همانطور که همه حرفهای مرا پشت گوش میانداختی! جز اینکه اجازه میدادی من یکی از آن میوههای دوتایی را که خودت انتخاب کرده بودی به گوشهایت بیآویزم. گویچههایی که برخی درشتتر از همشاخ خود هستند. گاهی زیبایی در ناقرینهگی است. شبیه تزیینات کاج کریسمس که با تکان مختصری به جنبش میافتند. زنگولههایی بیصدا در میان گیسوان مثل بیصدایی بلوغ. مجذوب حرکت آونگوارشان میشوی. در امتداد هم، حرکات رفت و برگشتیشان صدایی ایجاد نمیکند. پاندولی دوتایی که از حرکت میافتاد. پاندولی که بیتوجه به قوانین جاذبه کج میماند و به زمان، دهنکجی میکرد.