1. خانه
  2. /
  3. کتاب گلگشتی در پهنه ادب فارسی

کتاب گلگشتی در پهنه ادب فارسی

3 از 1 رأی

کتاب گلگشتی در پهنه ادب فارسی

18 مقاله در زمینه ادب کهن و ادیبان معاصر
Golgashti dar pahneye adab-e farsi
انتشارات: مروارید
٪15
640000
544000
معرفی کتاب گلگشتی در پهنه ادب فارسی
«گلگشتی در پهنه ادب فارسی» نوشتهٔ مهران افشاری مجموعه‌ای از هجده مقاله دربارهٔ ادبیات کلاسیک فارسی و چند تن از پژوهشگران و ادیبان معاصر ایران است. کتاب مقالاتی را کنار هم قرار می‌دهد که موضوعشان از فردوسی، سنایی، عطار، سعدی و شمس تبریزی تا محمدباقر حبله‌رودی و متون و باورهای اهل حق امتداد پیدا می‌کند. در بخش‌های مربوط به معاصران نیز افشاری دربارهٔ فضل‌الله صبحی مهتدی، مجتبی مینوی، سیدصادق گوهرین، فریدون توللی، عبدالحسین زرین‌کوب، محمدامین ریاحی، ابوطالب میرعابدینی، مهدی مداینی و ایرج افشار نوشته است. بنابراین با کتابی دارای یک تز واحد روبه‌رو نیستیم؛ وحدت آن را بیشتر باید در شیوهٔ نگاه نویسنده جست‌وجو کرد. این شیوهٔ نگاه از سابقهٔ پژوهشی افشاری جدا نیست. او از دههٔ ۱۳۶۰ در حوزهٔ ادبیات فارسی، تصوف، فتوت، فرهنگ عامه و تصحیح متون فعالیت کرده و سال‌ها با دانشنامهٔ جهان اسلام همکاری داشته است. تصحیح یا پژوهش دربارهٔ آثاری مانند «هفت لشکر»، «قصهٔ حسین کرد شبستری»، «فیروزشاه‌نامه»، فتوت‌نامه‌ها و متون مربوط به آیین جوانمردی نشان می‌دهد که بخش مهمی از کار او در حاشیهٔ مرز سنت موسوم به «ادبیات رسمی» شکل گرفته است؛ جایی که شعر کلاسیک با قصهٔ عامیانه، تصوف با رسوم اجتماعی و متن مکتوب با فرهنگ شفاهی برخورد می‌کند. مقالات مربوط به ادب کهن در «گلگشتی در پهنه ادب فارسی» نیز باید در همین افق خوانده شوند. افشاری معمولا از ساختن نظریه‌های کلان دربارهٔ یک شاعر آغاز نمی‌کند. نقطهٔ ورود او اغلب یک بیت، یک حکایت، یک واژه، یک روایت موازی، یک منبع کمتر دیده‌شده یا اختلافی میان نسخه‌هاست. از جزئیات حرکت می‌کند و سپس نشان می‌دهد آن نکتهٔ کوچک چگونه می‌تواند فهم ما از یک متن یا سنت را تغییر دهد. این روش در مجموعهٔ پیشین او، «نکته‌های ناگفته»، نیز آشکار بود؛ کتابی که در آن از منوچهری و عطار تا سعدی و حافظ، موضوع اصلی یافتن نکته‌هایی بود که در پژوهش‌های متعارف کمتر به آنها توجه شده است. «گلگشتی» ادامهٔ همین سنت مقاله‌نویسی است، هرچند دامنهٔ زمانی و انسانی گسترده‌تری دارد. حضور فردوسی، سنایی، عطار، سعدی و شمس در یک مجموعه در نگاه نخست نامتجانس به نظر می‌رسد، اما علایق خود افشاری میان آنها پل می‌زند. ادبیات حماسی، تصوف و فرهنگ عامه سه حوزه‌ای هستند که بارها در کارنامهٔ او با هم تماس پیدا کرده‌اند. تصحیح «هفت لشکر» او را به ادامهٔ مردمی و شفاهی جهان شاهنامه برده؛ کار بر دیوان عطار و رسائل صوفیانه او را با مسئلهٔ انتقال و دگرگونی سنت عرفانی درگیر کرده؛ و پژوهش دربارهٔ فتوت و اهل حق نیز سبب شده ادبیات را صرفا مجموعه‌ای از آثار ممتاز شاعرانه نبیند، بلکه آن را درون شبکه‌ای از آیین‌ها، باورها و زندگی اجتماعی بخواند. همین گستردگی، مقاله‌های کتاب را از تمرکز صرف بر زیبایی‌شناسی شعر دور می‌کند. نیمهٔ دیگر کتاب کیفیت متفاوتی دارد. اینجا موضوع خود کسانی هستند که فرهنگ و ادبیات ایران را پژوهیده یا منتقل کرده‌اند. حضور مجتبی مینوی، زرین‌کوب، ریاحی و ایرج افشار کتاب را به نوعی تاریخ کوچک پژوهش ادبی در ایران معاصر تبدیل می‌کند. در بعضی از این نوشته‌ها فاصلهٔ مقالهٔ پژوهشی و خاطره کم می‌شود. نمونهٔ روشن آن نوشتهٔ افشاری دربارهٔ ایرج افشار است که از نخستین آشنایی او با نام افشار در دوران دبیرستان و سپس سال‌های همکاری علمی سخن می‌گوید. چنین نوشته‌هایی از نظر روش با مقاله دربارهٔ یک متن کهن یکسان نیستند، اما چیزی را ثبت می‌کنند که در تاریخ رسمی ادبیات معمولا از دست می‌رود: شیوهٔ کار، روابط انسانی و سنت انتقال دانش میان چند نسل از پژوهشگران. همین ناهمگونی هم امتیاز کتاب است و هم محدودیت آن. خواننده‌ای که انتظار کتابی منظم دربارهٔ تاریخ ادبیات فارسی دارد، احتمالا با حرکت از یک موضوع به موضوع دیگر احساس گسست خواهد کرد. هجده مقاله الزاما یک استدلال واحد را پیش نمی‌برند و سطح برخی نوشته‌های پژوهشی با نوشته‌های یادبود یا شخصی تفاوت دارد. اما کتاب قصد تاریخ‌نگاری جامع هم ندارد. عنوان «گلگشت» انتخاب دقیقی است: نویسنده در پهنه‌ای وسیع حرکت می‌کند و هر بار مقابل جزئی می‌ایستد که ارزش دوباره دیدن دارد. وجه متمایز کار افشاری اعتماد او به جزئیات است. ادبیات برای او فقط چند نام بزرگ و چند اثر تثبیت‌شده نیست؛ حاشیهٔ نسخه‌ای، قصه‌ای عامیانه، رسم یک طریقت یا خاطره‌ای از پژوهشگری که دیگر نیست نیز می‌تواند بخشی از تاریخ ادبی باشد. در چنین نگاهی، گذشته یک ساختمان باشکوه و تمام‌شده نیست. بیشتر شبیه کتابخانه‌ای قدیمی است که هنوز لای بعضی کتاب‌هایش کاغذهایی مانده که کسی درست نخوانده است.
درباره مهران افشاری
درباره مهران افشاری
مهران افشارى (متولد:1346-تهران)، پژوهشگر، عضو هیأت علمی دانشنامه جهان اسلام، مدیر گروه ادبیات وزبانها، مسئول شاخه ادبیات فارسی اصطلاحات مفاهیم علوم فنون کتابها
در سال 1346ش در تهران متولد شد. وى داراى مدرک فوق ليسانس زبان و ادبيات فارسی است. نخستين مقاله تحقيقى وى، در بهار 1368ش در چيستا چاپ شد و تا سال 1389ش نزدیک به 70 مقاله تحقيقى در نشريات معتبر و دايرةالمعارف‌ها چاپ كرده و از سال 1376ش، عضو هيئت پژوهش و مؤلف دانشنامه جهان اسلام بوده است.
اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب گلگشتی در پهنه ادب فارسی" ثبت می‌کند