کتاب ملاحظاتی درباره ی مارکسیسم غربی

Considerations on Western Marxism
کد کتاب : 17925
مترجم :
شابک : 978-6220105435
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 179
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 1976
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 11 مرداد

معرفی کتاب ملاحظاتی درباره ی مارکسیسم غربی اثر پری آندرسون

پری اندرسون نویسنده این کتاب درباره گذر از عهد باستان به فئودالیسم، دولت های استبدادی، مسائل انگلستان و … آثاری دارد و در این کتاب هم به آرا و افکار نظریه پردازان مارکسیسم غربی را بررسی کرده و نسل های پیشین و جدید این نظریه را مورد مقایسه قرار داده است. نسخه اصلی این کتاب در سال ۱۹۷۶ به چاپ رسید. اندرسون در کتاب «ملاحظاتی درباره مارکسیسم غربی»، چرخش های فکری مارکسیست ها و زمینه های سیاسی اجتماعی این چرخش ها را مورد بررسی قرار داده است. به بیان ساده تر، پری اندرسون در این کتاب، در پی این بوده که تاریخی مختصر درباره این مساله بنویسد که چه بر سر سنت ماتریالیسم تاریخی رفته است. شرحی که این نویسنده در مسیر خود طی کرده، باعث بسط و گسترش نقاط مهمی در نظریه مارکسیستی شده است.

کتاب «ملاحظاتی درباره مارکسیسم غربی»، ۵ فصل اصلی دارد که عناوین شان به ترتیب عبارت است از: «سنت کلاسیک»، «ظهور مارکسیسم غربی»، «چرخش های صوری»، «نوآوری های مضمونی» و «تقابل ها و نتیجه گیری ها».

کتاب ملاحظاتی درباره ی مارکسیسم غربی

پری آندرسون
پِری اندرسون (انگلیسی: Perry Anderson؛ زادهٔ ۱۱ سپتامبر ۱۹۳۸) تاریخ‌نگار و جامعه‌شناس سیاسی اهل بریتانیاست. او به عنوان متخصص تاریخ روشنفکری شناخته می‌شود و از چهره‌های جنبش‌های چپ نو و مارکسیسم غربی پس از ۱۹۵۶ به‌شمار می‌رود. اندرسون پروفسور تاریخ و جامعه‌شناسی در دانشگاه کالیفرنیا، لس‌آنجلس است. او برادر بندیکت اندرسون دانشمند علوم سیاسی است. از آثارش تبارهای دولت استبدادی و ریشه‌های پسامدرنیته را می‌توان نام برد.
دسته بندی های کتاب ملاحظاتی درباره ی مارکسیسم غربی
قسمت هایی از کتاب ملاحظاتی درباره ی مارکسیسم غربی (لذت متن)
لنین اوایل ۱۹۲۴ درگذشت. پیروزی استالین درون حزب کمونیست اتحاد شوروی در مدت زمانی سه ساله، سرنوشت سوسیالیسم و مارکسیسم درون اتحاد جماهیر شوروی را برای دهه های پیش رو رقم زد. دستگاه سیاسی استالین فعالانه به سرکوب کنش های توده ای انقلابی در خود روسیه پرداخت و همچنین، به شکلی فزاینده به تضعیف و کارشکنی در چنین کنش هایی در خارج از اتحاد شوروی مشغول شد. تقویت قشری مشخص، که برخوردار از مزایایی بوروکراتیک بود و بالاتر از طبقه کارگر قرار می گرفت، از رهگذر یک رژیم پلیسی تضمین شده بود که هر دم سبعیتش را تشدید می کرد. در این شرایط، وحدت انقلابی بین نظریه و عمل که شکل کلاسیک بلشویسم را ممکن کرده بود، به شکلی چاره ناپذیر از بین رفت. کاست بوروکراتیکی که قدرت را در کشور مصادره کرده بود، مانع خودمختاری و خودانگیختگی توده های زیرین می شد. حزب پیش از هر چیز، به تدریج از تمامی یاران لنین پاک سازی شد. پس از اشتراکی سازی، دیگر در اتحاد شوروی خبری از آن آثار نظری جدی نبود. تروتسکی در ۱۹۲۹ به تبعید فرستاده و در ۱۹۴۰ ترور شد، ریازانوف در ۱۹۳۱ از مقامش خلع شد و در ۱۹۳۹ در کمپ کار اجباری درگذشت، بوخارین در ۱۹۲۹ به سکوت واداشته و در ۱۹۳۸ اعدام شد، پرئوبراژنسکی تا ۱۹۳۰ درهم شکسته شده بود و در ۱۹۳۸ در زندان درگذشت.