کتاب مقالات شمس

Shams articles
کد کتاب : 18285
مترجم :
شابک : 978-9643050085
قطع : وزیری
تعداد صفحه : 312
سال انتشار شمسی : 1399
سال انتشار میلادی : 1284
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 20
زودترین زمان ارسال : 25 اردیبهشت

معرفی کتاب مقالات شمس اثر شمس الدین محمد تبریزی

"مقالات شمس" اثری است متشکل از گفتارهای خواجه "شمس الدین محمد تبریزی" ملقب به "شمس" در قونیه، که کلام مکتوب و به جا مانده از وی را به خوانندگان و دوست داران وی عرضه می دارد. در این نسخه از "مقالات شمس"، شاهد متن ویرایش شده ی آن به همت "جعفر مدرس صادقی" هستیم. از ویژگی های این نسخه که نشر مرکز آن را به انتشار درآورده است، جدا کردن مطالب کمتر مرتبط از متن اصلی است که به این شکل به کتاب انسجام بیشتری بخشیده است؛ این اثر براساس شش نسخه ی خطی کهن از مکتوبات "شمس تبریزی" و مقابله ی آن با هفت نسخه ی متاخر از آن به چاپ رسیده و از این جهت یکی از معتبرترین تصحیح های موجود از "مقالات شمس"، نسخه ی پیش رو به تصحیح "جعفر مدرس صادقی" می باشد.
و اما در محتوای این اثر درخشان می توان گفت که بازتابی تمام عیار از اندیشه و عرفان خواجه "شمس الدین محمد تبریزی" است که اگر خواننده در آن دقیق شود، در می یابد که چرا "مولانا جلال الدین" این چنین شیفته و شوریده ی "شمس" بود. گفتار "شمس" در عین ایجاز و سادگی، از چنان حکمت افسون آمیزی برخوردار است که اگر درست خوانده شود، تا مدت ها بر لوح ذهن حک شده و مصادیق آن در کلام و کردار خواننده جاری می شود. "مقالات شمس" بسیاری از رمز و رازهای مربوط به ارتباط میان "مولانا" و "شمس" را نیز آشکار می کند و به سوالاتی که گاه در صدد جواب دادن به آن ها، پیرامون این دو شخصیت بزرگ عرفان و ادب، افسانه پردازی شده نیز پاسخ می دهد.

کتاب مقالات شمس

شمس الدین محمد تبریزی
محمد بن علی بن ملک‌داد تبریزی ملقب به شمس‌الدین یا شمس تبریزی (زاده ۵۸۲ – درگذشته ۶۴۵ هجری قمری) از صوفیان ایرانی، مسلمان مشهور سدهٔ هفتم هجری است. سخنان وی را که در مجالس مختلف بر زبان آورده، مریدان گردآوری کرده‌اند که به نام «مقالات شمس تبریزی» معروف است.از زندگی شمس تبریزی و احوال شخصی او تا آنگاه که مقالات شمس کشف شد خبر مهمی در دست نبود. قدیمی‌ترین مدارک دربارهٔ شمس تبریزی، ابتدانامه سلطان ولد و رساله سپهسالار است که گفته «هیچ آفریده‌ای را...
قسمت هایی از کتاب مقالات شمس (لذت متن)
مرا در این عالم با عوام کاری نیست. برای ایشان نیامده ام. این کسانی که رهنمای عالمند به حق، انگشت بر رگ ایشان می نهم. اگر سخن من چنان خواهد استماع کردن به طریق مناظره و بحث از کلام مشایخ یا حدیث یا قرآن، نه او سخن تواند شنیدن، نه از من برخوردار شود. و اگر به طریق نیاز و استفادت خواهد آمدن و شنیدن -که سرمایه نیاز است- او را فایده باشد. و اگرنه، یک روز نه و ده روز نه، بل که صد سال، او می گوید، ما دست در زیر زنخ نهیم، می شنویم.