به بد بس درازست دست سپهر به بیدادگر برنگردد به مهر شهرهای ایران در جنگهای پیوسته با توران ویران شده بود. مردم از خشکسالی نیز به ستوه آمده بودند. با دوران پادشاهی کیخسرو، روزگار نو آغاز و ویرانیها آباد شد. اکنون در اندیشهی کیخسرو بود تا کینخواه خون پدر باشد. سپاهی به فرماندهی طوس پهلوان، از نوادگان نوذر، شاه پیشین ایران، برای جنگ به سوی توران رفت. خسرو به طوس گفت: در راه توران، به دوراهی خواهد رسید، راهی بیابانی خشک و راهی به سوی کوهستانی که فرود، برادرم، از همسر نخست سیاوش، در کلات آنجا فرمان میراند، هرگز نباید دو سپاه با هم روبهرو شوند. سپاه به فرماندهی طوس به راه افتاد و... از نگاه نکتهبین فردوسی، انگار این دوراهی نمادی از راههای پیش روی هر یک از ما و دو صدای آشنای درون ماست: یکی فرمان عقل است و صدای بلند دیگر، نماد هوسهای ماست...