«میراث روز مبادا: حامیپروری و روایت یک شکست شاهانه» کتابی در حوزه جامعهشناسی سیاسی و تاریخ معاصر ایران به قلم مهدی عطریان است که با اتکا به نظریههای پاتریمونیالیسم و مفهوم سلطانیسم، معمای فروپاشی یکی از ثروتمندترین و بهظاهر مستحکمترین رژیمهای خاورمیانه را در بهمن ۱۳۵۷ بررسی میکند. عطریان در این اثر، این پرسش بنیادین را پیش چشم مینهد که چگونه حکومتی که ایران سنتی و واپسمانده عصر قاجار را طی پنجاهوسه سال به کشوری در حال توسعه و برخوردار از درآمدهای سرشار نفتی بدل ساخت، خود بسترهای زوال محتوم خویش را مهیا کرد؟ مولف با گذر از تحلیلهای تکعاملی، نشان میدهد که بر خلاف فرض نظریههای نوسازی مبنی بر گذار ناگزیر رژیمهای سنتی به ساختارهای عقلانی و بوروکراتیک، حکومت پهلوی دوم در بازه زمانی ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۷ دستاوردهای مدرنیته را در خدمت بازتولید نوعی نئوسلطانیسم قرار داد؛ نظامی مسلط که در آن، ابزارهای تجدد نه برای نهادینهسازی قانون و عقلانیت اداری، بلکه برای تحکیم حاکمیت فردی، خاندانسالاری و گسترش دولت شخصی شاهنشاه به کار گرفته شدند و به این ساختار سنتی توهمی فریبنده از روئینتنی بخشیدند. نویسنده ارکان تداوم این شیوه کشورداری را بر دو اهرم مکمل استوار میداند: سرکوب بیامان، حذف چهرههای مستقل، سیاستزدایی و بسیجزدایی از جامعه از یکسو، و استقرار شبکهای پیچیده از حامیپروری و وفادارسازی از سوی دیگر. کتاب با مداقه دقیق سازوکارهای توزیع رانت، پرده از اعطای مستقیم زمین، پول، مشاغل کلیدی، نهادهای نظامی شخصیشده، انحصارات اقتصادی و حامیپروری پنهان و بینالمللی برمیدارد و جایگاه راهبردی بنیاد پهلوی را از زمان انتقال املاک سلطنتی تا پوشش فریبنده وقف بازمیخواند؛ نهادی گسترده که عملا ثروتهای ملی را به مجرایی برای تغذیه حلقه محدود نزدیکان دربار بدل ساخت و ایدئولوژی کممایه حکومت را زیر سایه فسادی نهادینهشده پنهان کرد. اما کانون عبرتآموز پژوهش در واکاوی مفهوم میراث روز مبادا آشکار میشود؛ تلاشی ناکام برای خریدن وفاداریهای سیاسی که شاه گمان میکرد در هنگامههای بحرانی به مثابه لشکری استوار از بقای تاجوتخت دفاع خواهند کرد. عطریان اثبات میکند که این حامیپروری به سبب بیبهره بودن از شالوده اخلاقی و ریشههای مردمی، لشکری از مترسکان چوبی آفرید که با وزیدن نخستین نسیمهای طوفان انقلاب و پیش از فرار شخص شاه، سرمایههای خود را برداشته و گریختند. در این میانه، تقلیل کل ساختار سیاسی به اراده یک شخص و یکی انگاشتن سرنوشت کشور با تصمیمات شاه، سبب شد جامعه معترض هیچ امکانی برای اصلاح تدریجی در چارچوب نظم مستقر نبیند و برچیدن کلیت نظام سلطنتی را یگانه راه نجات قلمداد کند. این کتاب روایتی فاخر، واقعبینانه و یکپارچه پیش روی پژوهشگران تاریخ و علوم سیاسی میگذارد تا دریابند ماندگاری پایدار هیچ حکومتی با حاتمبخشی منابع عمومی، ایجاد انحصار و وفادارسازی مصنوعی چهرههای سودجو تضمین نمیشود، بلکه بقای قدرت در گرو پیوند عمیق با جامعه، حاکمیت راستین قانون، عدالت ساختاری و صیانت از کرامت انسانی شکل میگیرد.
درباره مهدی عطریان
مهدی عطریان نویسنده ایرانی متولد سال 1370 میباشد.