1. خانه
  2. /
  3. کتاب قهرمان کوچک و دزد باوجدان

کتاب قهرمان کوچک و دزد باوجدان

3.5 از 3 رأی

کتاب قهرمان کوچک و دزد باوجدان

٪15
170000
144500
معرفی کتاب قهرمان کوچک و دزد باوجدان
«قهرمان کوچک» و «دزد باوجدان» از داستان‌های کوتاه و آغازین فئودور داستایفسکی‌اند؛ آثاری که هرچند هنوز به پیچیدگی فلسفی و چندصدایی رمان‌های بزرگی چون «جنایت و مکافات» و «برادران کارامازوف» نمی‌رسند، اما نشانه‌های روشنی از جهان فکری، اخلاقی و روان‌شناختی آینده نویسنده را در خود دارند. این دو داستان، دو سوی متفاوت حساسیت داستایفسکی جوان را آشکار می‌کنند: یکی روایت بیداری عاطفی و گذار از معصومیت کودکانه به نخستین تجربه عشق است، و دیگری تصویر فروپاشی انسانی ضعیف، شرمگین و گرفتار اعتیاد؛ انسانی که وجدان اخلاقی‌اش زیر بار گناه و دروغ تاب نمی‌آورد. «قهرمان کوچک» در سال ۱۸۴۹، در دوران حبس داستایفسکی در قلعه پیتر و پل، نوشته شد و در سال ۱۸۵۷ انتشار یافت. داستان از زبان راوی‌ای روایت می‌شود که به گذشته خود بازمی‌گردد و تعطیلات تابستانی دوران کودکی‌اش را به یاد می‌آورد؛ زمانی که پسری یازده‌ساله و بی‌نام بود و در املاک ییلاقی یکی از بستگان اقامت داشت. فضای داستان، برخلاف تیرگی مشهور بسیاری از آثار بعدی داستایفسکی، روشن، شاعرانه و آکنده از حس نوستالژی است. پسرک در میان جمعی از بزرگسالان، ناگهان با احساسی تازه و مبهم روبه‌رو می‌شود: شیفتگی به زنی زیبا و متأهل به نام مادام ام. این علاقه هنوز عشق بالغ نیست، اما دیگر صرفا بازی کودکانه هم به شمار نمی‌آید. احساسی است میان تحسین، شرم، غرور، حسادت و میل به دیده‌شدن. او می‌خواهد در نگاه مادام ام بزرگ‌تر، شجاع‌تر و مهم‌تر از آن چیزی به نظر برسد که هست. در جریان داستان، پسرک برای اثبات شجاعت خود و جلب توجه آن زن، با اسبی سرکش روبه‌رو می‌شود و دست به کاری خطرناک می‌زند. این صحنه نماد عبور او از انفعال کودکانه به نوعی کنش قهرمانانه است. بااین‌همه، قهرمانی واقعی او نه در نمایش جسارت جسمانی، بلکه در رازداری اخلاقی‌اش آشکار می‌شود؛ آنجا که نامه‌ای را پنهان می‌کند؛ نامه‌ای که می‌توانست آبروی مادام ام را به خطر بیندازد. او در این لحظه، برای نخستین‌بار با پیچیدگی جهان بزرگسالان روبه‌رو می‌شود: با راز، خیانت، حیثیت، شرم و مسئولیت اخلاقی. قدرت اصلی «قهرمان کوچک» در تصویر دقیق روان‌شناسی کودکانه آن است. داستایفسکی با ظرافتی چشمگیر، آشفتگی‌های درونی پسرک، خجالت‌ها، غرورهای کوچک، حسادت‌های خاموش و شیرینی دردناک نخستین بیداری عاطفی را بازنمایی می‌کند. البته داستان هنوز از عمق متافیزیکی و کشمکش‌های اخلاقی عظیم آثار پخته‌تر او فاصله دارد، اما در همین سادگی، لطافتی انسانی و صمیمی دارد که آن را به اثری مهم در شناخت داستایفسکی جوان تبدیل می‌کند. در برابر این فضای روشن و عاطفی، «دزد باوجدان» که در سال ۱۸۴۸ منتشر شد، به قلمرو رئالیسم روان‌شناختی و تراژیک داستایفسکی نزدیک‌تر است. داستان از زبان آستافی ایوانوویچ نقل می‌شود؛ مردی که سرگذشت املیان ایلیچ، پیرمردی آواره، فقیر و الکلی را بازگو می‌کند. آستافی از سر ترحم به املیان پناه می‌دهد، اما املیان که اسیر اعتیاد و ناتوان از مهار خود است، شلوار سوارکاری میزبانش را می‌دزدد تا خرج نوشیدن کند. اهمیت داستان در خود دزدی نیست، بلکه در فاجعه روانی پس از آن است. املیان از شدت شرم، دزدی را انکار می‌کند، اما همین دروغ آرام‌آرام در درونش به زخمی کشنده تبدیل می‌شود. داستایفسکی در این داستان، یکی از مضمون‌های بنیادین آثار بعدی خود را پیشاپیش می‌آزماید: انسان ممکن است خطاکار باشد، اما همچنان در اعماق وجودش وجدان، رنج و میل به پاکی زنده بماند. املیان تبهکاری حرفه‌ای نیست؛ انسانی است فروریخته، تحقیرشده و درمانده. اعتیاد اراده‌اش را از میان برده، اما وجدانش هنوز خاموش نشده است. همین وجدان زنده است که او را عذاب می‌دهد و سرانجام از پا درمی‌آورد. اعتراف نهایی او در بستر مرگ، لحظه‌ای کوچک اما عمیقا داستایفسکی‌وار است؛ جایی که گناه، شرم، رنج و آرزوی رستگاری در یک نقطه به هم می‌رسند. در مجموع، «قهرمان کوچک» و «دزد باوجدان» دو چهره مکمل از داستایفسکی جوان را نشان می‌دهند. یکی نویسنده‌ای را آشکار می‌کند که می‌تواند ظریف‌ترین لرزش‌های روح کودکانه و لحظه‌های نخست بلوغ عاطفی را ببیند؛ دیگری نویسنده‌ای را که از همان آغاز، نگاهش به سوی انسان‌های مطرود، شکست‌خورده و رنج‌کشیده دوخته شده است. این دو داستان، ساده‌تر از شاهکارهای بعدی داستایفسکی‌اند، اما ریشه‌های حساسیت اخلاقی، روان‌شناسی عمیق و همدلی گسترده او با انسان آسیب‌دیده را به‌روشنی در خود دارند.
درباره فئودور داستایفسکی
درباره فئودور داستایفسکی
فئودور میخایلاویچ داستایوفسکی، زاده ی ۱۱ نوامبر ۱۸۲۱ و درگذشته ی ۹ فوریه ی ۱۸۸۱، نویسنده ی مشهور و تأثیرگذار روس بود. پدر داستایفسکی پزشک بود و از اوکراین به مسکو مهاجرت کرده بود و مادرش، دختر یکی از بازرگانان مسکو بود. او در ۱۸۳۴ همراه با برادرش به مدرسه ی شبانه روزی منتقل شدند و سه سال آن جا ماندند. داستایفسکی در پانزده سالگی مادر خود را از دست داد. او در همان سال امتحانات ورودی دانشکده ی مهندسی نظامی را در سن پترزبورگ با موفقیت پشت سر گذاشت و در ژانویه ی ۱۸۳۸ وارد این دانشکده شد. در تابستان ۱۸۳۹ نیز، خبر فوت پدرش به او رسید.داستایفسکی در سال ۱۸۴۳ با درجه ی افسری از دانشکده ی نظامی فارغ التحصیل شد و شغلی در اداره ی مهندسی وزارت جنگ به دست آورد. او در زمستان ۱۸۴۵ رمان کوتاه بیچارگان را نوشت و از این طریق وارد محافل نویسندگان رادیکال و ساختارشکن بزرگ سن پترزبورگ شد و برای خود شهرتی کسب کرد. یک جاسوس پلیس در این محفل رخنه کرده بود و موضوعات بحث این روشنفکران را به مقامات امنیتی روسیه گزارش می داد. از همین رو، پلیس مخفی در روز ۲۲ آوریل ۱۸۴۹ او را به جرم براندازی حکومت دستگیر کرد.داستایفسکی در آغاز سال ۱۸۷۳ سردبیر مجله ی «گراژ دانین» شد و تا ماه مارس سال بعد به این کار ادامه داد. فئودور داستایفسکی در جشن سه روزه ی بزرگداشت پوشکین در پی سخنرانی اش به اوج شهرت و افتخار در زمان حیاتش رسید و سرانجام در اوایل فوریه ی سال ۱۸۸۱ در اثر خون ریزی ریه درگذشت.
دسته بندی های کتاب قهرمان کوچک و دزد باوجدان
مقالات مرتبط با کتاب قهرمان کوچک و دزد باوجدان
نگاهی به کتاب «ابله» اثر «فئودور داستایفسکی»
نگاهی به کتاب «ابله» اثر «فئودور داستایفسکی»
ادامه مقاله
بررسی کتاب «جنایت و مکافات» اثر «فئودور داستایفسکی»
بررسی کتاب «جنایت و مکافات» اثر «فئودور داستایفسکی»

جنایت، اخلاق، و احساس عذاب وجدان از اصلی‌ترین دغدغه های «داستایفسکی» به شمار می آید.

بررسی کتاب «یادداشت‌های زیرزمینی» اثر «فئودور داستایفسکی»
بررسی کتاب «یادداشت‌های زیرزمینی» اثر «فئودور داستایفسکی»

رمان «یادداشت های زیرزمینی» با جملاتی مشهور از شخصیت اصلی در مورد خودش آغاز می شود: «من آدم مریضی هستم... من آدم کینه‌توزی هستم. من آدم نفرت‌انگیزی هستم.»

«فئودور داستایفسکی» و روانشناسی انسان
«فئودور داستایفسکی» و روانشناسی انسان

«داستایفسکی» چه حقایقی را در مورد انسان ها آشکار کرد و چگونه به مسیر ادبیات، شکل و جهت داد؟

مقایسه‌ی ترجمه‌های کتاب «جنایت و مکافات» اثر «فئودور داستایفسکی»
مقایسه‌ی ترجمه‌های کتاب «جنایت و مکافات» اثر «فئودور داستایفسکی»

این مقایسه، با توجه به تعداد ترجمه‌ها، سبب آشنایی بیشتر و بهتر با این شاهکار تاریخ ادبیات شده و در انتخاب ترجمه‌ای که بیشتر می‌پسندید، کمک‌حالتان است.

حقایقی در مورد زندگی «فئودور داستایفسکی»
حقایقی در مورد زندگی «فئودور داستایفسکی»

در این مقاله قصد داریم به حقایقی مهم، جالب توجه و کوتاه درباره ی زندگی فئودور داستایفسکی بپردازیم.

برترین نویسندگان در «ادبیات روسیه»
برترین نویسندگان در «ادبیات روسیه»

نویسندگان پرتعدادی در «ادبیات روسیه» ظهور کرده اند که ایده های ژرف، آثار ادبی و توانایی آن ها در داستان سرایی در طول زمان طنین انداز بوده است.

عاشقانه‌ی مرد بی‌نام در چهار شب و یک صبح
عاشقانه‌ی مرد بی‌نام در چهار شب و یک صبح

«شب‌های روشن» نیز مانند همه‌ی شاهکارهای داستایفسکی، از منظری انسانی و روان‌شناسانه پرداخت شده است.

فئودور داستایفسکی و قمار زندگی
فئودور داستایفسکی و قمار زندگی

داستان های او، یکی از اصلی ترین پایه های ادبیات روسیه را تشکیل می دهند.

نظر کاربران در مورد "کتاب قهرمان کوچک و دزد باوجدان"
2 نظر تا این لحظه ثبت شده است

خواندن داستایوفسکی همیشه لذت بخش است. چه نوول‌ها و داستان‌های کوتاهش باشد چه زمان‌های بلند ماندگارش. ولی خواندن ترجمه‌های ضعیف این لذت را کاهش می‌دهد. ترجمه جناب مرادی ایرادهای بسیاری دارد. ایرادهای فاحشی که حتی مترجمان مبتدی هم می‌توانستند آنها را رفع کنند. هزار حیف که ویراستار نشر قدیانی می‌توانست با اندکی دست کشیدن به سر و روی این کتاب و مجموعه داستان‌های داستایوسکی به ماندگاری این مجموعه کمک کند ولی هزار افسوس... نگاهی بیاندازید به ترجمه داستان دزد شرافتمند (با وجدان) کار رضا رضایی از نشر ماهی و مقایسه کنید با این ترجمه... خودتان حق را به من می‌دهید.

1405/02/31 | توسطاحسان حاجی پور
0
| |

زیاد دوستش نداشتم

1404/12/17 | توسطکیانا خانوم
0
| |