در قلمرو پادشاهان

زندگی من در عربستان سعودی
Inside the Kingdom: My Life in Saudi Arabia

مشخصات کتاب در قلمرو پادشاهان
مترجم :علی رضا میراسدالله
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
شابک :978-964-380-120-5
سال انتشار شمسی :1396
سال انتشار میلادی :2004
تعداد صفحه :264
سری چاپ :11
زودترین زمان ارسال :5 فروردین

از پرفروش ترین کتاب های نیویورک تایمز

معرفی کتاب در قلمرو پادشاهان اثر کارمن بن لادن | ایران کتاب

کتاب قلمرو پادشاهان، اثری نوشته ی کارمن بن لادن است که اولین بار در سال 2004 انتشار یافت. کارمن بن لادن در یازدهم سپتامبر سال 2001، خبری شنید مبنی بر این که برج های دوقلوی نیویورک مورد اصابت هواپیما قرار گرفته اند. او بلافاصله می دانست که برادر شوهر سابقش، اسامه بن لادن، نقشی در این حادثه ی تروریسی ترسناک داشته است. او همچنین می دانست که زندگی خودش و خانواده اش دیگر هیچ وقت مثل گذشته نخواهد شد. کارمن که نیمه سوییسی نیمه ایرانی است، با یکی از مردان خانواده ی بن لادن ازدواج کرد (و بعدا طلاق گرفت) و به دنیای خاندانی پیچیده و گسترده پا گذاشت؛ خاندانی از جامعه ای که نه آن را می شناخت و نه آن را درک می کرد. داستان او در کتاب قلمرو پادشاهان، ما را وارد خانواده ی بن لادن و یکی از ثروتمندترین، اسرارآمیزترین و سرکوب گرترین پادشاهی های جهان می کند.

کتاب در قلمرو پادشاهان

نکوداشت های کتاب در قلمرو پادشاهان
An engaging memoir.
شرح حالی جذاب.
Publishers Weekly Publishers Weekly

A courageous story.
داستانی جسورانه.
USA Today USA Today

A penetrating, unusually intimate look into Saudi society.
نگاهی نافذ و به شکل عجیبی شخصی به جامعه ی سعودی.
Amazon Amazon

قسمت هایی از کتاب در قلمرو پادشاهان (لذت متن)
یک روز صبح در ماه نوامبر، یسلام با هول و هراس از شرکت به خانه آمد و گفت: «مکه تسخیر شده است، صدها خشکه مقدس دوآتشه به مسجد مکه ریخته اند و اداره ی مقدس ترین مکان اسلامی در جهان را به دست گرفته اند. در ساعات اذان، رهبرشان بیانیه های آتشین علیه آل سعود و رشوه خواری و فساد آن ها صادر می کند و بیش از همه، شاهزاده نایف، عهده دار امور مکه را هدف قرار داده است. آن ها برای رسیدن به هدف خود از اتاقک های خالی در اطراف مکان مقدس که متعلق به شرکت بن لادن بود و هرگز مورد بازرسی قرار نمی گرفت، استفاده کرده بودند و ما قطعا اولین کسانی بودیم که از موضوع باخبر می شدیم.

وقتی شاه خالد خبردار شد، اولین کاری که کرد، قطع تمام خطوط تلفنی در کشور بود. من نمی توانستم با مادرم تماس بگیرم و او را از نگرانی احتمالی - در صورت آگاهی از اخبار - برهانم. ولی هیچ راهی برای تماس تلفنی در کشور وجود نداشت. به دستور شاه، روزنامه ها نیز چند روز اول هیچ خبری از اتفاقات مکه چاپ نکردند، ولی شایعه ها و اخبار ضد و نقیض، دهان به دهان می گشت، فرودگاه های کشور نیز به دلیل قطع خطوط تلفن دچار مشکل شده بودند و هدایت ترافیک هوایی از دستشان خارج شده بود.

اولین بار که یسلام بن لادن را ملاقات کردم، تصور نمی کردم که او زندگی ام را تا ابد تغییر خواهد داد. فصل بهار بود و توریست های عرب در همه جای ژنو در رفت و آمد بودند. رابطه ی ما از مرز تابستان گذشت و یسلام کم کم مرا وارد زندگی خصوصی اش کرد. مرا به دیگر اعضای خانواده اش معرفی کرد و به من گفت که ۲۴ برادر و ۲۹ خواهر دارد. مادر یسلام مثل مادر من ایرانی بود، زنی با صدای نرم و پایین، صورتی شیرین و دلنشین و موهایی تیره. او لباس بلندی به تن می کرد و روسری ساده ای به سر داشت، ما فارسی حرف می زدیم. مقدمات ازدواج فراهم شد. ام یسلام و فوزیه ما را با خود به محله طلافروش ها بردند. به نظر می رسید طلافروشی ها تنها مکان های عمومی هستند که زنان بن لادن ها تاکنون پا در آن نهاده اند. قدم زدن در میان انبوه زنان بی چهره ای که در زیر چادرهای سیاه پنهان شده بودند، بسیار مشکل بود و من گم شدم و نمی توانستم آن ها را تشخیص دهم.