کتاب جهان و تاملات فیلسوف

A Collection of Popular Essays
گزیده هایی از نوشته های آرتور شوپنهاور
کد کتاب : 1928
مترجم :
شابک : 978-964305953-8
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 266
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 1976
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 5
زودترین زمان ارسال : 17 خرداد

معرفی کتاب جهان و تاملات فیلسوف اثر آرتور شوپنهاور

"جهان و تأملات فیلسوف" شامل ۱۵ مقاله از آرتور شوپنهاور در مورد مسائل مختلف است. در "جهان و تأملات فیلسوف" بسیاری از دغدغه هایی که افراد به طور روزانه با آن ها روبرو می شوند مورد بررسی و توجه قرار گرفته اند. بخش ها و فصول این کتاب عبارتند از:
• دفتر اول
1. در باب اثبات اراده ی حیات
2. متافیزیک عشق
3. در باب زنان
4. در باب عبث بودن وجود
5. در باب آلام جهان
6. در باب خودکشی
7. گفتگویی در باب جاودانگی
8. راه رستگاری
• دفتر دوم
1. در باب نویسندگی و سبک
2. در باب مطالعه و کتب
3. در باب خودشناسی
4. در باب اهل فضل
5. چهره شناسی
6. در باب نبوغ
7. ملاحظات روانشناختی

در ابتدای کتاب جمله ای از شوپنهاور آمده است با این مضمون:
"زندگی پرسش دشواری است، من ترجیح می دهم آن را صرف تأمل بر خودش کنم."
محتوای کتاب پیرامون همین جمله ارائه شده است. شوپنهاور جهانی مملو از رنج را به تصویر می کشد و این تصویر را با چنان نثری ارائه می کند که او را تا مقام یکی از بزرگترین نثرنویسان آلمان ارتقا می دهد. نثرش خوش آهنگ و ساده و مفهومی است و بسیاری از عباراتش به قدری نغز و دل انگیز و عمیق است که می توان آن ها را بارها خواند و لذت برد و حتی به خاطر سپرد. بی پرده و به صراحت سخن می گوید و از متلک پرانی و تمسخر و بعضا حتی فحاشی نیز ابایی ندارد. نیچه در مورد او می گوید: «مطلقا تنها بود و کمترین دوستی نداشت و فاصله ی میان یک و هیچ لایتناهی است. هیچ چیز متفکرین آلمان را به اندازه عدم شباهتی که میان شوپنهاور و آنان بود رنج نداد.

این کتاب یکی از بهترین کتاب هایی است که نظرات شوپنهاور رو در مسایل مختلف مورد بررسی قرار میده ، قسمت اول شوپنهاور جهان رو و عشق و زن رو توصیف میکنه ، جملاتی بسیار زیبا مانند : زمان حال چیست ؟ آن دمی که میگذرد و دمی دیگر نیست ما یکسره در بین گذشته و آینده زندگی میکنیم . خواندن این کتاب دیدی وسیع نسبت به وضعیت انسان در جهان می دهد.

کتاب جهان و تاملات فیلسوف

آرتور شوپنهاور
آرتور شوپنهاور، زاده ی سال 1788 و درگذشته ی سال 1860، فیلسوفی آلمانی و یکی از بزرگترین اندیشمندان اروپا بود.شوپنهاور در شهر دانزیگ از پدری هلندی و مادری آلمانی به دنیا آمد. پدرش بازرگان بود اما او رغبتی به تجارت نداشت و به تحصیل علم بیشتر علاقه بود. شوپنهاور 17 سال بیشتر نداشت که پدرش خودکشی کرد و بعد از آن مادرش به وایمار رفت.او در دانشگاه ابتدا به تحصیل طب پرداخت، سپس به علوم طبیعی و بعد از آن، به فلسفه روی آورد. شوپنهاور در سال 1813 با نوشتن رساله ای درباره ی فلسفه از دانشگاه ینا، مدرک دکت...
قسمت هایی از کتاب جهان و تاملات فیلسوف (لذت متن)
طبیعت در زیبایی دختران جوان همان شیوه ای را به کار برده که در هنر درام به آن بزنگاه می گویند. زیرا چند صباحی ایشان را به ملاحت و طنازی و چهره گلگون می آراید تا بتوانند مابقی عمر را به هزینه ی آن بگذرانند. در همین چند صباح است که هر یک از ایشان قادر است نظر و علاقه ی مردی را چنان جلب کند که مجبور شود تا به آخر عمر به صدق و محبت ایشان را حمایت کند- حال آنکه اگر مرد از روی عقل می اندیشید تداوم حیات زن را تضمینی نبود.

کافی است اندازه ی توجه و علاقه زنان به یک کنسرت یک اپرا یا یک تاتر را مشاهده کنید. به هنگام اجرای بهترین قطعات و بزرگترین شاهکارهای هنری با بلاهتی کودکانه مشغول پچ پچ و ورور می شوند. اگر این صحت داشته باشد که یونانیان زنان را از حضور در تئاتر منع کرده اند باید گفت کاملا حق داشته اند.

با کسب اجازه باید بگویم که فلسفه ی من ناراحت کننده است زیرا حقیقت را میگویم و حقیقت تلخ است و مردم بیشتر ترجیح می دهند اطمینان حاصل کنند که هر چه خدا آفریده خوب است. بسیار خوب بروید سراغ کشیشان و فیلسوفان را راحت بگذارید.

جهالت تنها آن زمان مایه ی خفت است که با ثروت همراه باشد. نیاز و بدبختی سد راه فقرا میشود کار ایشان جای دانش را میگیرد. و ذهن و افکارشان را معطوف به خود می سازد. در حالی که ثروتمندان نادان فقط برای لذت بردن زندگی میکنند و چنان که به نظر می رسند بیشتر به بهایم شباهت دارند. ثروتمندان به این دلیل که از دولت و فرصتی که می تواند ارزشمندترین همه ی ارزشها را نصیبشان سازد استفاده نمی برند سزاوار سرزنش هستند.

به باور شوپنهاور تنها و بزرگترین نیرویی که کورکورانه و احمقانه ما را به جلو میراند "اراده حیات" است و این اراده در اشکال مختلف که اصلی ترینش بقای نسل است نمود پیدا می کند....اگر قدرت این اراده نبود ما کسی را برای جفت شدن انتخاب میکردیم که کاملا متفاوت از کسی بود که برای ازدواج برگزیده ایم...ازدواج که تنها برای ادامه بودنمان در شخص سومی میباشد و علاقه ما به جاودانگی و ادامه پیدا کردن همیشگی است بدون استثنا با افرادی اتفاق می افتد که در حالت عادی شاید حتی برای دوستی هم انتخابشان نمیکردیم....برای ازدواجی که منجر به از دست دادن انرژی، سرمایه و بخش بزرگی از روحمان میشود تنها باید مغزمان را به اسم عشق از دست داده باشیم تا بتوانیم به آن تن بدهیم...