلهای متناقض عمل میکند؛ قلمرویی که در آن هیولاها همیشه فقط موجودات بیرونی نیستند، بلکه میتوانند از دل غم، اضطراب، تخیل یا عشق زاده شوند. در مرکز رمان، رابطهی اندرو و توماس همچون یک ستون احساسی پیش میرود: پیوندی که هم پناهگاه است و هم شکننده، هم منبع قدرت و هم باری سنگین. این رابطه با شدت اضطراب، آسیبپذیری، وابستگی و لحظات خام عاطفی تعریف میشود، و کتاب در جایجای روایت نشان میدهد که چگونه عشق، ترس از فقدان، و تمایل به حفظ دیگری میتوانند مرز میان مراقبت و فرسودگی را گنگ کنند. دروز وحشت را نهتنها بهعنوان ژانر، بلکه بهعنوان ابزار استعاری به کار میگیرد: هیولایی که دیده میشود میتواند بازتابی از رنجی باشد که دیده نمیشود؛ جنگلی که در تاریکی زمزمه میکند میتواند بازنمایی ذهنی باشد که از اضطراب، سوگ یا فشار خرد میشود. رمان با زبانی شاعرانه و تصویری، فضایی میآفریند که هم زیباست و هم هولآور؛ فضایی که خواننده را نه برای ترساندن صرف، بلکه برای روبهرو کردن با شکنندگی تجربهی نوجوانی به کار میگیرد. «جنگل را به درونت راه نده» در نهایت بیش از آنکه داستانی درباره وحشت باشد، روایتی درباره پیوند، آسیبپذیری، گناه، اشتیاق و تلاش برای بقا در میانه تاریکی است. این کتاب بهویژه برای خوانندگانی که به فضاهای روانشناختی پیچیده، بازنمایی کوییر، و رمانهایی که در آن تاریکی و انسانیت بهطور همزمان میدرخشند، جذاب خواهد بود؛ تجربهای فشرده، عاطفی و فراموشنشدنی که از مرزهای ژانری عبور میکند و رد پایی طولانی بر ذهن باقی میگذارد.
درباره سی جی دروز
سی جی دروز داستاننویس پرفروش امریکایی میباشد که در حوزه ادبیات نوجوان فعالیت دارد.