اوج تابستان است و آرماند و رنماری گاماش سالگرد ازدواجشان را در منوار بلشاس، مسافرخانهی مجلل و دورافتادهای در نزدیکی دهکدهی تریپاینز، جشن میگیرند. ولی آنها تنها نیستند. خانوادهی فینی- ثروتمند، بافرهنگ و محترم- هم برای مراسم خودشان آمدهاند. شاید منوار بلشاس زیبا در محاصرهی طبیعت باشد، ولی چیزی غیرطبیعی دارد ظاهر میشود. با افزایش گرما و کاهش رطوبت، مهمانان غافلگیرکنندهای در گردهمایی خانوادگی پیدا میشوند و یک طوفان وحشتناک تابستانی، جسدی را پشت سر باقی میگذارد. این وظیفه سربازرس گاماش است که رازهای مدفون شده و نفرتهای پنهان شده در پشت لبخندهای مودبانه را آشکار کند. تعقیب و گریز، او را به تریپاینز، به گوشههای تاریک زندگی خودش و در نهایت به اوجی هولناک میبرد.