ضرورت نگاهی نو به اطوار گرانترین گوهر هستی یعنی دل انسان و کنکاش در شئون آسمانی و حساسیتهای این اعجوبه خلقت تا آنجا که بتواند اسوهای نمونه در تاریخ رازورانگی، شاعرانگی یا حتی داستانی ظرائف قلب ما آدمیان باشد، دستمایه آفرینش تدریجی این سلسله تفکرات بوده است؛ کتابی که بیشک میباید به دلیل اهمیت بیکرانه حساسیت و نازکی آفرینش خداوند در "دل" و شناخت آن از منظری دیگر -که چون آفتابی مصدر خلقت هستی میشود -نام "ظرافت دل" میگرفت تا به منشوری در عشق ورزیدن به هم بدل شود.