فرن دوازده ساله است و از شش سالگی در مزرعهای زندگی کرده که هیچ ارتباطی با دنیای بیرون ندارد و خودکفا و مستقل است. او همیشه فکر میکرد این سبک زندگی اصیل و درست است و انسانها را رستگار میکند فرن به دکتر بن، رهبر مزرعه، ایمان دارد و سختیهای زندگی را نشانهای از درستی راه میداند.
اما شبی که مادرش او را از مزرعه قراری میدهد و میگوید دکتر بن خطرناک است، همه چیز فرو میریزد. فرن هیچ کدام از حرفهای مادرش را باور نمیکند. او فقط میخواهد به خانه برگردد؛ به جایی که فکر میکند به آن تعلق دارد.
پس در دنیای بیرون مزرعه دنیایی که شلوغ پر از هرج و مرج و آلودگی است فرن تنها یک هدف دارد برگشتن اما هر چه زمان میگذرد چیزهایی پیدا میشود که دلش نمیخواهد از دستشان دهد؛ کتابخانهای که دوستش دارد دوستی واقعی بوی اقیانوس و... حقیقتهایی که در مزرعه از او پنهان کرده بودند.
کیت اوشانسی یک خوره کتاب، عاشق حیوانات، سرآشپز سابق و از علاقهمندان به فضای باز است. وقتی او مشغول نوشتن نیست، میتوانید کیت را در باغش پیدا کنید، در حال خوردن غذای خوب، پیادهروی با سگش و تلفظ نادرست کلماتی که خوانده اما هرگز نشنیده است. او با خانوادهاش در کالیفرنیا زندگی میکند.