مردی که زنش را با کلاه اشتباه می گرفت

و ماجراهای بالینی دیگر
The Man Who Mistook His Wife for a Hat

مشخصات کتاب مردی که زنش را با کلاه اشتباه می گرفت
مترجم :ماندانا فرهادیان
شابک :978-600-7439-33-3
قطع :رقعی
تعداد صفحه :330
سال انتشار شمسی :1397
سال انتشار میلادی :1985
نوع جلد :شومیز
سری چاپ :3
زودترین زمان ارسال :29 تیر

از کتاب های پرفروش در آمریکا و انگلیس

فیلمی در سال 1987 بر اساس این کتاب ساخته شده است.

معرفی کتاب مردی که زنش را با کلاه اشتباه می گرفت اثر الیور ساکس | ایران کتاب

کتاب مردی که زنش را با کلاه اشتباه می گرفت، اثری نوشته ی الیور ساکس است که نخستین بار در سال 1958 چاپ شد. الیور ساکس در این کتاب به پرونده ی بیمارانی می پردازد که در دنیای عجیب و ظاهرا گریزناپذیر اختلالات روانی گم شده اند؛ افرادی که مجبورند با مشکلات ادراکی و ذهنی غیرمعمولی دست و پنجه نرم کنند: بیمارانی که خاطرات خود را فراموش کرده اند و به همراه آن، بخش اعظم وجود خود را نیز از دست داده اند؛ انسان هایی که دیگر نمی توانند اطرافیان و اشیای پیرامون خود را تشخیص دهند؛ افرادی که تیک های عصبی بسیار شدیدی دارند و یا بی اختیار، با صدای بلند شروع به ناسزا گفتن می کنند؛ بیمارانی که در چشم سایرین، عقب مانده ی ذهنی هستند اما استعدادهای هنری و محاسباتی شگفت انگیزی دارند. کتاب مردی که زنش را با کلاه اشتباه می گرفت، داستان هایی واقعی را روایت می کند که بسیار عجیب و در عین حال، عمیقا انسانی هستند.

کتاب مردی که زنش را با کلاه اشتباه می گرفت

الیور ساکس
الیور ساکس، زاده ی 9 جولای 1933 و درگذشته ی 30 آگوست 2015، پزشک، عصب شناس و نویسنده ای انگلیسی بود. او استاد عصب شناسی دانشکده ی پزشکی دانشگاه نیویورک بود. ساکس در سال های 2007 تا 2012 در دانشگاه کلمبیا در زمینه ی عصب شناسی و روان پزشکی تدریس کرد. یکی از مشهورترین آثار الیور ساکس، کتاب «مردی که همسرش را با کلاهش اشتباه می گرفت» است که در سال 1985 انتشار یافت و با بازخوردهای بسیار مثبتی مواجه شد.
دسته بندی های کتاب مردی که زنش را با کلاه اشتباه می گرفت
نکوداشت های کتاب مردی که زنش را با کلاه اشتباه می گرفت
Studies of life struggling against incredible adversity.
پژوهش هایی درباره ی زندگی در مواجهه با رنج هایی باورنکردنی.
Goodreads

Dr. Sacks's most absorbing book.
جذاب ترین کتاب دکتر ساکس.
New York Magazine

By one of the great clinical writers of the twentieth century.
اثری نوشته ی یکی از برترین نویسندگان بالینی قرن بیستم.
The New York Times Book Review

قسمت هایی از کتاب مردی که زنش را با کلاه اشتباه می گرفت (لذت متن)
اما چه اتفاقی برای خانم «ا. ام.» و خانم «ا. سی.» می افتاد؟ «صرع موسیقایی» دو واژه ی متضاد نمی نمایند: چون موسیقی معمولا آکنده است از احساس و معنی و با عمق وجود ما سر و کار دارد، و به قول توماس مان با «دنیای ورای موسیقی»، در حالی که صرع کاملا برعکس است: یک اتفاق فیزیولوژیک تصادفی خشن، کاملا غیرانتخابی، بدون احساس، بدون معنی. بنابراین عبارت «صرع موسیقایی» یا «صرع شخصی» ضد و نقیض به نظر می رسد. با این حال چنین صرع هایی روی می دهند، گو این که فقط در زمینه ی حمله های لب گیجگاهی اتفاق می افتند، صرع هایی در قسمت خاطره پردازی مغز.

اگر فردی، پا یا چشمش را از دست بدهد، می داند که پا یا چشمش را از دست داده است. اما او اگر «خودش» را از دست بدهد، نمی تواند آن را بفهمد، چون دیگر آن جا نیست که این را درک کند.

لذتی که از موسیقی می بریم، از شمردن ناشی می شود، اما شمردن ناخودآگاه. موسیقی چیزی نیست جز علم حساب به صورت ناخودآگاه.