کشف قاره آمریکا توسط کریستف کلمب در ۱۴۹۲ با سلطه امپراتوری اسپانیا و پرتغال طی سه قرن بر این قاره همراه بود. سیل مهاجرت اروپاییها از قرن ۱۶ به این قاره، منجر به اختلاط نژادی فزایندهای شد که در نهایت، هویت نوظهوری به اسم آمریکای لاتین شکل گرفت و تأثیرات عمیقی بر زندگی بومیان این قاره به جا گذاشت، رد پای این دوره در سینمای نوین کشورهای آمریکای لاتین از دهه شصت قابل مشاهده است. در سال ۱۹۴۶ امیلیو فرناندز کارگردان مکزیکی به شکل شگفتآوری برای فیلم ماریا کاندلاریا برنده نخل طلای جشنواره فیلم کن شد که اولین بار بود یک کشور آمریکای لاتین به چنین اعتباری دست مییافت. در کوبا دولت فیدل کاسترو با تأسیس انستیتو هنر و صنعت سینمای کوبا، سینمای انقلاب را کلید زد. کاربردیترین شیوهی دولت کوبا برای انتشار انقلاب خود به کشورهای آمریکای لاتین، سینما بود و امواج انقلاب کوبا خیلی زود به دیگر کشورهای آمریکای لاتین سرایت کرد. در سال ۲۰۰۹ با اهدای جایزه بهترین فیلم خارجی در هشتادودومین دوره آکادمی اسکار به خوان خوره کامپانلا برای فیلم راز چشمانشان، آرژانتین اولین کشور آمریکای لاتین شد که دو بار این جایزه را کسب میکند. در آستانه سال ۲۰۰۰ و با کمرنگشدن گرایشات مارکسیستی در نسل جدید فیلمسازان آمریکای لاتین، الخاندرو گونسالس اینیاریتو فیلمساز مکزیکی بهعنوان یکی از پرافتخارترین کارگردانان این خطه با فیلمهایی چون، عشق سگی، ۲۱ گرم، بابل، بازگشته و باردو پیشنهادهای جدیدی در نوع نگاه به فیلمنامه و کارگردانی مقابل سینما گذاشت که موج تازهای در سینمای این قاره بود و برای مجموعه فیلمهایش به دفعات جوایزی از آکادمی اسکار و جشنواره فیلم کن دریافت کرد.