1. خانه
  2. /
  3. کتاب قاصدک

کتاب قاصدک

نویسنده: سینان سولون
3.1 از 1 رأی

کتاب قاصدک

Karahindiba
انتشارات: نشر ثالث
٪10
250000
225000
معرفی کتاب قاصدک
کتاب «قاصدک» اثر سینان سلون نخستین کتاب داستان این نویسنده‌ی معاصر ترکیه است؛ مجموعه‌ای شامل سه داستان بلند با نام‌های «دسامبر»، «پلیکان آبی» و «قاصدک» که نخستین بار در سال ۲۰۱۱ منتشر شد. این اثر بعدتر با ویرایش تازه به انتشارات ایلتیشیم سپرده شد و نسخه‌ی کنونی آن ۱۴۷ صفحه دارد. «قاصدک» از همان کتاب نخست، بخشی از ویژگی‌هایی را نشان می‌دهد که در آثار بعدی سلون نیز ادامه یافتند: آدم‌های شکننده، زندگی شهری، ناکامی‌های عاطفی و اقتصادی، فشار برای شبیه‌شدن به دیگران و لحظاتی که واقعیت ناگهان شکافی برمی‌دارد و چیزی خیال‌گون از میان آن بیرون می‌آید. سه داستان از نظر پیرنگ مستقل‌اند، اما شخصیت‌هایشان خویشاوند یکدیگر به نظر می‌رسند. آنها قهرمانان بزرگی نیستند و شکست‌هایشان نیز حماسی نیست. بیشتر شبیه آدم‌هایی هستند که هر روز در مترو، اداره، خیابان یا کافه از کنارشان می‌گذریم؛ کسانی که زمانی تصویری از زندگی مطلوب در ذهن داشته‌اند و اکنون میان آن تصویر و چیزی که واقعا نصیبشان شده فاصله‌ای دردناک افتاده است. همین فاصله قلمرو اصلی داستان‌های سلون را می‌سازد. در «دسامبر» با رفعت روبه‌رو می‌شویم؛ مردی تنها و بیکار که زندگی عاطفی‌اش نیز فروپاشیده و پس از شکست به خانه‌ی برادرش بازگشته است. سلون از وضعیت او برای حرف‌زدن درباره‌ی بیکاری، ازدواج، خانواده و نوعی خستگی وجودی استفاده می‌کند که لزوما با حادثه‌ای بزرگ آغاز نشده است. رفعت بیشتر از آنکه علیه جهان شورش کند، اجازه داده جهان از کنارش عبور کند. طنز ظریف داستان مانع از آن می‌شود که این ملال به سوگواری سنگینی تبدیل شود؛ نویسنده تلخی را اندکی عقب می‌زند تا شخصیت بتواند همچنان نفس بکشد. «پلیکان آبی» عجیب‌ترین داستان مجموعه است. نومان، جوانی که در یک مغازه‌ی سوغاتی‌فروشی کار می‌کند، زندگی بی‌هدف و تقریبا بی‌حادثه‌ای دارد تا اینکه ورود پلیکانی آبی‌رنگ به نام «ماوی» مسیر زندگی او را تغییر می‌دهد. رابطه‌ای عاطفی میان انسان و این پرنده شکل می‌گیرد و داستان از واقع‌گرایی روزمره به قلمرو خیال و تمثیل می‌رود. ایده در ظاهر ناممکن و حتی مضحک است، اما سلون از همین ناممکنی برای صحبت درباره‌ی عشق استفاده می‌کند: آیا ما چیزی را که متفاوت است واقعا دوست داریم، یا فقط تا زمانی دوستش داریم که تفاوتش زندگی معمولمان را مختل نکند؟ منتقدان نیز در این داستان و داستان عنوان کتاب، حضور آشکار عناصر واقع‌گرایی جادویی را از ویژگی‌های اصلی مجموعه دانسته‌اند. در داستان پایانی، «قاصدک»، مضمون دیگری برجسته می‌شود: زندگی‌هایی که می‌توانستیم داشته باشیم. شخصیت اصلی، عدنان چوبوک، با امکان‌های ازدست‌رفته و تصمیم‌هایی روبه‌رو می‌شود که هر یک می‌توانستند او را به آدمی دیگر تبدیل کنند. سلون این پرسش آشنا را به شکل داستانی درمی‌آورد: اگر آن روز به جای رفتن مانده بودیم، اگر شغلی دیگر انتخاب کرده بودیم، اگر به کسی «بله» یا «نه» متفاوتی گفته بودیم، اکنون چه کسی بودیم؟ بخش‌هایی که عدنان با صورت‌های دیگر و ممکن خودش مواجه می‌شود، از تحسین‌شده‌ترین قسمت‌های کتاب بوده‌اند. داستان «قاصدک» چنان مورد توجه قرار گرفت که در سال ۲۰۱۴ توسط تئاتر ماسک‌کارا برای صحنه اقتباس شد. نثر سلون ساده، روان و متکی بر جزئیات روزمره است. او میان اندوه و طنز رفت‌وآمد می‌کند و شخصیت‌هایش را در موقعیت‌هایی قرار می‌دهد که گاه خنده‌دارند، اما خنده معمولا چند ثانیه بعد طعمی تلخ پیدا می‌کند. این سه داستان بیش از هر چیز درباره‌ی آدم‌های مغلوب هستند؛ نه الزاما شکست‌خوردگانی که همه‌چیز را باخته‌اند، بلکه کسانی که هنوز زندگی می‌کنند، سر کار می‌روند، عاشق می‌شوند و حرف می‌زنند، در حالی که جایی درونشان می‌دانند زندگی کمی با آنچه قرار بود باشد تفاوت دارد. نام «قاصدک» برای چنین جهانی انتخاب دقیقی است. قاصدک گیاهی است که کافی است نفسی به آن بخورد تا دانه‌هایش به جهت‌های مختلف پراکنده شوند. زندگی آدم‌های سلون نیز همین‌گونه است؛ گاهی یک تصمیم، یک عشق، یک خیانت یا حتی یک اتفاق بسیار کوچک کافی است تا مسیر سال‌های بعد عوض شود. ما فقط یکی از آن مسیرها را زندگی می‌کنیم و باقی، جایی دور از دسترس، ادامه پیدا می‌کنند. شاید به همین دلیل بعضی شب‌ها فکر زندگی دیگری ناگهان از ذهنمان می‌گذرد؛ مانند دانه‌ی کوچکی که باد از جایی ناشناس آورده، لحظه‌ای برابر چشممان نگه داشته و بعد، پیش از آنکه بتوانیم دستمان را دراز کنیم، دوباره با خود برده است.
درباره سینان سولون
درباره سینان سولون


اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب قاصدک" ثبت می‌کند