1. خانه
  2. /
  3. کتاب یافتن معنا

کتاب یافتن معنا

2 ناشر این کتاب را منتشر کرده‌اند
4 از 2 رأی

کتاب یافتن معنا

Start making sense
٪10
875000
787500
4.33 از 3 رأی

کتاب یافتن معنا

Start Making Sense
ناموجود
650000
معرفی کتاب یافتن معنا
کتاب«یافتن معنا» اثر استون جی. هین، پاسخ به پرسشی است که این روزها ذهن بسیاری از ما را به خود درگیر کرده است: در جهانی پر از آشفتگی، اخبار ناگوار و ابهام، چطور می‌شود زندگی را همچنان معنادار دید؟ هین در این کتاب، سال‌ها پژوهش در حوزه «روانشناسی اگزیستانسیال» را برای مخاطبان روایت می‌کند. او همان پرسش‌هایی را پیش می‌کشد که روزگاری سارتر و کامو در قالب فلسفه مطرح می‌کردند، اما این بار با داده‌های علمی و آزمایش‌های روانشناختی نشان می‌دهد که ذهن انسان چگونه با پوچی و بی‌معنایی کنار می‌آید، و مهم‌تر از آن، چگونه می‌تواند از دل همین پوچی، معنایی تازه خلق کند. نقطه شروع کتاب، یک خبر خوب است: نیاز ما به معنا یک نقص یا ضعف نیست، بلکه یکی از پیشرفته‌ترین ابزارهای تکاملی ماست. هین توضیح می‌دهد که مغز انسان به‌گونه‌ای طراحی شده که مدام در حال «معنا کردن» جهان اطراف است. هر بار که با رویدادی غیرمنتظره، پارادوکسی دردناک یا موقعیتی پوچ روبه‌رو می‌شویم، یک سیستم ذهنی پیچیده فعال می‌شود تا نظم ازدست‌رفته را بازگرداند. بنابراین، اضطراب وجودی ما، نشان‌دهنده سلامت همین سیستم است. در ادامه، هین خواننده را به درون کارگاه ذهن می‌برد و نشان می‌دهد که ما ناخودآگاه از چه راهبردهایی برای حفظ معنا استفاده می‌کنیم. گاهی انتخاب‌های گذشته‌مان را برای خودمان توجیه می‌کنیم، گاهی هم به خاطرات خوشایند پناه می‌بریم. بخش پایانی کتاب، پاسخ به این پرسش است که «حالا چه باید کرد؟». هین نسخه آماده و یکسانی برای همه نمی‌پیچد. او نشان می‌دهد که زندگی معنادار، چیزی نیست که بتوان آن را بیرون از خودمان پیدا کرد؛ معنادار کردن زندگی، یک «ساخت» است، نه یک «کشف». او سپس راهکارهایی عملی و پژوهش‌محور پیشنهاد می‌کند: چگونه می‌شود با انتخاب‌های دشوار کنار آمد، چگونه می‌شود با آگاهی از مرگ، باز هم زندگی را جدی گرفت، و چگونه می‌شود با پیوند خوردن به چیزی فراتر از خود، آرامشی عمیق‌تر دست یافت. این کتاب برای کسانی است که نه می‌خواهند خودشان را گول بزنند، نه حاضرند در باتلاق ناامیدی غرق شوند، برای کسانی که می‌پذیرند جهان پاسخ قطعی به پرسش‌هایشان را ندارد، اما به‌راستی می‌خواهند معنا کردن را آغاز کنند.
نظر کاربران در مورد "کتاب یافتن معنا"
7 نظر تا این لحظه ثبت شده است
- یافتن معنا

(بخش اول نظر): یه کتاب میان‌رشته‌ایِ جذاب، علمی، پژوهشی، روانشناسی، پرمحتوا و غنی از جناب استیون هانیه در رابطه با موضوعِ چیستی و اهمیت معنا در زندگی به منظور ساختن زندگی معنادار در زمانه‌ای پوچ. قبل از اینکه در مورد محتوای کتاب توضیح بدم، این کتاب رو اول از همه به کسانی که با دغدغه معنا در زندگی‌شون دست و پنجه نرم می‌کنند، شدیدا پیشنهاد می‌کنم و بعد، به همه! چرا همه؟ چون موضوعی هستش که شامل حال زندگی هر فردی می‌شه که مطمینا در طول عمرش حداقل یک‌بار با این مسئله مهم و بنیادین روبرو شده‌. و اینکه این کتاب اولین کتابی بود که در زمینه معنا می‌خوندم که مطالبش به صورت علمی و پژوهشی ارائه شده بود، کتاب‌های قبلی که در این زمینه مطالعه کرده بودم فقط به صورت فلسفی و نظریه‌ای نوشته شده بودن. در کل هدف کتاب اینکه، اهمیت معنادار زیستن رو برای خواننده به خوبی به تصویر بکشه تا به خواننده بگه: داشتن معنا چه تاثیری داره؟ و چرا ما در زندگی به معنا نیاز داریم؟ و در این بین چگونه می‌تونیم زندگی معنادار و پرباری داشته باشیم؟ یعنی از ابعاد مختلفی به موضوع معنا پرداخته شده. در فصل اول نویسنده که یک روان‌شناس فرهنگی هستند، در مورد چگونگی عصر فعلی صحبت می‌کنه که در حال حاضر در حال تجربه اون هستیم، یعنی عصر اضطراب. نویسنده میگه: ذهن ما برای بقا به طور غریزی به دنبال حفظ نظم، معنا و کنترل (برای داشتن احساس امنیت) هستش، اما متاسفانه در زمانه‌ای هستیم که شاخص عدم قطعیت رو به افزایش و رشد هستش و این موضوع در بستر زمان باعث ایجاد فروپاشی روانی و مشکلات متعددی برای انسان‌ها می‌شه‌. در ادامه، از مزایای داشتن معنا، رابطه میان ارتباطات اجتماعی و معنویت با معنا، ارتباط فرهنگ (روابط خانوادگی، متاهلی، دوستی، مشارکت‌های گروهی) و معنا، شغل و معنا، فردگرایی و معنا، پژوهش‌هایی از بالا رفتن رفاه مردم اما کاهش رضایت از زندگی، مطالبی ارائه می‌شه.

1405/06/23 | توسطامین شاکر
0
| |
- یافتن معنا

(بخش دوم نظر): بعد به سراغ فلسفه اگزیستانسیال میره و توضیح میده که این فلسفه چی چیزی رو بیان می‌کنه. بعد سراغ افراد اگزیستانسیال از جمله جناب آلبر کامو، ژان‌پل سارتر، سیمون دوبووار، ویکتور فرانک و افراد پیشااگزیستانسیال از جمله جناب کی‌یرکگارد میره و در مورد زندگی هر کدوم مطالب خیلی خلاصه‌ای رو ارائه می‌کنه. بعد در مورد نوع تفکر یا فلسفه اگزیستانسیال بیشتر صحبت می‌کنه. و در نهایت از شاخه نوین در علم روان‌شناسی یعنی روان‌شناسی اگزیستانسیال سخن میگه. در فصل دوم نویسنده به این موضوع می‌پردازه که چطور و چگونه ما در بستر زمان به نقطه‌ای رسیدیم که وابسته و نیازمند معنا شدیم؟ و چرا برخلاف تمام موجودات دیگه (مخصوصا نخستیان) انسان می‌تونه بابت بی‌معنایی و اضطراب حاصل از زندگی، دست به خ.و.د.ک.ش.ی بزنه؟ از زندگی در زیست‌بوم معنایی، توانایی ما در درک و سازمان‌دهی معناها، مفهوم چهارچوب‌های معنا، انواع معنا، تفاوت کلیدی بین انسان‌ها و شامپانزه‌ها، معنای نمادین و شکل‌گیری زمینه ایجاد زبان، چیستی و تاثیر فرهنگ، معانی فرهنگ، خویشتن و تاثیر فرهنگ بر روی چگونگی خویشتن، و اصطلاح خویشتن وابسته و مستقل صحبت شده‌. البته در این فصل علاوه بر موضوعات گفته شده، مطالبی هم در رابطه با سیر تکامل و زیست‌شناسی آدم‌ها در رابطه با درک معنا، ارائه شده‌. فصل سوم در رابطه با چگونگی درک خود و جهان‌مان از طریق داستان‌سرایی هستش. نویسنده فصل رو با نگاه جناب کامو درباره اصطلاح امر پوچ شروع می‌کنه و در ادامه به موضوعات: تناقضات شخصیتی خود، میل درونی برای منسجم بودن، اشتیاق به فهم منسجم خود و دنیای اطراف، ساختن خویشتن از طریق داستان‌هایمان، تاثیر و اهمیت داستان‌ها، تقلا برای خوب ماندن (باور و سوگیری به این عقیده که من نسبت به بقیه افراد، آدم خوبی هستم)، درک دنیا از طریق داستان‌ها و روایات، چرایی و دلیل ناتوانی افراد در مقابل نظام‌هایی که بقیه آدم‌هارو فرودست نگه می‌دارند و اصطلاح توجیه نظام، پرداخته شده. به نظرم این فصل، فصل جذابی هستش چون به چندین سو‌گیری ذهنی هم اشاره شده بود.

1405/06/23 | توسطامین شاکر
0
| |
- یافتن معنا

(بخش سوم نظر): فصل چهارم با عنوان چگونه مغز به ما اطمینان خاطر می‌دهد که زندگی‌مان معنا دارد، در مورد «سامانه معناسازی» هستش که مغز از طریق این ساز و کار به زندگی ما، معنا می‌بخشه. و در شرایطی که این موضوع (بی‌معنایی و یا پوچی) دچار اختلال (کم شد حس داشتن معنا) بشه این سامانه فعال و دست به کار می‌شه تا موضوع پیش اومده رو برای حفظ تعادل، بازسازی کنه. این ساز و کار با دو روش اصلی (موارد دیگه‌ای هم وجود داره) انجام می‌شه. اولی حفظ معنا با نوستالژی (رجوع به خاطرات مهم گذشته) و دومی، حفظ کردن روابط بین فردی (احساسِ داشتن تعلق) هستش. در ادامه در مورد مباحث سیستم هشدار عصبی چندمنظوره، قشر سینگولیت قدامی مغز، اثرات استامینوفن بر مغز و واکنش‌های ما، توضیح اصطلاح غریب (از جناب فروید) یا غریب بیگانگی و ارتباط اون با احساس پوچی و معنا صحبت می‌شه. در فصل پنجم با عنوان تداوم معنا در زندگی به موضوع ظرفیت‌های شناختی بنیادین که زیربنای احساس معنا در انسان‌ها هستند، پرداخته می‌شه. نویسنده با توصیف رمان بیگانه از جناب کامو این فصل رو شروع می‌کنه تا احساس بی‌معنای در زندگی رو برای خواننده به تصویر بکشه و بگه زندگی بدون معنا چه شکلی هستش و چرا ما در زندگی به داشتن معنا نیازمندیم. در ادامه در مورد موضوعات: وانمود کردن و ساختن معنا، چگونگی معنابخشی به رویدادهای تازه توسط کودک، توضیح مفهوم درک‌پذیری از جناب پیاژه، مزایا و معایب ساختن معنا در زندگی، نحوه برخورد دانشمندان با مطالب و مفاهیم جدید، دو روش مغز در برخورد با مفاهیم جدید (وانمود به معنا و ساخت معنا)، چرایی شرایط دشوار بعضی از سازمان‌ها و فرقه‌ها برای عضویت افراد، عناصر تشکیل دهنده مدل تداوم معنا، راهبرد بازپروری چهارچوب‌ها مطالبی هم ارائه شده.

1405/06/23 | توسطامین شاکر
0
| |
- یافتن معنا

(بخش چهارم نظر): فصل ششم با عنوان پذیرش مسئولیت انتخاب‌هایمان، با روایت زندگی‌نامه مختصری از جناب کی‌یرکگارد شروع می‌شه و خیلی خلاصه دیدگاه یا فلسفه ایشون در این زمینه برای خواننده توضیح داده می‌شه. بعد سراغ دغدغه‌های نوجوانی میره که در رابطه با آزادی و مسئولیت انتخاب‌ها هستش. در ادامه در مورد بلوغ نوظهور، دلیل تراشی برای انتخاب‌هایمان، مختصری از زندگی‌نامه و نوع تفکر جناب سارتر، اصطلاح تعارضات شناختی، رابطه عشق با توجیه، اصطلاح به دام افتادگی روانی، توجیه در فرهنگ‌های مختلف، انتخاب در قرن بیست و یکم هم صحبت شده. فصل هفتم با عنوان رویارویی با جهان واپسین و با داستانی از جناب داستایفسکی در رابطه با موضوع مرگ، شروع می‌شه تا راه‌هایی برخورد آدمی با موضوع فناپذیری و مرگ رو به تصویر بکشه. در این فصل در مورد موضوعات: الهام از تجربیات رویارویی با مرگ، تاثیرات افراد در مواجه با مرگ، اصطلاح پساتروما، مرگ و توانمندسازی، تلاش برای جاودانگی، تلاش تا پای مرگ برای ارزشمند بودن، روی آوردن به خدا، تاثیرات جسمی و روحی اعتقادات دینی بر افراد، جهان بینی علمی، برگشتن از دین هم مطالبی ارائه شده. فصل هشتم در رابطه با رنج و معنا هستش‌، اینکه رنج چگونه باعث ایجاد معنا و یا ممکنه فرد رو به بیراهه بکشه. و به تجارب و وقایع‌هایی می‌پردازه که امکان تخریب چهارچوب‌های معنایی ما رو دارند. و در طول فصل در مورد: دلزدگی (سر رفتن حوصله) و فروپاشی ذهنی، فروپاشی ذهنی در نتیجه وقایع آسیب‌زا، شکست روایت زندگی و خ.و.د.ک.ش.ی، احساس تداوم فردی، عوامل دخیل در خ‌.و.د.ک.ش.ی، عوامل تاثیرگذار در داشتن زندگی با معنا، بازسازی معنا در زندگی امروزی، رنج و رشد پس از تروما، دیدگاه جناب فرانک نسبت به رنج و معنا، یافتن راه بهبودی، و تاثیر نوشتن هم صحبت شده‌.

1405/06/23 | توسطامین شاکر
0
| |
- یافتن معنا

(بخش پنجم نظر): در نهایت در فصل آخر یعنی نهم با عنوانِ ساختن یک زندگی معنادار، نویسنده با بیان داستان سیزیف از جناب آلبرت کامو این فصل رو شروع می‌کنه و بعد به سراغ مواردی میره که در داشتن یک زندگی بامعنا موثر هستند. البته برای داشتن زندگی معنادار موقتی و بنیادین، راهکارهای مختلفی ارائه شده‌. در ادامه در مورد موضوعات: ثبات درونی، ثبات وجودی، احساس تعلق به دیگران، نوشتن و فکر کردن به ارزش‌ها، تاملات نوستالژیک، تجربیات خودمتعالی (تجربیات معنوی، مدیتیشن، رفتن به طبیعت و...)، ابزارهای مربوط به ساختن پایه‌های یک زندگی معنادار که در ادامه ذکر شدن، روابط، کار یا شغل، معنویت، داشتن هدف، تجربیات غنی، روایت زندگی فردی و در نهایت در مورد جهش به سوی زندگی معنادار مطالبی ارائه شده. اضافه کنم که: شخصا از محتوای دو فصل پایانی خیلی لذت بردم. بنده کتاب نشر سایلاو، با ترجمه جناب رستگاری‌فرد رو مطالعه کردم و از ترجمه هم راضی بودم. فقط اینکه نوع کاغذ صفحات این کتاب، برخلاف کتاب‌های قبلی نشر سایلاو (البته به جز کتاب رمز‌گشایی از داروین) با کاغذ بالکی (البته با کیفیت) چاپ و منتشر شده.

1405/06/23 | توسطامین شاکر
0
| |

تو این روزها خیلی این کتاب کمک کننده هست

1405/02/06 | توسطکاربر سایت
1
| |

عالیه یک کتاب خوب

1405/02/06 | توسطکاربر سایت
0
| |