1. خانه
  2. /
  3. کتاب کارکرد، عرف و ارزش زیبایی‌ شناختی همچون حقایق اجتماعی

کتاب کارکرد، عرف و ارزش زیبایی‌ شناختی همچون حقایق اجتماعی

3.2 از 1 رأی

کتاب کارکرد، عرف و ارزش زیبایی‌ شناختی همچون حقایق اجتماعی

Aesthetic Function, Norm and Value as Social Facts
٪15
180000
153000
معرفی کتاب کارکرد، عرف و ارزش زیبایی‌ شناختی همچون حقایق اجتماعی
«کارکرد، عرف و ارزش زیبایی‌ شناختی همچون حقایق اجتماعی» از یان موکاروفسکی یکی از متن‌های بنیادین زیبایی‌شناسی ساختارگرای مکتب پراگ است؛ نوشته‌ای که مسئله‌اش در ظاهر ساده به نظر می‌رسد اما پیامدهای گسترده‌ای دارد: چه چیزی یک شیء، رفتار یا اثر را «زیباشناختی» می‌کند؟ آیا زیبایی کیفیتی است که در خود اشیا وجود دارد، یا حاصل نسبت آنها با انسان، جامعه و تاریخی است که در آن دیده و ارزیابی می‌شوند؟ موکاروفسکی برای پاسخ به این پرسش سه مفهوم را به هم پیوند می‌زند: کارکرد زیباشناختی، هنجار زیباشناختی و ارزش زیباشناختی. صورت اصلی رساله در پراگ و در سال ۱۹۳۶ منتشر شد و این سه مفهوم را نه موضوعاتی جداگانه، بلکه سه وجه مرتبط از یک مسئله بررسی می‌کرد. نقطهٔ آغاز او شکستن مرز ثابت میان هنر و غیرهنر است. کارکرد زیباشناختی از نظر موکاروفسکی ویژگی ذاتی یک طبقهٔ خاص از اشیا نیست. یک ساختمان، لباس، حرکت بدن، ابزار یا حتی فعالیت روزمره ممکن است در شرایطی واجد کارکرد زیباشناختی شود و در شرایطی دیگر این کارکرد را از دست بدهد. آنچه اهمیت دارد شیوه‌ای است که جامعه و دریافت‌کننده با شیء رابطه برقرار می‌کنند. به همین سبب قلمرو زیباشناختی از قلمرو هنر گسترده‌تر است و مرز آن نیز دائما جابه‌جا می‌شود. چیزی که زمانی صرفا کاربردی بوده ممکن است بعدها به‌عنوان شیئی زیبا یا تاریخی دیده شود؛ همان‌طور که چیزی مطابق مد در دوره‌ای دیگر می‌تواند جذابیت خود را از دست بدهد. این نگاه موکاروفسکی را از نوعی زیبایی‌شناسی ذات‌گرا دور می‌کند. او نمی‌پرسد «زیبایی چیست؟» تا فهرستی از ویژگی‌های همیشگی ارائه کند؛ بیشتر می‌پرسد یک جامعه چگونه چیزی را در جایگاه امر زیباشناختی قرار می‌دهد. همین‌جا مفهوم «هنجار» وارد بحث می‌شود. هنجار زیباشناختی مجموعه‌ای تغییرناپذیر از قوانین نیست. هنجار در آگاهی جمعی شکل می‌گیرد، میان گروه‌ها و طبقات اجتماعی توزیع می‌شود و در طول زمان دگرگون می‌شود. چیزی ممکن است در یک محیط نمونهٔ ذوق صحیح تلقی شود و در محیطی دیگر نامأنوس، مبتذل یا حتی زشت باشد. موکاروفسکی به این ترتیب داوری زیبایی‌شناختی را از تاریخ اجتماعی جدا نمی‌کند؛ ذوق نیز تاریخ دارد. اما بخش جذاب‌تر استدلال زمانی آغاز می‌شود که رابطهٔ هنجار و ارزش را بررسی می‌کند. اگر هنجاری وجود دارد، آیا اثر ارزشمند همان اثری است که بهتر از همه آن را رعایت کند؟ پاسخ موکاروفسکی منفی است. این تفاوت خصوصا در هنر آشکار می‌شود. در بسیاری از حوزه‌های غیرهنری، انطباق با هنجار ممکن است نشانهٔ موفقیت باشد؛ ولی اثر هنری می‌تواند دقیقا از طریق شکستن هنجار ارزش پیدا کند. نوآوری هنری اغلب زمانی رخ می‌دهد که یک اثر انتظارات مسلط را مختل می‌کند و نظام موجود را وادار به تغییر می‌سازد. بنابراین هنجار و ارزش هم‌معنا نیستند. هنر قادر است علیه معیارهای تثبیت‌شده عمل کند و بعد خود به سرچشمهٔ هنجاری تازه تبدیل شود. از همین مسیر موکاروفسکی به تلقی پیچیده‌ای از ارزش زیباشناختی می‌رسد. ارزش را نمی‌توان صرفا به هماهنگی کامل اجزای اثر فروکاست. حتی ناهمخوانی، تنش و چندمعنایی می‌توانند به قدرت زیباشناختی اثر کمک کنند. در این نگاه، اثر هنری ساختاری بسته و بی‌اصطکاک نیست که هر جزء آن آرام در جای تعیین‌شدهٔ خود بنشیند. ارزش ممکن است از برخورد عناصر، از مقاومت اثر در برابر تفسیر واحد و از رابطهٔ متغیر آن با ارزش‌های بیرون از هنر پدید آید. همین جنبهٔ نظری است که متن موکاروفسکی را از بسیاری از صورت‌های سادهٔ فرمالیسم جدا می‌کند. جایگاه این رساله در مکتب پراگ نیز از همین مسئله روشن می‌شود. ساختارگرایی موکاروفسکی اثر را یک ساختار می‌بیند، اما ساختار برای او در خلأ زندگی نمی‌کند. اثر وارد نظامی از قراردادها، ارزش‌ها، انتظارات اجتماعی و تاریخ دریافت می‌شود. به همین دلیل اندیشهٔ او پلی میان فرمالیسم روسی، نشانه‌شناسی، جامعه‌شناسی هنر و نظریه‌های بعدی دریافت ایجاد می‌کند. پژوهش‌های تاریخی دربارهٔ مکتب پراگ نیز «کارکرد، عرف و ارزش زیبایی‌ شناختی» را یکی از نوشته‌های مرکزی برای فهم دستگاه نظری موکاروفسکی می‌دانند. محدودیت متن بیش از آنکه در ضعف استدلال باشد، به سطح بالای انتزاع آن مربوط است. موکاروفسکی مفاهیمی می‌سازد که انعطاف فراوان دارند و همین انعطاف گاهی تعیین مرز دقیق آنها را دشوار می‌کند. اگر هر شیئی بتواند در شرایطی کارکرد زیباشناختی پیدا کند و اگر هنجارها دائما تغییر کنند، توضیح اینکه در یک مورد مشخص دقیقا چه سازوکاری ارزش را تولید کرده، همیشه آسان نیست. نظریه در سطح کلان نیرومند است، اما برای تحلیل جزئی یک اثر باید با روش‌های دقیق‌تر تاریخی و صوری تکمیل شود. اهمیت «کارکرد، عرف و ارزش زیبایی‌ شناختی همچون حقایق اجتماعی» شاید در همی
درباره یان موکاروفسکی
درباره یان موکاروفسکی

یان موکاروفسکی ( ۱۱ نوامبر ۱۸۹۱ – ۸ فوریه ۱۹۷۵) نظریه‌پرداز ادبی، زبان‌شناس و زیبایی‌شناس اهل چک بود.موکاروفسکی استاد دانشگاه چارلز در پراگ بود. او به واسطه پیوندش با ساختارگرایی اولیه و «حلقه زبان‌شناسی پراگ»، و همچنین به دلیل بسط و توسعه ایده‌های فرمالیسم روسی، شهرت دارد. از جمله دستاوردهای دیگر او، به‌کارگیری آرای فردیناند دو سوسور — زبان‌شناس و نشانه‌شناس اهل ژنو — در تحلیل بیان ادبی و هنری بود؛ او مفهوم «کارکرد زبانی» را به‌شکلی نظام‌مند در مورد آثار ادبی و نحوه دریافت آن‌ها در دوره‌های گوناگون به کار بست و آن را گسترش داد. موکاروفسکی تأثیری عمیق بر نظریه ساختارگرایانه ادبیات داشت که با تأثیر رومن یاکوبسون قابل مقایسه است.

دسته بندی های کتاب کارکرد، عرف و ارزش زیبایی‌ شناختی همچون حقایق اجتماعی
اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب کارکرد، عرف و ارزش زیبایی‌ شناختی همچون حقایق اجتماعی" ثبت می‌کند