1. خانه
  2. /
  3. کتاب نزدیک ترین چیز به زندگی

کتاب نزدیک ترین چیز به زندگی

نویسنده: جیمز وود
3.5 از 1 رأی

کتاب نزدیک ترین چیز به زندگی

The Nearest Thing to Life
انتشارات: مرکز
٪10
570000
513000
معرفی کتاب نزدیک ترین چیز به زندگی
«نزدیک‌ترین چیز به زندگی» نوشتهٔ جیمز وود، منتقد ادبی بریتانیایی و نویسندهٔ نیویورکر، کتابی کوتاه در مرز نقد ادبی، جستار شخصی و خاطره است. اثر در سال ۲۰۱۵ و بر پایهٔ سخنرانی‌های وود در مجموعهٔ «سخنرانی‌های ماندل در علوم انسانی» دانشگاه برندایس منتشر شد. عنوان کتاب از جمله‌ای از جرج الیوت می‌آید که هنر را «نزدیک‌ترین چیز به زندگی» می‌دانست: وسیله‌ای برای گسترش تجربه و فراتررفتن از محدودهٔ زندگی شخصی. وود همین گزاره را به پرسشی تبدیل می‌کند که چهار جستار کتاب را به یکدیگر پیوند می‌دهد: داستان چگونه چیزی را که زندگی کرده‌ایم، دیده‌ایم یا از دست داده‌ایم به تجربه‌ای قابل انتقال بدل می‌کند؟ کتاب با جستار «چرا؟» آغاز می‌شود؛ پرسشی که هم به مرگ مربوط است و هم به نیاز انسان برای یافتن معنا. وود از مراسم یادبود مردی که هرگز او را ندیده بود به ادبیات می‌رسد و به یکی از تناقض‌های داستان توجه می‌کند: رمان می‌تواند به شخصیت‌ها چنان حضور و زندگی‌ای ببخشد که گویی روبه‌روی ما ایستاده‌اند، اما در همان لحظه آن‌ها را در گذشته تثبیت می‌کند. کتابی که در دست داریم از پیش تمام شده است؛ زندگی شخصیت‌ها، حتی وقتی نخستین بار آن را می‌خوانیم، در نوعی گذشتهٔ کامل اتفاق می‌افتد. ادبیات بنابراین هم احضارکنندهٔ زندگی است و هم یادآور پایان آن. در جستار «دیدن جدی» (Serious Noticing)، وود به یکی از اصول بنیادی نقد ادبی خودش بازمی‌گردد: اهمیت جزئیات. داستان «بوسه» چخوف، آثار پنلوپه فیتزجرالد و نویسندگان دیگری به او امکان می‌دهند نشان دهد چگونه یک جزئیات کوچک حالت بدن، شیئی در اتاق یا حرکتی گذرا می‌تواند جهانی کامل از شخصیت و تجربه را آشکار کند. برای وود، خواندن دقیق به معنای شکار نمادها یا استخراج «پیام» نیست؛ نوعی آموزش توجه است. ادبیات به ما یاد می‌دهد چیزهایی را ببینیم که زندگی روزمره معمولا از کنارشان عبور می‌کند. «استفاده از همه‌چیز» رابطهٔ پیچیده‌تر نویسنده و تجربه را بررسی می‌کند. زندگی مواد خام ادبیات را فراهم می‌آورد، اما نویسنده آن‌ها را صرفا نسخه‌برداری نمی‌کند. خاطره، مشاهده، تخیل و زبان هنگام نوشتن به چیزی تازه تبدیل می‌شوند. وود در اینجا از نقد صرف فاصله می‌گیرد و تجربهٔ خودش از خواندن، موسیقی، خانواده و تربیت مسیحی را نیز وارد متن می‌کند. همین حضور شخصی سبب می‌شود کتاب با «رمان چگونه کار می‌کند»، اثر نظری‌تر و شناخته‌شده‌تر او، تفاوت داشته باشد. این حرکت در جستار پایانی، «بی‌خانمانی سکولار»، کامل می‌شود. وود که از انگلستان به آمریکا مهاجرت کرده، از غربت، نوستالژی و تجربهٔ زندگی میان دو خانه سخن می‌گوید و نویسندگانی چون و.گ. زبالد را وارد بحث می‌کند. خانه در اینجا فقط مکان نیست؛ مجموعه‌ای از صداها، زبان‌ها و جزئیاتی است که شاید تنها پس از دورشدن قابل دیدن شوند. قوت «نزدیک‌ترین چیز به زندگی» در پیوند نقد و تجربهٔ زیسته است. وود به‌جای ساختن نظریه‌ای جامع دربارهٔ ادبیات، از چند متن و چند خاطره می‌پرسد چرا داستان برای ما اهمیت دارد. همین ویژگی محدودیت کتاب هم هست: چهار جستار بیشتر مراقبه‌هایی به‌هم‌پیوسته‌اند تا استدلالی نظام‌مند و کسانی که دنبال نظریه‌ای جامع دربارهٔ رمان‌اند، پاسخ کاملی پیدا نمی‌کنند. اما شاید خود کتاب نیز چنین ادعایی ندارد. ادبیات برای وود ارزشمند است زیرا زندگی را توضیح نمی‌دهد؛ آن را چنان دقیق پیش چشم ما می‌گذارد که دوباره متوجه می‌شویم چیزی برای دیدن وجود داشته است.
درباره جیمز وود
درباره جیمز وود
جیمز داگلاس گراهام وود (James Douglas Graham Wood) (متولد 1 نوامبر 1965) منتقد ادبیات انگلیسی، مقاله نویس و رمان نویس است. وود بین سالهای 1992 و 1995 رئیس اصلی منتقدین ادبیات گاردین بود. او بین سالهای 1995 تا 2007 سردبیر ارشد The New Republic بود. از سال 2014، وی استاد نقد ادبی در دانشگاه هاروارد و نویسنده کار در نیویورکر است.
ویژگی های کتاب نزدیک ترین چیز به زندگی
  • نامزد جایزه ملی حلقه منتقدان کتاب سال 2015
مقالات مرتبط با کتاب نزدیک ترین چیز به زندگی
آشنایی با انواع سبک های نگارش و شیوه استفاده از آن ها
آشنایی با انواع سبک های نگارش و شیوه استفاده از آن ها
ادامه مقاله
اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب نزدیک ترین چیز به زندگی" ثبت می‌کند