خوانندهی مشهوری به اسم دیو سفید به سیستان میرود تا یک کنسرت وسط بیابان برگزار کند، اما ناگهان در تاریکی غیبش میزند. روز بعد، کارآگاه سیتو و چینمیادو برای پیداکردن سرنخ به آنجا میروند و سه چیز عجیب پیدا میکنند: یک گرز با سر گاو، یک دستبند با سر دیو و چندتا لکهی قرمز که به نظر میآید خون دیو سفید باشد. کارآگاه سیتو و دستیارش بهکمک همین سرنخهای عجیب باید دیو سفید را پیدا کنند.