«طبقه جدید: تحلیلی از تحول جامعه کمونیست» اثر میلوان جیلاس که نخستینبار در سال ۱۹۵۷ در ایالات متحده منتشر شد، یکی از مهمترین و اثرگذارترین نقدهای درونزاد بر نظامهای کمونیستی قرن بیستم بهشمار میآید. اهمیت این کتاب نه فقط در محتوای نظری آن، بلکه در جایگاه نویسندهاش ریشه دارد: جیلاس از رهبران بلندپایهی حزب کمونیست یوگسلاوی و از نزدیکترین یاران تیتو بود که پس از سالها حضور در هستهی قدرت، به منتقدی رادیکال ساختار اقتدارگرای کمونیسم بدل شد. «طبقه جدید» حاصل این تجربهی مستقیم از درون دستگاه قدرت است؛ متنی که هم شهادت سیاسی است و هم تحلیل نظری. جیلاس در این کتاب استدلال میکند که نظامهای کمونیستی، برخلاف ادعای الغای طبقات، در عمل به شکلگیری طبقهای تازه و ممتاز منجر میشوند؛ طبقهای متشکل از بوروکراتهای حزبی، مدیران دولتی و کادرهای ایدئولوژیک که کنترل سیاسی و اداری جامعه را در دست دارند. این «طبقه جدید» نه از طریق مالکیت خصوصی سرمایه، بلکه از راه تسلط جمعی بر دولت، حزب و ابزار تولید شکل میگیرد. به بیان دیگر، مالکیت رسمی دولتی جایگزین مالکیت سرمایهدارانه میشود، اما قدرت واقعی در اختیار گروهی محدود باقی میماند که از امتیازات مادی، سیاسی و نمادین گستردهای برخوردارند. جیلاس نشان میدهد که تمرکز قدرت در حزب واحد، بهتدریج تمام حوزههای زندگی اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی را تحت سلطه درمیآورد و ساختار دولت را به ابزاری فرعی بدل میکند. تصمیمگیریهای واقعی نه در نهادهای قانونی یا نمایندگی، بلکه در سطوح بستهی حزبی صورت میگیرد؛ جایی که پاسخگویی، رقابت سیاسی و امکان اصلاح ساختاری عملا از میان میرود. به باور او، این تمرکز قدرت نه یک انحراف تصادفی، بلکه پیامد منطقی پیوند ایدئولوژی انقلابی با انحصار سیاسی است. یکی از وجوه برجستهی کتاب، نقد فاصلهی میان آرمان و واقعیت در کمونیسم است. جیلاس تأکید میکند که زبان برابریخواهانه و رهاییبخش مارکسیسم، در عمل به پوششی ایدئولوژیک برای تثبیت سلطهی بوروکراتیک بدل میشود. انقلابهایی که به نام رهایی طبقه کارگر انجام شدند، بدون سازوکارهای دموکراتیک و نظارت عمومی، به بازتولید نوعی سلسلهمراتب سخت و بسته انجامیدند. از این منظر، «طبقه جدید» نه یک خطای موقتی، بلکه ساختاری پایدار و خودتقویتشونده است. کتاب همچنین با نگاهی پیشبینانه به تنشهای درونی بلوک کمونیستی میپردازد و رشد ناسیونالیسم، شکاف میان دولتهای اقماری و مرکز شوروی و فرسایش مشروعیت ایدئولوژیک را نشانههایی از بحران آینده میداند؛ تحلیلی که دههها بعد با فروپاشی نظم شوروی اعتبار تاریخی یافت. «طبقه جدید» همچنان متنی کلیدی برای فهم رابطهی قدرت، ایدئولوژی و بوروکراسی در نظامهای بهظاهر برابریطلب است. ارزش ماندگار کتاب در این است که نشان میدهد حذف مالکیت خصوصی لزوما به حذف نابرابری و سلطه نمیانجامد و بدون آزادی سیاسی، پاسخگویی و کثرتگرایی، هر انقلابی میتواند به شکل تازهای از طبقهسالاری منتهی شود. این اثر نه فقط نقدی بر کمونیسم قرن بیستم، بلکه هشداری عام دربارهی تمرکز قدرت در هر نظام ایدئولوژیک است.
درباره میلوان جیلاس
میلوان جیلاس، سیاستمدار، نظریهپرداز و نویسنده کمونیست. او از چهرههای کلیدی جنبش پارتیزانی در طول جنگ جهانی دوم و همچنین در دولت پس از جنگ بود.