کتاب قانون موفقیت

The law of success

مشخصات کتاب قانون موفقیت
مترجم :
شابک : 978-6222200152
قطع : وزیری
تعداد صفحه : 624
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 2002
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 6 بهمن

معرفی کتاب قانون موفقیت اثر ناپلئون هیل

ناپلئون هیل (Napoleon Hill) در کتاب قانون موفقیت (The law of success)، اولین و کامل ترین نسخه ی قوانین موفقیت خود را ارائه و اصول و قوانینی را آموزش می دهد که عامل موفقیت شما در زندگی و کسب و کار خواهند شد. او نتیجه ی بیست و پنج سال مطالعات و تحقیقات خود را درباره ی دلایل موفقیت و ویژگی افراد موفق در مقدمه ای مفصل تحت عنوان «ذهن مرکب» شرح می دهد، سپس پانزده درس کاربردی را در اختیار شما می گذارد.

همه ی افراد دنیا هیل را با نام استاد موفقیت به یاد می آورند. او به عنوان یک نویسنده ی آمریکایی در طول تاریخ بیش از هر فردی در موفقیت انسان ها موثر بوده است. وی نمونه ی بارز انسان موفقی محسوب می شود که از هیچ به همه چیز دست یافت. او از خبرنگاری به موقعیتی رسید که اظهار داشت دیگر هیچ آرزویی در زندگی ندارد.

نویسنده ی این کتاب علاوه بر ثروت به شهرت و تمامی آرزوهای خود رسید و معتقد است که برای موفق شدن اول باید بدانید چه می خواهید؛ سپس بدانید چگونه می خواهید به آن دست یابید. از نظر وی داشتن یک هدف قطعی و مشخص، مهم ترین شاه کلید موفقیت محسوب می شود.

این اثر زیربنای هر آن چیزی است که موفقیت نام دارد و برای افرادی نوشته شده که قصد دارند یک مطالعه ی جدی را برای دستیابی به هدفی جدی داشته باشند؛ کسانی که می خواهند دست کم بخشی از ذهن و زمان خود را به موضوع موفقیت در زندگی اختصاص دهند. نویسنده ی این اثر قصد نداشته است کتابی سرگرم کننده برای مردم بنویسد.

کتاب قانون موفقیت

ناپلئون هیل
ناپلئون هیل، زاده ی 26 اکتبر 1883 و درگذشته ی 8 نوامبر 1970، نویسنده ای آمریکایی و از پیشگامان ادبیات خودپروری بود.هیل در ویرجینیا به دنیا آمد و از همان دوران کودکی، به مطالعه و داستان نویسی علاقه مند بود. او در سیزده سالگی خبرنگار روزنامه ی ویرجینیا شد و با پولی که به دست می آورد، هزینه ی تحصیلش را پرداخت می کرد. هیل سپس به مدرسه ی حقوق رفت اما از عهده ی هزینه های آن برنیامد و به همین خاطر، زمان بیشتری را صرف فعالیت در روزنامه و کسب درآمد نمود. او در روزنامه با افرادی چون توماس ادیسون، الکسا...
قسمت هایی از کتاب قانون موفقیت (لذت متن)
خودتان را بررسی کنید، ببینید چه انگیزه هایی شما را به انجام دادن یک معامله ترغیب و چه عواملی شما را از یک معامله دلسرد می کنند. بزرگ ترین سرمایه یک کارآگاه قدرت تخیل اوست. اولین سوالی که یک کارآگاه وقتی به صحنه جرم می رسد از خود می پرسد این است که «انگیزه این جرم چه بوده است؟» اگر او بتواند انگیزه جرم را تشخیص دهد، معمولا می تواند مجرم را نیز پیدا کند.

مردی که اسبش را گم کرده بود یک جایزه پنج دلاری برای یابنده او تعیین کرد. چند روز بعد پسری که کمی هم «شیرین عقل» به نظر می رسید، با اسب در خانه مرد آمد و جایزه را خواست. مرد که کنجکاو شده بود، از پسرک پرسید: «از کجا می دانستی کجا باید دنبال اسبم بگردی؟» پسرک جواب داد: «خب، با خودم فکر کردم اگر اسب بودم کجا می رفتم، همان جا رفتم و او آن جا بود.» قبول کن این پاسخ برای یک پسر شیرین عقل خیلی هم بد نیست! گاهی کسانی که به اصطلاح کاملا عاقل هستند، راه های بسیار طولانی تری می پیمایند بی آنکه اندکی از قوه تخیل خود استفاده کنند.

اگر شما هم می خواهید بدانید بقیه چه کار می کنند، قدری از تخیل خود استفاده کنید و خود را جای آن ها بگذارید. همه آدم ها باید تا حدی خیال پرداز باشند. هر کسب وکاری به یک آدم خیال باف نیاز دارد. هر صنعت و حرفه ای نیز به چنین آدمی نیاز دارد؛ اما یک آدم خیال پرداز باید مرد عمل نیز باشد و اگر اهل عمل نیست باید با کسانی متحد شود که بتوانند به تخیل او جامه عمل بپوشانند.