داستان از زبان سوفی کوچک روایت میشود و دربارهی دوستیاش با سوفی پیر است. سوفی پیر، همنام دوست کوچکش، با وجود خاطرات شیرین گذشته، اکنون با علائم ضعف حافظه دستوپنجه نرم میکند. وقتی خانوادهاش تصمیم میگیرند او را به مراکز مراقبتی انتقال دهند، سوفی کوچک تلاش میکند نشان دهد که دوستش هنوز میتواند در خانهی خودش بماند. برای این کار از آزمونهای حافظه کمک میگیرد و هر واژهای مثل «درخت»، «میز» و «کتاب» را به بهانهای برای شنیدن داستانهای زندگی سوفی پیر تبدیل میکند. این خاطرات نهفقط گذشتهی دوستش را به او بازمیگردانند، بلکه پیوندی عمیق میان تجربههای گذشته و ارزش دوستی را نیز به او میآموزد.درخت، میز، کتاب داستانی تأملبرانگیز و پرمعنا دربارهی دوستی، خاطرات و مواجهه با گذر زمان است که با لحنی صمیمی و بیاغراق، به مفاهیم مهمی مانند پیری، حافظه، تاریخ و ارزش خاطرات میپردازد.