پرنسیپ

Le Principe

مشخصات کتاب پرنسیپ
مترجم :
ستاره یغمایی
شابک :978-600376397-5
قطع :رقعی
تعداد صفحه :152
سال انتشار شمسی :1397
سال انتشار میلادی :2015
نوع جلد :شومیز
سری چاپ :1
زودترین زمان ارسال :1 خرداد

معرفی کتاب پرنسیپ اثر ژروم فراری | ایران کتاب

کتاب «پرنسیپ» روایتی است خواندنی از زندگی «ورنر کارل هایزنبرگ»، فیزیکدان آلمانی که نظریات او تحولاتی عظیم در فیزیک کوانتوم ایجاد کرد. این تحولات نه فقط در ساحت علم، بلکه درجهان فلسفه و اندیشه نیز دگرگونی های اساسی را رقم زد. ژروم فراری، نویسنده بنام فرانسوی که در سال 2012 موفق به کسب جایزه گنکور شد، روایت گر داستان مواجهه هایزنبرگ با جهانی است که در آن کل هستیم که بسیار عظیم تر از چیزی است که تصور می کنیم، بزرگ تر از کشورهای در حال جنگ، ابعاد بزرگش آن چنان نامتناسب است که ادراک انسان ها فقط با در هم شکستن آنها می تواند حفظ شود.

کتاب پرنسیپ

قسمت هایی از کتاب پرنسیپ (لذت متن)
تو نتوانستی بخوابی در انتظار ماندی، آنجا، بر بلندای یک صخره، تا آفتاب از فراز دریای شمال طلوع کند. و من امروز اینگونه تو را تصور می‏کنم؛ قلبت در این شب در جزیره ی «هلیگولند» چنان زنده می‏تپد که من تقریبا می‏توانم آنجا به تو ملحق شوم، تویی که نامت در فهرست خاکستری کتابهای بی‏پایان مرجع و در میان نام‏های بیشمار آلمانی ناپدید شده است، و همراه با آن نام یک «اصل» غریب و غیرقابل درک.

به مدت سه سال در مونیخ، کپنهاگ و گوتینگن، با مسائلی کلنجار رفتی که به طور وحشتناکی پیچیده بودند آنقدر که حتی تو، که مرد جوان خوش‏بین و معصومی بودی، در آن زمان همانند رفقایی که بدشانسی آورده بودند، روزهایی را لعن و نفرین کنی، روزهایی که ایده ی مضحک مداخله در فیزیک اتمی به سرت می زد. تجربیات و آزمایشات همچنان نتیجه‏بخش بود و به بار می‏نشست. نتایجی که اکثرا نه تنها با پایه ی تفکر فیزیک کلاسیک مغایر بود، بلکه شدیدا با آن در تناقض هم قرار می‏گرفت، نتایجی که بی‏معنا بود اما با وجود این امکان بطلان و انکار آن وجود نداشت، که تصویری بود با مفهومی اندک از آنچه در درون یک اتم می‏گذرد، یا ابدا هیچ تصویری وجود نداشت. اما در جزیره ی «هلیگولند»، جایی که آمده بودی، صورتت در اثر حساسیت تغییر شکل داده بود، سعی می‏کردی تا خودت را در برابر گرده‏ها حفظ کنی، و شاید هم در مقابل نومیدی. تو دریافتی که دوران مقدس شمایل‏ها برای همیشه به پایان رسیده است، درست مانند زمانی که طفولیت به پایان می‏رسد. تو از شانه ی خدا می‏نگریستی و از میان سطح مادی اشیا، جایی را دیدی که مادیت آن در حال فروپاشی است. در آن محل مرموز، که حتی به آن محل هم نمی‏توان گفت، تناقضات همراه پندارها و جسمانیت از میان می‏رود؛ در آنجا هیچ اثری به جای نمی‏ماند که زبان انسان قادر به توصیف آن باشد، هیچ بازتابی از دوردست‏ها نیست، و فقط شکلی ضعیف از ریاضیات، که گنگ و هراس‏انگیز است به جای می‏ماند. خلوص قرینه‏ها، شکوه انتزاعی مبدأ ازلی، همه‏ی زیبایی‏های غیرقابل تصوری که همیشه آنجا بوده است، در انتظار آن است که اسرار خود را به روی تو بگشاید....