1. خانه
  2. /
  3. کتاب در پس آینه

کتاب در پس آینه

نویسنده: لیلی گلستان
پیشنهاد ویژه
3.18 از 10 رأی

کتاب در پس آینه

گفت‌و‌گو با محمود دولت‌آبادی و مهرآذر ماهر، سیاوش، سارا و فرهاد دولت‌آبادی
Behind the mirror
انتشارات: نشر چشمه
٪20
290000
232000
درباره لیلی گلستان
درباره لیلی گلستان
لیلی گلستان (تقوی شیرازی) (زادهٔ ۲۳ تیر ۱۳۲۳ - تهران) مترجم و نگارخانه دار ایرانی، و عضو کانون نویسندگان ایران است. وی دختر ابراهیم گلستان و فخری گلستان و خواهر کاوه گلستان است که با نعمت حقیقی ازدواج کرد و پس از ۶ سال از او جدا شد. حاصل آن ازدواج سه فرزند است: مانی، صنم، محمود.در تاریخ ۲۶ آبان ماه ۱۳۹۳ جایزه شوالیه ادب و هنر فرانسه (نخل آکادمیک) توسط سفیر دولت فرانسه در تهران به لیلی گلستان اهدا شد.در ۱۳۶۰ در گاراژ خانه اش کتاب فروشی گلستان را دایر کرد. این کتاب فروشی به زودی معروف شد و نویسندگان و شعرایی نظیر احمد شاملو، محمد زهری، احمد محمود، علی اکبر سعیدی سیرجانی، عبدالحسین نوایی و بسیاری دیگر مرتب به آن جا می رفتند.نگارخانهٔ گلستان هنوز دایر است و جزو نگارخانه های سرشناس ایران محسوب می شود.پس از مرگ برادرش کاوه گلستان در عراق، لیلی به همراه تنی چند از دوستان کاوه بنیاد کاوه گلستان را تأسیس کرد و جایزهٔ کاوه گلستان به دبیری او هر سال به عکس های خبری برگزیده شده توسط هیئت داوران بنیاد اهدا می شود.
نظر کاربران در مورد "کتاب در پس آینه"
3 نظر تا این لحظه ثبت شده است

یه جورایی در پسِ آیینه شبیه اینه که دو نفر بشینن تو یه اتاق نیمه تاریک، چای داغ جلوشونه، و یکی‌شون—که اتفاقاً محمود دولت‌آبادی باشه—کم‌کم شروع کنه از زیر خاکسترِ سال‌ها کار و فکر، خاطره و دیدگاه بیرون کشیدن. کتاب ارزشش به همین «کندن»‌هاست؛ به این‌که گلستان بلد بوده چطوری پرس‌وجو کنه تا صدای خامِ دولت‌آبادی، بدون بزک و تعارف، دربیاد. منتها اگه بخوام نقدش کنم، باید بگم ماجرا دو لایه داره. از یه طرف کتاب جذابه چون نویسنده‌ای رو می‌بینیم که معمولاً تو حرف زدن کم‌حرفه و بیشتر می‌نویسه. این‌جا انگار مجبور شده گوشه‌های ذهنش رو با صدای بلند مرور کنه. روایت‌هاش از کلیدر، از سال‌های سخت، از رابطه‌اش با جامعه و قدرت… هم تلخه، هم روشن‌کننده. لحنش هم همیشه اون‌جور که انتظار داری، محکم و کمی خودرأی، ولی راستگو. از طرف دیگه، کتاب گاهی بیش از حد «یک‌طرفه» می‌شه. دولت‌آبادی معمولاً حرف‌هاش رو با قطعیت می‌گه، انگار هر چی تجربه کرده تبدیل شده به قانون طبیعت. گلستان هم در طول این گفتمان چالش جدی جلوش نمی‌ذاره. همین باعث شده بخش‌هایی از گفت‌وگو شبیه مونولوگ طولانی دولت‌آبادی بشه، نه دیالوگی که دو ذهن متفاوت رو روبه‌روی هم بذاره. خواننده بعضی‌وقت‌ها دلش می‌خواد یکی وسط حرفش بپره و بگه: «صبر کن ببین، این یکی رو می‌شه از زاویه‌ی دیگه هم دید!» ولی در کل کتاب یه کیفیت پشت‌پرده‌ای داره؛ انگار داری از لای پرده نگاه می‌کنی ببینی نویسنده‌ای که کلی شخصیت و جهان ساخته، خودش چه جور جهانی توی سرش می‌چرخه. همین «دید زدن» جذابش می‌کنه، حتی وقتی با بعضی حرف‌هاش موافق نباشی.

1404/09/13 | توسطسعید رعیتی
5
| |

من توی جشن امضای این کتاب بودم و خانم لیلی گلستان کتابم رو امضا کردن🥹 اما متاسفانه هنوز شروع به خواندن کتاب نکردم.

1404/09/05 | توسطHanieh.Sh
3
| |

چندی قبل که در خدمت لیلی گلستان بودم، در مورد نحوه نگارش این کتاب صحبت کرد. نکته مثبتی در مورد کتاب وجود دارد و آن این است که در روند نگارشش، نگارنده نه تنها با خود شخص محمود دولت‌آبادی، بل با تک تک اعضا خانواده‌اش صحبت کرده (خود خانم گلستان از آن به عنوان پشت‌صحنه زندگی او یاد می‌کند.) و نظرات ایشان در مورد وی را عینا در کتاب منعکس کرده است. پرواضح است که خواندن نظرات اعضا خانواده یکی از بزرگ‌ترین نویسندگان تاریخ معاصر ایران در مورد او خالی از لطف نیست.

1404/08/30 | توسطسید داود غمیلوئی
4
| |