0

کتاب تروریست خوب The Good Terrorist


  • قیمت : ۱۴,۰۰۰ تومان
  • قیمت برای شما : ۱۱,۹۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود

مروری بر تروریست خوب
ایران کتاب ایران کتاب

کتاب تروریست خوب، داستان زنی به نام آلیس ملینگز را روایت می کند که خانه اش را به مقر گروهی تندرو تبدیل کرده است که نقشه ی پیوستن به ارتش جمهوری خواه ایرلند را در سر می پرورانند. همزمان با تلاش آلیس برای حل و فصل تضاد بین ایدئولوژی و زندگی مرفه و بورژوای خود، همراهانش در مسیر کوشش برای ایجاد تغییرات اجتماعی علیه خودکامگی و سرمایه داری با چالش های غیرمنتظره ای روبه رو می شوند. نویسنده ی این اثر، دوریس لسینگ، با نشان دادن نقاط برخورد مسائل شخصی و سیاسی، موفق به خلق تصویری هیجان انگیز از قانون مداری و سرکشی شده است. تمرکز اصلی این کتاب بر آسیب شناسی داشتن ایمانی مطلق به یک ایدئولوژی است،این که چگونه شخصی مهربان مانند آلیس، چشم خود را بر روی خشونت های بی دلیل بسته و منفعلانه آن را می پذیرد. کتاب تلویحا به این نکته اشاره دارد که انتخاب های سیاسی افراد جامعه با اراده ی خود آن ها شکل نمی گیرد بلکه کنترل شده و تحت فرمان است. آلیس، شخصیت بسیار پیچیده ای داشته و داستانش، تصویری روان شناسانه و واقعیت گرایانه از ذهن بشر است و موفقیتی بزرگ برای نویسنده به حساب می آید. کتاب تروریست خوب، به عنوان پژوهشی شاخص در حوزه ی انگیزه های سیاسی، در اختیار طرفداران بی شمار دوریس لسینگ قرار گرفته است.

خرید و معرفی کتاب خواندنی تروریست خوب



انتشارات: مرواریدمروارید
مترجم: الهه مرعشی
نویسنده: دوریس لسینگ دوریس لسینگ
مشخصات تروریست خوب
قطع : رقعی
شابک : 978-964-191-021-3
وزن : 535
تعداد صفحه : 498
سال انتشار شمسی : 1389
سال انتشار میلادی : 1985
سری چاپ : 2

ویژگی ها

نویسنده ی کتاب برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات سال 2007

نکوداشت
A work of strong and scrupulous realism.
اثری با رئالیسمی مستحکم و دقیق.
Washington Post Book World Washington Post Book World

Engrossing.
هیجان انگیز.
Newsweek Newsweek

Powerful, effective, and page-turningly suspenseful.
قدرتمند، تأثیرگذار و بسیار پرتعلیق.
Christian Science Monitor Christian Science Monitor

لذت متن
آن بالا، طبقه ای از افراد وجود دارد که همه چیز را کنترل می کنند. اما ما... ما فقط یک مشت رعیت هستیم. ما نمی دانیم که ماجرا از چه قرار است و کاری هم از دستمان برنمی آید.

آلیس حداقل زمانی که کمک می کرد، این حس به سراغش نمی آمد که انگار موجود کوچکی بود که بر قله ی موجی بلند قرار دارد و با ترس و ناامیدی مادرش را صدا می زند؛ مادری که خیلی بی تفاوت در ساحل ایستاده است و به او توجه نمی کند.

بله، آلیس می دانست که چیزها را فراموش می کند، اما نمی دانست چگونه و چند وقت یک بار.