این کتاب، روایتی صمیمی و جسورانه از زندگی زنی است که در عمق زخمهای کودکی، اعتیاد، فقدان پدر و ترومای عمیق عاطفی غرق شده بود.
او به جای قربانی ماندن، تصمیم گرفت برای کودک درون زخم خوردی خودش مادری کند و با روبهزرو شدن با دردها، آن ها را به معنا و شهامت تبدیل کن.
در نهایت داستان تولد دوباره و بازگشت به خودش را روایت میکند. سفری درونی که از دل پارگی و تکه تکه شدن به انسجام، آرامش و رسالت همراهی با زنان دیگر رسید و ثابت کرد حتی عمیق ترین زخمها میتوانند به قدرتمندترین بالهای پرواز تبدیل شود.