وقتی از قالیچهی پرنده با برچشب (پارچ خودرو) سقوط میکردم وحشت پودر شدن تمام وجودم را گرفته بود. اولین بار بود که از آسمان پرت میشدم. تصمیم گرفتم حالا که قرار است پودر شوم، زیر پایم را نگاه کنم ببینم کجا قرار است بمیرم. از آنچه میدیدم شگفت زده شدم. آن پایین سرزمینی بود که از دور مثل یک تابلوی نقاشی پر نقشونگار بود...