بهار سگی

Chien de printemps
«بهار لعنتی»

مشخصات بهار سگی
مترجم :فاطمه جوادی
شابک :978-600839213-2
قطع :رقعی
تعداد صفحه :70
سال انتشار شمسی :1395
سال انتشار میلادی :1993
نوع جلد :شومیز
سری چاپ :1
زودترین زمان ارسال :3 شهریور

Chien de printemps

  • قیمت : 11,000 تومان
  • قیمت برای شما : 8,800تومان

  • وضعیت : موجود
  • انتشارات: نگاه نگاه
مشخصات بهار لعنتی
مترجم :
شابک :978-6003763937
قطع :رقعی
تعداد صفحه :96
سال انتشار شمسی :1397
سال انتشار میلادی :1993
نوع جلد :شومیز
سری چاپ :1
زودترین زمان ارسال :3 شهریور

معرفی کتاب بهار سگی اثر پاتریک مودیانو | ایران کتاب

بهار سال ۱۹۶۴، وقتی نوزده سالم بود، با فرانسیس جانسن آشنا شدم و امروز تصمیم دارم با تکیه بر اندک دانسته هایم، راجع به او بنویسم. صبح زود بود، در کافه ای در میدان دانفرات راشرو با دوستی هم سن و سال خودم نشسته بودم. جانسن پشت میزی روبه روی ما نشسته بود و لبخندزنان ما را نگاه می کرد. لحظه ای بعد، از داخل کیفی ورنی که روی صندلی کنار خودش گذاشته بود، یک دوربین رولی فلکس درآورد

کتاب بهار سگی


ویژگی های کتاب بهار سگی

مودیانو برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات سال 2014

پاتریک مودیانو
مودیانو از مادری بلژیکی و پدری یهودی اهل ایتالیا در سال ۱۹۴۵ به دنیا آمده است. وی از چهره های نوجوی ادبیات مدرن فرانسه شناخته میشود که آثارش هم تحسین منتقدان ادبی را برانگیخته و هم خوانندگان فراوان دارد. مودیانو از نویسندگان پرکار به شمار می رود و برخی از کارهای او به فیلم نیز برگشته است. جایزه ی بزرگ آکادمی فرانسه برای ادبیات در سال ۱۹۷۲ نصیب وی شد. در سال ۱۹۷۸، جایزه ی معتبر فرانسوی گنکور را برای رمان خیابان بوتیکهای خاموش دریافت کرد. در سالهای اخیر رمانهای «میدان اتوال»، «در کافه جوانی گمش...
قسمت هایی از کتاب بهار سگی (لذت متن)
یک روز صبح زود در کافه ای در میدان دانفر روشرو تنها نبودم، دختری هم سن وسال خودم همراهم بود. ژانسن درست میز روبه روی ما نشسته بود و با لبخندی بر لب به ما نگاه می کرد. کیف بزرگی به همراه داشت که روی صندلی نمدی کافه، کنار خودش گذاشته بود. از داخل کیفش یک دوربین عکاسی حرفه ای بیرون آورد. یک دوربین رولیفلکس آلمانی که آن روزها مخصوص عکاسی حرفه ای بود. اصلا متوجه نشدم که لنز دوربینش را روی ما متمرکز کرده است. حرکاتش بسیار سریع و درعین حال با خون سردی کامل همراه بود. تنها چیزی که می توانم بگویم این است که یک دوربین رولیفلکس داشت و به غیر از این دربارۀ جنس و نوع کاغذی که روی آن ها عکس ها را چاپ می کرد یا روشی که به کار می برد تا بازی نور و سایه را به آن زیبایی در عکس هایش رقم زند، هیچ نمی دانم.

با گذشت سالیان ،حقیقتی را که از قبل می دانستیم ولی با بی خیالی یا از روی ترس از خودمان پنهان کرده بودیم، می پذیریم: یک برادر، یک نسخه ی دوم، به جای ما در تاریخ و زمانی نامعلوم ، می میرد و سایه اش با محو شدن در ما ، ناپدید می شود.