کتاب «زیگموند فروید: درآمدی کوتاه و نو» نوشتهی سوزان شوگرمن کوششی فشرده و در عین حال جدی برای بازخوانی اندیشهی فروید پس از بیش از یک قرن بحث، سوءتفاهم، ستایش و مخالفت است. کتاب در مجموعهی «مقدمههای راتلج بر روانکاوی معاصر» منتشر شده. شوگرمن، استاد روانشناسی دانشگاه پرینستون و پژوهشگری که سالها بر نظریهی فروید کار کرده است، نمیخواهد زندگینامهای مختصر از بنیانگذار روانکاوی بنویسد؛ مسئلهی اصلی او این است که فروید واقعا چه میگفت، چگونه به نظریههایش رسید و چه مقدار از تصویری که امروز از او داریم حاصل سادهسازیهای بعدی است. کتاب از همان ابتدا فروید را صرفا صاحب چند اصطلاح مشهور مانند نهاد، من، فرامن یا عقدهی ادیپ معرفی نمیکند. شوگرمن او را نظریهپردازی میبیند که میخواست از چند اصل بنیادی، مدلی برای توضیح پیچیدگی ذهن انسان بسازد. بخش نخست کتاب به همین معماری ذهن اختصاص دارد: اصل لذت، سائقها، تعارض نیروهای روانی، نهاد، من و فرامن و اصلاحاتی که فروید در طول زندگی فکری خود بر نظریهاش وارد کرد. اهمیت این بخش در آن است که نویسنده نظریهی فروید را دستگاهی ثابت و از ابتدا کامل نشان نمیدهد؛ نظریهای است که بارها در پاسخ به مشکلات درونی و یافتههای بالینی بازسازی شده است. بخش دوم از نظریهی عمومی ذهن فاصله میگیرد و سراغ آزمون آن در حوزههای مشخص میرود. شوگرمن ابتدا پروندهی معروف الیزابت فون ر. و بحث فروید دربارهی روانرنجوری را بررسی میکند، سپس به رویاها، زندگی ذهنی عادی در بیداری و سرانجام نگاه فروید به تمدن و جامعه میرسد. این ترتیب انتخاب مهمی است، زیرا نشان میدهد روانکاوی در نظر فروید فقط نظریهای دربارهی بیماران نبود. لغزشهای زبانی، فراموشیها، شوخیها، خیالپردازیها و رویاهای آدمهای بهظاهر سالم نیز برای او به همان اندازه اهمیت داشتند. مرز میان «ذهن بیمار» و «ذهن عادی» در این نگاه بسیار باریکتر از آن چیزی است که روانشناسی قرن نوزدهم تصور میکرد. یکی از هدفهای آشکار شوگرمن اصلاح برداشتهای رایج اما تقلیلگرایانه از فروید است. به اعتقاد او، بخشی از میراث فروید زیر لایهای از خلاصهسازیها و قرائتهای ثانویه پنهان شده است. بنابراین به جای اینکه فقط بگوید فروید چه نتیجهای گرفت، به مسیر استدلال او بازمیگردد: چه مشاهدهای باعث طرح یک پرسش شد، چه فرضی برای پاسخ ساخته شد و چه مشکلاتی نظریه را به اصلاح واداشت. همین روش کتاب را برای دانشجویی که نخستین بار با فروید روبهرو میشود ارزشمند میکند؛ خواننده با مجموعهای از «عقاید فروید» مواجه نیست، بلکه حرکت یک ذهن نظریهپرداز را دنبال میکند. امتیاز دیگر کتاب اختصار آن است. شوگرمن در فضایی اندک از نظریهی ذهن تا رویا، روانرنجوری و «تمدن و ملالتهای آن» حرکت میکند، بیآنکه متن کاملا به فرهنگنامهی اصطلاحات تبدیل شود. این فشردگی البته محدودیتی هم ایجاد میکند. کتاب قرار نیست تاریخ جامع روانکاوی، بررسی همهی مکاتب پسافرویدی یا داوری نهایی دربارهی اعتبار تجربی روانکاوی باشد. همچنین رویکرد نویسنده آشکارا بازخواننده و تا حدی مدافع فروید است؛ بنابراین خواننده برای سنجش جایگاه علمی امروز نظریههای فرویدی بهتر است آن را در کنار نقدهای تجربی و تاریخی روانکاوی بخواند. حتی ستایشهایی که برای کتاب نوشته شدهاند، بیش از هر چیز بر توان شوگرمن در بازیابی پیچیدگی فروید از زیر لایههای بدفهمی تأکید دارند. «زیگموند فروید: درآمدی کوتاه و نو» بیش از آنکه بخواهد ثابت کند فروید در همهچیز درست میگفت، نشان میدهد چرا هنوز نمیتوان بهآسانی از کنار او گذشت. بسیاری از واژههایش ممکن است امروز محل نزاع باشند، اما پرسشی که پشت آنها قرار داشت همچنان زنده است: آیا ما واقعا میدانیم چرا آنچه را میخواهیم، میخواهیم؟ فروید بیش از یک قرن پیش چراغی را به زیرزمین ذهن برد و از آن پس، حتی کسانی که نقشهی او را قبول ندارند، دیگر نمیتوانند وانمود کنند زیر خانه هیچ اتاق تاریکی وجود ندارد. شاید میراث ماندگار او نه پاسخهایی باشد که داد، بلکه آن لحظهی ناآرامی باشد که انسان برای نخستین بار به صدای قدمهایی گوش میدهد که از درون خودش میآیند.
درباره سوزان شوگرمن
سوزان شوگرمن استاد روانشناسی در دانشگاه پرینستون آمریکا و محقق سابق فولبرایت و همکار گوگنهایم است. جدیدترین کتاب او این است که خود فروید چه گفت: بازسازی زمانی نظریه ذهن او (انتشارات دانشگاه کمبریج، 2016).