کتاب قانون موفقیت

The law of success
کد کتاب : 17536
مترجم :
شابک : 978-6222200152
قطع : وزیری
تعداد صفحه : 624
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 2002
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 5
زودترین زمان ارسال : 23 مرداد

معرفی کتاب قانون موفقیت اثر ناپلئون هیل

کتاب "اصول موفقیت" شاهکاری از "ناپلئون هیل" میباشد.در این اثر ارزشمند،با روانشانسی "ناپلئون هیل" آشنا میشویم که چگونه با ظرافتی خاص از ضرورت های خلاقیت و انرژی و چگونگی متعادل کردن آن دو صحبت میکند.

هیل با در این اثرش از توانای های صحبت میکند که مسلط بودن به این توانایی ها و توانایی مدیریت صحیح آنها ما را با پیشرفتی شگرف رو به رو میکند.بعنوان مثال هیل به ما می آموزد که چگونه از تعلل خودداری کنیم ، چگونه سریع تصمیم بگیریم ، چگونه می توان از قدرت تخیل استفاده کرد و چگونه میتوان از آن هدایای به دست آورد و از اشتیاق استفاده کرد.

در طول راه ، هیل اندیشیدن را به ما می آموزد ، هیل حتی نحوه برخورد با دشمنان و نحوه لباس پوشیدن را توضیح می دهد. اصول هیل شامل موارد زیر است:
- ابتکار عمل و رهبری. هیل به شما نشان می دهد که چگونه می توانید در رشته خود رهبر کار آمد شوید. چگونگی ایجاد غریزه برای رهبری و نمایش آن.
- خیال پردازی. هیل چگونگی تصور و تدوین برنامه های جدید را برای دستیابی به هدف اصلی شما تعریف می کند.
- اشتیاق. هیل به شما کمک می کند قدردانی کنید و به برای دستیابی قردی که علاقه دارید درست برخورد کنید
- خود کنترلی. هیل ارزش و رویکرد این توانایی اساسی را نشان می دهد. او به شما روشهای عملی برای هدایت شور و شوق خود در جایی که می خواهید از آن استفاده کنید نشان میدهد.

کتاب قانون موفقیت

ناپلئون هیل
ناپلئون هیل، زاده ی 26 اکتبر 1883 و درگذشته ی 8 نوامبر 1970، نویسنده ای آمریکایی و از پیشگامان ادبیات خودپروری بود.هیل در ویرجینیا به دنیا آمد و از همان دوران کودکی، به مطالعه و داستان نویسی علاقه مند بود. او در سیزده سالگی خبرنگار روزنامه ی ویرجینیا شد و با پولی که به دست می آورد، هزینه ی تحصیلش را پرداخت می کرد. هیل سپس به مدرسه ی حقوق رفت اما از عهده ی هزینه های آن برنیامد و به همین خاطر، زمان بیشتری را صرف فعالیت در روزنامه و کسب درآمد نمود. او در روزنامه با افرادی چون توماس ادیسون، الکسا...
قسمت هایی از کتاب قانون موفقیت (لذت متن)
خودتان را بررسی کنید، ببینید چه انگیزه هایی شما را به انجام دادن یک معامله ترغیب و چه عواملی شما را از یک معامله دلسرد می کنند. بزرگ ترین سرمایه یک کارآگاه قدرت تخیل اوست. اولین سوالی که یک کارآگاه وقتی به صحنه جرم می رسد از خود می پرسد این است که «انگیزه این جرم چه بوده است؟» اگر او بتواند انگیزه جرم را تشخیص دهد، معمولا می تواند مجرم را نیز پیدا کند.

مردی که اسبش را گم کرده بود یک جایزه پنج دلاری برای یابنده او تعیین کرد. چند روز بعد پسری که کمی هم «شیرین عقل» به نظر می رسید، با اسب در خانه مرد آمد و جایزه را خواست. مرد که کنجکاو شده بود، از پسرک پرسید: «از کجا می دانستی کجا باید دنبال اسبم بگردی؟» پسرک جواب داد: «خب، با خودم فکر کردم اگر اسب بودم کجا می رفتم، همان جا رفتم و او آن جا بود.» قبول کن این پاسخ برای یک پسر شیرین عقل خیلی هم بد نیست! گاهی کسانی که به اصطلاح کاملا عاقل هستند، راه های بسیار طولانی تری می پیمایند بی آنکه اندکی از قوه تخیل خود استفاده کنند.

اگر شما هم می خواهید بدانید بقیه چه کار می کنند، قدری از تخیل خود استفاده کنید و خود را جای آن ها بگذارید. همه آدم ها باید تا حدی خیال پرداز باشند. هر کسب وکاری به یک آدم خیال باف نیاز دارد. هر صنعت و حرفه ای نیز به چنین آدمی نیاز دارد؛ اما یک آدم خیال پرداز باید مرد عمل نیز باشد و اگر اهل عمل نیست باید با کسانی متحد شود که بتوانند به تخیل او جامه عمل بپوشانند.