کتاب زمان یخزده نوشتهی آروین آبادی و توسط انتشارات ناودون منتشر شده است. این رمان با روایتی واقعگرایانه و گاه سورئال، زندگی سه شخصیت اصلی را در همسایگی یکدیگر به تصویر میکشد. داستان هر شخصیت بهصورت جداگانه روایت میشود و در نهایت، سرگذشت آنها بهگونهای به هم پیوند میخورد که تصویر کاملتری از زندگی در یک جامعهی شهری و روابط انسانی ارائه میدهد. نویسنده در پیشگفتار اشاره کرده است که بخشهایی از داستان بر اساس تجربههای شخصی او شکل گرفته و تلاش شده تا واقعیتهای تلخ و شیرین زندگی روزمره با چاشنی خیال و ایدهآلیسم در هم آمیخته شود. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید. درباره کتاب زمان یخ زده کتاب زمان یخزده اثر آروین آبادی، روایتی چندلایه از زندگی سه شخصیت به نامهای سامیار، بهمن و بهروز است که هر یک در همسایگی یکدیگر زندگی میکنند. ساختار کتاب بهگونهای طراحی شده که هر فصل یا بخش به یکی از این شخصیتها اختصاص دارد و روایتها بهصورت پازلوار در کنار هم قرار میگیرند تا در پایان، تصویری جامع از سرگذشت آنها شکل بگیرد. نویسنده با نگاهی واقعگرایانه و در عین حال با بهرهگیری از عناصر سورئال و ایدهآلیسم، به دغدغهها، شکستها، امیدها و ناامیدیهای شخصیتها میپردازد. فضای داستان، شهری خاکستری و پر از روزمرگی است که در آن، آدمها با مشکلات اقتصادی، روابط پیچیده و خاطرات تلخ دستوپنجه نرم میکنند. روایتها گاهی به دروننگریهای فلسفی و تأملات شخصی کشیده میشود و گاه با جزئیات زندگی روزمره و روابط انسانی آمیخته است. زمان یخزده با تمرکز بر پیوندهای انسانی، تنهایی، عشق و از دستدادن، تصویری ملموس از زندگی معاصر ارائه میدهد و خواننده را به تماشای فرازونشیبهای روحی و اجتماعی شخصیتها دعوت میکند. خلاصه داستان زمان یخ زده هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! زمان یخزده با روایت سامیار آغاز میشود؛ مردی که درگیر روزمرگی، تنهایی و مشکلات مالی است و زندگیاش در آپارتمانی قدیمی با همسایگانی متفاوت میگذرد. سامیار شغلش را از دست داده و با خاطرات پدر و مادر از دسترفتهاش و عشقش به کمند روزگار میگذراند. رابطهی او با کمند، تنها نقطهی امید زندگیاش است؛ اما حادثهای تلخ، کمند را به کما میبرد و پس از بهبودی، او دیگر سامیار را به یاد نمیآورد. این ضربه، سامیار را به مرز فروپاشی میکشاند و در همین حین، نوههای پدربزرگش خانه را از او میگیرند و او بیخانمان میشود. در کنار سامیار، شخصیتهای دیگری چون بهمن و بهروز نیز هر یک با مشکلات و دغدغههای خاص خود دستوپنجه نرم میکنند؛ از جوانی که مرگ را تجربه کرده و بازگشته تا پیرزنی که تنها سرگرمیاش زیرنظرگرفتن همسایههاست. روایتها با جزئیات دقیق از فضای شهری، روابط انسانی و حسرتهای زندگی پیش میرود. در نهایت، هر شخصیت با نوعی از دستدادن، تنهایی و امید به آینده روبهرو میشود و داستان با تأملی بر معنای زندگی، عشق و عبور از بحرانها به پایان میرسد. چرا باید کتاب زمان یخ زده را بخوانیم؟ زمان یخزده با روایتی صادقانه و بیپرده، تجربههای زیستهی شخصیتهایی را به تصویر میکشد که هر یک با نوعی از سرگشتگی، فقدان و امید دستوپنجه نرم میکنند. این کتاب با پرداختن به جزئیات زندگی روزمره، روابط انسانی و تأثیرات متقابل آنها، فرصتی برای همدلی و بازاندیشی دربارهی معنای زندگی و نقش خاطرات و عشق در عبور از بحرانها فراهم میکند. روایتهای پازلگونه و پیوند تدریجی سرگذشت شخصیتها، خواننده را به کشف لایههای پنهان داستان وادار میکند و نگاه تازهای به تنهایی، امید و پیوندهای انسانی ارائه میدهد. خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟ خواندن این کتاب به کسانی پیشنهاد میشود که دغدغهی تنهایی، از دستدادن، روابط انسانی و عبور از بحرانهای زندگی را دارند یا به روایتهای واقعگرایانه و تأملبرانگیز دربارهی زندگی شهری علاقهمندند. بخشی از کتاب زمان یخ زده «همه چیز در گیجی و ابهام من آغاز شد. روزها تکراری شدهاند. صبحی دیگر آغاز شد. مزهٔ چای دم نکشیدهٔ صبح، طعم شیر فاسدی که داخل لیوان ریخته شده که مزهٔ ترشش توی ذوق میزند، مزهٔ نانی خشک که از شدت سفتی نمیتوان آن را به دندان کشید، مزهٔ قسطهای عقب افتاده که شیرهٔ جان را با نهایت قساوت میدوشند؛ مزهٔ تنهایی؛ مزهٔ سرگردانی در دنیای محالات مادی امروز که پول حرف اول را میزند، مزهٔ درد زخمی که از فرط درد میسوزد، مزهٔ نگاههای پر از انتظار که انتظار سرکوفت را میکشند و انتظار شکست دارند تا آنها را به شما تحمیل کنند، مزهٔ روزمرگی که نمیتوانید از آن خارج شوید و مدام با آن پیش میروید؛ چقدر دنیا مزهٔ گندی
آروین آبادی ؛ متولد 1376؛ نویسنده و شاعر ایرانی است.