1. خانه
  2. /
  3. کتاب قصر

کتاب قصر

3.3 از 1 رأی

کتاب قصر

کافکا بر صحنه (3)
Franz Kafka's The Castle
انتشارات: نیلا
٪10
150000
135000
معرفی کتاب قصر
نمایشنامه‌ی «قصر»، اقتباسی صحنه‌ای از رمان ناتمام فرانتس کافکا است که با دراماتیزه‌کردن اولیه‌ی ماکس برود و اقتباس نمایشی دیوید فیشل سن و آرون لیچتر، در سال ۲۰۰۲ روی صحنه رفت و سپس توسط Dramatists Play Service منتشر شد. این اثر، با وفاداری به منطق مبهم و فضای خفقان‌آور منبع ادبی، جهان کافکایی را از صفحه به صحنه منتقل می‌کند و تجربه‌ای زنده از بیگانگی، قدرت بوروکراتیک و اضطراب وجودی می‌آفریند. داستان نمایش بر محور ک.، نقشه‌برداری بی‌نام، می‌چرخد که به روستایی می‌رسد تحت سلطه‌ی قلعه‌ای دوردست و دست‌نیافتنی. ک. مدعی است برای انجام مأموریتی رسمی فراخوانده شده، اما از همان آغاز در شبکه‌ای از مقررات متناقض، مجوزهای نامعلوم و ارجاعات بی‌پایان گرفتار می‌شود. هیچ‌کس در روستا قادر نیست سازوکار قدرت را توضیح دهد؛ مقامات قلعه یا غایب‌اند یا از طریق واسطه‌هایی سخن می‌گویند که خودشان نیز در هاله‌ای از ابهام عمل می‌کنند. تلاش ک. برای دسترسی، نه به پیشرفت، بلکه به تعلیق‌های تازه می‌انجامد و هر گام او را به دور باطل دیگری می‌کشاند. اقتـباس صحنه‌ای با حفظ ساختار دایره‌ای و منطق لغزان رمان، صحنه‌هایی می‌آفریند که گاه به‌ظاهر پیش‌برنده‌اند اما در نهایت به نقطه‌ی آغاز بازمی‌گردند. دستیاران متناقض، منشی‌های مطیع، و روستاییانی که هم شیفته‌ی قدرت‌اند و هم از آن هراس دارند، شبکه‌ای انسانی می‌سازند که در آن کنش فردی همواره در برابر سازوکارهای نامرئی خنثی می‌شود. روابط شخصی ک. که در اقتباس پررنگ‌تر شده‌اند لایه‌ی عاطفی تازه‌ای به نبرد او می‌افزایند و نشان می‌دهند چگونه امید، صمیمیت و حتی عشق نیز می‌توانند در دل نظم‌های غیرشخصی فرسوده شوند. از منظر مضمون، نمایشنامه بر سه محور استوار است. نخست، بوروکراسی و بیگانگی: قدرت به‌صورت شبکه‌ای نامتمرکز و غیرقابل پاسخ‌گویی تصویر می‌شود که فرد را به اطاعت بی‌پایان فرا می‌خواند بی‌آنکه افق روشنی عرضه کند. دوم، پوچی و مبارزه‌ی وجودی: کنش‌ها اغلب بی‌نتیجه می‌مانند و معنا هم‌زمان جست‌وجو و انکار می‌شود؛ ک. نماد انسانی است که در پی اعتبار، با دیوارهای نامرئی روبه‌روست. سوم، کمدی تاریک و سورئالیسم: لحن اثر، با طنزی تلخ و موقعیت‌های نامنتظر، تماشاگر را میان خنده و اضطراب معلق نگه می‌دارد؛ همان کیفیتی که «کافکایی» را به تجربه‌ای یگانه بدل می‌کند. از حیث اجرا، تبدیل روایت درونی کافکا به دیالوگ و کنش صحنه‌ای، بزرگ‌ترین دستاورد اقتباس است. صحنه‌آرایی مینیمال، جابه‌جایی‌های سریع و تأکید بر زبان بدن، احساس سرگردانی و تعلیق را تشدید می‌کند. محدودیت احتمالی اثر، خطر توضیح‌دادن بیش‌ازحد است؛ بااین‌حال، وفاداری به ابهام و پرهیز از نتیجه‌گیری قطعی، روح متن را حفظ می‌کند. در جمع‌بندی، اقتباس فیشل سن/لیچتر از «قصر» موفق می‌شود جهان کافکا را به تجربه‌ای نمایشی و معاصر بدل کند؛ تجربه‌ای که پرسش‌های دسترسی، قدرت و معنا را بی‌پاسخ می‌گذارد و درست به همین دلیل، ماندگار می‌شود. این نمایشنامه نه‌تنها برای دوست‌داران کافکا، بلکه برای مخاطبانی که با بوروکراسی‌های مدرن و اضطراب‌های وجودی زیسته‌اند، همچنان طنین‌دار و ضروری است.
درباره دیوید فیشل سن
درباره دیوید فیشل سن

دیوید جی. فیشلسون (متولد 24 ژوئیه 1956) تهیه‌کننده، نمایشنامه‌نویس و کارگردان آمریکایی فیلم، تئاتر، تلویزیون و رادیو است که از سال 1982 در منهتن مستقر است. او بیشتر به خاطر تهیه‌کنندگی اصلی نمایش «بالکن گلدا»،[4] طولانی‌ترین نمایش تک‌نفره در تاریخ برادوی (2003-2005) شناخته می‌شود - که او همچنین فیلمی از آن را در سال 2019 با نام «بالکن گلدا» تهیه کرد که در بیش از 75 جشنواره فیلم در سال‌های 2019-2020 محبوب بود و همچنین بنیانگذار/تهیه‌کننده تئاتر منهتن آنسامبل، یک گروه تئاتر آف-برادوی برنده جایزه واقع در سوهو، شهر نیویورک.به عنوان یک فیلمساز، آثار او از شبکه PBS پخش شده، به صورت تئاتری به نمایش درآمده و در 87 جشنواره بین‌المللی فیلم انتخاب شده (30 جایزه برده).به عنوان تهیه‌کننده تئاتر و نمایشنامه‌نویس (چه در برادوی و چه خارج از آن)، آثار او 31 نامزدی (11 جایزه برده) از جوایز تونی، دراما دسک، حلقه منتقدان بیرونی، اوبی، دراما لیگ، لورتل، جایزه بلکبرن و سازمان‌های جوایز تورینگ برادوی کسب کرده و در 4 نوبت مختلف در فهرست "بهترین‌های تئاتر" پایان سال مجله تایم اوت نیویورک قرار گرفته است.

اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب قصر" ثبت می‌کند