جنگ در اندیشهٔ اسلامی نه یک رفتار غریزی است، نه ابزار توسعهطلبی، و نه صرفا واکنشی سیاسی؛ بلکه امری قاعدهمند، هدفمند و مقیّد به اصولی دقیق است که ریشه در توحید، عدالت و کرامت انسانی دارد. کتاب دکترین جنگ در نظام اسلامی با رویکردی تحلیلی و منسجم میکوشد این منطق درونی را بازسازی کند و نشان دهد که چگونه مفاهیمی چون «قدرت»، «جهاد»، «دفاع» و «بازدارندگی»، نه بهصورت پراکنده، بلکه در چارچوب یک نظام معرفتی و فقهی واحد معنا مییابند. نویسنده با تکیه بر منابع قرآنی، روایی و مبانی فقه سیاسی، جنگ را صرفا یک کنش امنیتی یا راهبردی نمیبیند؛ بلکه آن را عرصهای برای امتحان الهی معرفی میکند؛ معرکهای که در آن ایمانها غربال میشوند، نسبت انسان با دنیا سنجیده میگردد، ولایتپذیری آشکار میشود و تمایز جهاد فی سبیلالله با جنگهای قدرتمحور بهروشنی نمایان میگردد. از این منظر، این اثر تلاشی است برای ارائهٔ تصویری دقیق و عالمانه از «جنگ بهمثابۀ یک مسئلهٔ فقهی-تمدنی»؛ تصویری که میتواند برای پژوهشگران فقه سیاسی، مطالعات راهبردی، علوم سیاسی و علاقهمندان به اندیشهٔ نظام اسلامی، منبعی قابلتأمل و راهگشا باشد.