در عصر جدید دیجیتالی شدن کسبوکارها، هویت و شهرت سازمانی به طور فزایندهای اهمیت یافته و بر زندگی ما تأثیر میگذارد. بازار جهانیشده به دلیل پیشرفتهای تکنولوژیکی و مسائل اجتماعی که باید در نظر گرفته شوند، بهطور فزایندهای پیچیده شده است. در تمام سطوح نیروی کار، مهارت تکنولوژیکی برای رقابتیتر بودن بسیار مهم شده است. از این نظر، پیشرفتهای تکنولوژیکی تنها مواردی نیستند که نظریههای سنتی مدیریت و سازمان را به چالش میکشند. متخصصان همچنین با چالش تفکر نوآورانه در مورد اقتصاد نظیر به نظیر، هوش مصنوعی (AI)، متاورس (جهان مجازی) و مدلهای کسبوکار جایگزین مبتنی بر پایداری مواجه هستند.
به طور خاص، فناوریهای دیجیتال، مسئولیت اجتماعی شرکتها و مسائل زیستمحیطی، و همچنین نیاز به نوآوری بیشتر، به بخشی از استراتژیها و برنامههای مدیریتی روزمره تبدیل شدهاند. کسبوکارها با سرعت بیسابقهای تحت تأثیر مسائل اجتماعی-فرهنگی و اجتماعی-سیاسی قرار میگیرند؛ با این حال، تحقیقات دانشگاهی به اندازه کافی سریع در حال تکامل نیست تا مفاهیم و تکنیکهای مورد نیاز متخصصان، به ویژه در حوزه مطالعات مدیریت، را توسعه دهد. دیجیتالی شدن ناگهان برای شرکتها در همه بخشها ضروری شده است. کسانی که تحت بازآفرینی متمرکز بر فناوری قرار میگیرند، امیدوارند به یک مدل کسبوکار جدید دست یابند، به جریانهای درآمدی جدید دسترسی پیدا کنند یا ابزارهای دیجیتالی جدیدی برای بهبود پیشنهادات خود، گسترش دامنه تجاری خود و پیشی گرفتن از رقبای خود پیدا کنند. در این سناریو، نیاز به درک چگونگی تأثیر «دیجیتالی شدن کسبوکار» بر هویت و اعتبار شرکتها کاملا مشهود است.