1. خانه
  2. /
  3. کتاب بر لبه روایت

کتاب بر لبه روایت

نویسنده: شراره یقینی
3.5 از 1 رأی

کتاب بر لبه روایت

دریچه‌ای نو برخوانش رمان
On the Edge of Narrative
انتشارات: نشراوی
٪10
850000
765000
معرفی کتاب بر لبه روایت
«بر لبه روایت: دریچه‌ای نو بر خوانش رمان» اثر شراره یقینی از یک تمایز ساده اما تعیین‌کننده آغاز می‌شود: خواندن رمان با خوانش رمان یکی نیست. خواندن می‌تواند با دنبال‌کردن ماجرا، شناخت شخصیت‌ها و دریافت مضمون پایان یابد؛ خوانش انتقادی زمانی آغاز می‌شود که بپرسیم متن چگونه این معناها را ساخته است، چه چیزی را آشکار و چه چیزی را پنهان کرده، راوی تا چه اندازه قابل اعتماد است، زمان چگونه سازمان یافته و صداهای مختلف درون اثر چه نسبتی با یکدیگر دارند. یقینی کتابش را در همین فاصله میان «داستانی که روایت می‌شود» و «شیوه‌ای که آن داستان به ما می‌رسد» قرار می‌دهد. این جهت‌گیری با سابقهٔ او در داستان‌نویسی و نقد ادبی پیوند دارد. یقینی پیش از این رمان «کشکا» و مجموعه‌داستان «زندگی خاکستری با عطر وانیل» را منتشر کرده و در جستارهای انتقادی‌اش به سراغ رمان و داستان معاصر رفته است. در این نوشته‌ها، او معمولا به یک نظریهٔ واحد وفادار نمی‌ماند؛ بسته به ساختمان اثر از روایت‌شناسی، نظریهٔ بینامتنیت، چندصدایی، نقد خواننده‌محور، اسطوره‌شناسی یا الگوهای مربوط به ساختار روایت استفاده می‌کند. «بر لبه روایت» را نیز باید در امتداد همین تلقی از نقد دید: نظریه زمانی ارزش دارد که چیزی را در متن قابل مشاهده کند، نه اینکه متن صرفا به نمونه‌ای برای اثبات نظریه تبدیل شود. یکی از مسائل اصلی این نوع خوانش، جایگاه راوی است. رمان هرگز جهان خود را بی‌واسطه در اختیار ما نمی‌گذارد؛ کسی یا چیزی آن را انتخاب، مرتب و روایت می‌کند. فاصله میان راوی و رویداد، تغییر زاویهٔ دید، حذف اطلاعات، جابه‌جایی میان سطوح روایت و ورود داستان‌های فرعی همگی می‌توانند معنای اثر را تغییر دهند. یقینی در نقدهایش به مفاهیم روایت‌شناسی ژرار ژنت توجه ویژه دارد؛ از سطح‌های روایی و فاصلهٔ روایی گرفته تا نسبت زمان، صدا و جایگاه روایتگر. اهمیت این مفاهیم برای او در نام‌گذاری تکنیک‌ها نیست، بلکه در فهم این مسئله است که چرا نویسنده یک واقعه را به شکلی خاص در اختیار خواننده قرار داده است. در کنار این نگاه ساختاری، مسئلهٔ تکثر صداها نیز مطرح می‌شود. حضور چند راوی الزاما به معنای چندصدایی نیست. ممکن است شخصیت‌های فراوانی حرف بزنند، اما همه در نهایت زبان و جهان‌بینی یک مرکز مسلط را تکرار کنند. مفهوم چندصدایی باختین برای تشخیص همین تفاوت اهمیت پیدا می‌کند: آیا شخصیت‌ها واقعا صاحب آگاهی و موضع مستقل‌اند یا نویسنده همه را در خدمت یک حکم نهایی قرار داده است؟ از همین‌جا خوانش رمان از بررسی تکنیک فراتر می‌رود و به مسئلهٔ قدرت در روایت نزدیک می‌شود. یقینی هم‌زمان نقش خواننده را نیز جدی می‌گیرد. متن ادبی مخزنی نیست که معنایی کامل در آن قرار گرفته باشد و منتقد فقط آن را بیرون بکشد. نشانه‌ها، بینامتن‌ها، سکوت‌ها و ابهام‌های یک رمان می‌توانند با دانش و تجربهٔ خوانندگان مختلف امکان‌های متفاوتی از معنا بسازند. البته این آزادی نامحدود نیست؛ تفسیر زمانی قابل دفاع است که بتواند به خود متن بازگردد و برای ادعایش شاهد ارائه کند. ارزش رویکرد کتاب در همین حفظ تعادل میان آزادی خواننده و مقاومت متن است. محدودیت چنین شیوه‌ای نیز روشن است. ترکیب چند دستگاه نظری اگر کنترل نشود، ممکن است نقد را به انباشتی از اصطلاحات تبدیل کند یا مرز میان مفاهیمی را که از سنت‌های فکری متفاوت آمده‌اند کمرنگ سازد. نقد «ترکیبی» زمانی موفق است که انتخاب هر مفهوم از ضرورت خود رمان برخیزد. نقطهٔ قوت رویکرد یقینی در بهترین نمونه‌هایش دقیقا همین است: به‌جای آغاز از نام نظریه‌پرداز، از مسئله‌ای در متن حرکت می‌کند و بعد ابزار مناسب را انتخاب می‌کند. «بر لبه روایت» به خواننده پیشنهاد نمی‌کند پس از پایان رمان فورا دربارهٔ خوب یا بد بودنش حکم بدهد. پیشنهاد دشوارتری دارد: چند لحظه روی همان لبه‌ای بمانیم که داستان به روایت تبدیل می‌شود. اغلب چیزی که رمان را از ماجرایش بزرگ‌تر می‌کند درست همان‌جاست؛ در فاصله‌ای که میان آنچه اتفاق افتاده و شیوه‌ای که به ما گفته شده باقی مانده است.
درباره شراره یقینی
درباره شراره یقینی

شراره یقینی نویسنده ایرانی متولد سال 1345 می‌باشد.

اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب بر لبه روایت" ثبت می‌کند